مهميد،كارگري زحمت كش

از گذشته هاي دور تا به امروز ، بسياري از افراد جهت امرار معاش به شهرهاي ديگر مهاجرت مي نمايند. اكثر اين افراد به دليل نداشتن سواد، به عنوان كارگر ساختماني مشغول به كار مي شوند. در بندرديلم ، كارگران عمدتاً ازاستان كهگيلويه و بويراحمد مي باشند.
يكي از اين افراد كه براي مردم ديلم چهره آشنايي دارد آقاي مهميد جنتي مقدم است.شرح حال زندگي اين كارگر زحمت كش به زبان خودش شنيدني است :
من در سال 1336 در روستاي بردراسون از دهستان بهمئي سرحدي ، بخش ديشموك شهرستان دهدشت (كهگيلويه) به دنيا آمدم .4 فرزند دارم.دو دختر و دو پسر.يكي از دخترانم دانشجوي كارشناسي دانشگاه آزاد رشته ي كامپيوترمي باشد.پسرم هم كارگري مي كند.
زندگي من با سختي شروع شد، وقتي كه هشت ماهه بودم پدر و در سن يك سالگي مادرم را از دست دادم. به دليل نداشتن سرپرست از تحصيل و رفتن به مدرسه محروم شدم.زندگي دشوار و فقر شديد باعث گرديد تا در سال 1349 ، هنگامي كه سيزده سال بيشتر نداشتم جهت پيداكردن كار عازم بندرديلم شوم. چون توان كار بنايي نداشتم در منازل مردم با كار روي تلمبه آب امرار معاش مي كردم.( در آن سالها به علّت عدم وجود پمپ برقي از تلمبه ي دستي استفاده مي شد.
از خاطرات شيرين من در آن مقطع سني ، كاركردن در منزل مرحوم حاج رسول ريگستاني بود كه بعد از سه روز كار و پذيرايي صبحانه و ناهار ، مبلغ 50 تومان به من دستمزد داد. در آن وقت دستمزد كارگر روزي 6 تومان بود. بسيار خوشحال شدم و پيش دوستانم قيافه مي گرفتم كه 50 تومان پول دارم !! در گذشته رفتار مردم خيلي بهتر بود و نسبت به حق الناس حساس بودند. ولي متاسفانه درحال حاضر بعضي از مكانها كه كارگري مي كنم ، دستمزد كارگر را يا نمي دهند ويا با تاخير مي پردازند!!؟؟ يكي ديگر از خاطرات خوب من در زمان سروان محزون فرمانده ي وقت ژاندارمري بود.در هنگام تخليه ي كارتن هاي سيگار(محموله قاچاق) در يك منبع بزرگ، توسط نيروي ژاندارمري دستگير شدم . خيلي ترسيده بودم و دست وپايم مي لرزيد ! وقتي سروان محزون من را با آن وضعيت ديد، گفت : پسرم براي چي مي ترسي ! من اين لباس نظام را براي اجراي قانون پوشيده ام .بعد پيشاني من را بوسيد وگفت برو و ديگه از اين كارها انجام نده!!. مهميد در ادامه افزود : ما كارگرها امنيت شغلي نداشته و اگر مريض شديم درآمدي جهت ادامه زندگي نداريم . از ديگر مشكلات ما وضعيت بيمه مي باشد ، هرچند بيمه ي عشايري داريم ولي اين بيمه مزاياي چنداني ندارد. به عنوان مثال، من الان به خاطربيماري، بايد عمل جراحي انجام دهم ولي از پرداخت هزينه ي بيمارستان ناتوانم .
مهميد جنتي مقدم در پايان اظهار داشت : اميدوارم مسئولين عزيز به فكر ما كارگران باشند به خصوص در مواقع بيماري كه هزينه بيمارستانها بسيار سنگين است.!!؟؟ در حاليكه با آقاي مهميد جنتي مقدم خداحافظي مي كردم ، به اين فكر فرو رفتم ، كشوري با داشتن اين همه منابع ،ذخاير و ثروت، چرا بعضي از افراد جامعه ما هنوز دغدغه ي هزينه زندگي و سلامت خود را دارند!!!؟؟؟ به پايان آمد اين دفتر ، حكايت همچنان باقي است ..




جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم.