

از میان دورههای آموزش زبان انگلیسی که بهصورت خودآموز و بینیاز از معلم و کلاس به شما انگلیسی میآموزد بیشک دورهی زبان انگلیسی مهندس نصرت شناختهتر و در دسترستر و البته نسبتاً ارزانتر است. دورهی آموزش زبان نصرت دقیقاً چیست؟ و چه ویژگیهایی دارد؟
برای پاسخ به پرسشهای فوق کمی در تاریخ عقب میرویم. حوالی دهه ۶۰ میلادی دکتر پل پیمزلر روشی را در آموزش زبان ابداع کرد تماما بر اساس شنیدن و حرف زدن. دورههای آموزش زبانهای مختلفی که براساس این روش تهیه شدند به دورههای آموزش زبان پیمزلر مشهور و شناخته شدند و میشوند و اساس دورهی نصرت را نیز تشکیل میدهند. دکتر پیمزلر مخاطب علاقهمند به یادگیری زبانی را در نظر گرفت که به هردلیلی نمیخواهد یا قادر نیست به مهارتهای نوشتن و خواندن بپردازد. از این رو بارزترین ویژگی دورههای وی نداشتن کتاب و کتابچهی تمرین و نبود تمرینات خواندن و نوشتن است. دکتر پیمزلر، اصل را بر زبان طبیعی و فارغ از پیرایههای بعدیای دانست که تمدن به زبان اضافه کرده است: خواندن و نوشتن.
نه این که خواندن و نوشتن را بهعنوان دو مهارت از مهارتهای چهارگانهی زبانآموزی نمیپذیرفت. نه. استدلالش این بود که برای شروع و برای بسیاری از افراد، این دو مهارت – در آغاز کار – هم دشواریآفریناند، هم زمانبر و هم کاهندهی لذت اصلی و اولیهی دو مهارت اصلی و ریشهای زبان: سخنگفتن و گوشدادن. نوشتن و خواندن را، از این رو، بنا به سلیقهی فرد بعدها میتوان بر مبنای دو مهارت اولیه و طبیعی زبان بنا و تقویت کرد.
بنابراین، دورههای پیمزلر صرفاً متکی بر گوش و گوشدادن هستند. اما این همهی ماجرا نیست. حتماً قبلاً بسیاری از نوارهای آموزشی و امروزه سیدیهای آموزشی را دیدهاید که هدفشان آموزش لغات و جملات انگلیسی است. اساس این دورهها چنین است: کلمهای فارسی گفته میشود و بعد معادل انگلیسی آن پخش میشود. یا جملهای فارسی خوانده میشود و بعد معادل آن جمله به انگلیسی گفته میشود. در این دورهها فرض بر این است که زبانآموز اگر حواسش را جمع کند و توجهاش را به درسها معطوف سازد و درست تکرار کند مطالب را خواهد آموخت. یعنی جمعشدن حواس و عطف توجه بر عهدهی زبانآموز است. اگر انجام داد میآموزد و اگر نه، نه! اما پیمزلر و یا نصرت خودمان اینگونه نیست. در روش پیمزلر، گویندهی دوره، با مخاطب سخن میگوید. درست مانند زمانی که معلمی خصوصی در کنار زبانآموز نشسته است و بهتدریج کلمات و جملات را به او میآموزد. در این حالت، معلم با خلق موقعیت و ایجاد فضای نیاز اجازه نمیدهد حواس زبانآموز پرت شود و به چیزهای دیگری غیر از زبان فکر کند و بنابراین توجه زبانآموز را تماماً به خود و البته به مطلبی که قرار است آموخته شود جلب میکند. و بجای حفظ طوطی وار و منفعلانه، زبان را به صورت آگاهانه، نیازمندانه و فاعلانه می آموزد. بجای این که بگوید درخت، انگلیسیاش میشود tree، مثلاً میگوید "حالا میخوایم ببینیم انگلیسیها به درخت چه میگویند"با این کار حواس زبانآموز را تماماً به خود جلب کرده و موقعیتی معمایی را برای او تصویر میکند و ذهن او را کاملاً تیز و آماده کرده و نیاز به دانستن پاسخ این معما را در زبانآموز ایجاد میکند. یا اینکه : داریم توی پیادهرو راه میریم که ناغافل به کسی تنه میزنیم، چطوری ازش عذرخواهی میکنیم؟
به همین دلیل است که –مثلاً- در دورههای نصرت بیشتر از آن که انگلیسی بشنویم، فارسی میشنویم. دلیل آن، همانگونه که گفتم، تلاش گوینده در خلق موقعیت و بهکارگرفتن تمام توجه زبانآموز به مطلب و درگیرکردن او با مبحث جدید است.
همچنین مدام درسهای پیشین مورد آزمون و پرسش قرار می گیرند. اگر کلمه ی tree را آموزش داد، بعد از مثلا ۵ ثانیه، ۲۵ ثانیه، ۲ دقیقه، ۱۰ دقیقه و ... دوباره پرسیده و یادآوری میشود.
تکنیک دیگر، تکنیکی زبانی است. معمولاً چنین است که جملهای به انگلیسی گفته میشود و از زبانآموز خواسته میشود که عیناً آن را یکضرب از ابتدا تا انتها تکرار کند! ولی پیمزلر چنین نمیکند. بلکه بعد از گفتن تمام جمله، جمله را به قطعات بزرگشوندهای تقسیم میکند و از آخر به اول، قطعات جمله گفته میشوند و زبان آموز تکرار میکند. این قطعات هربار رو به آغاز جمله بزرگتر میشوند. قطعات جمله که گفته و تکرار شدند اکنون نوبت تکرار کل جمله است. برای مثال:
I meet him once a week.
week
a week
once a week
him once a week
meet him once a week
I meet him once a week.
این تکنیک ابداع پیمزلر نیست ولی پیمزلر از آن نهایت استفاده را میبرد.
تکنیک دیگر، تکنیک درختی یا مفاهیم همموضوع هستند. به این صورت که کلمات، عبارات و اصطلاحات و جملات یک موضوع خاص، صرفاً در آن سطح خاص، بصورت گروهی و زنجیروار آموزش داده میشوند. مثلاً مفاهیم مورد نیاز برای زمانی که به رستوران میرویم.
تکنیک دیگر نقشپذیری است. فرض کنید مکالمهای است بین یک افسر پلیس و رانندهای که تخلفی را مرتکب شده است. بعد از این که مکالمه با تکنیکهای قبلی آموخته شد، حالا نوبت نقشپذیری است. مکالمه آغاز میشود. افسر پلیس شروع میکند. ولی جملهی راننده گفته نمیشود. نوبت شماست که بجای راننده همان جمله را بگویید. درواقع شما دارید با افسر صحبت میکنید. به همین صورت تا انتهای مکالمه. دوباره نقش عوض میشود و اکنون بجای افسر با راننده صحبت میکنید.
دورههای پیمزلر برای اکثر زبانهای زندهی دنیا و در سطوح مختلف تهیه و تولید شده است. زبان گوینده، انگلیسی است. یعنی یا باید انگلیسیزبان باشید که از آنها استفاده کنید و یا اینکه انگلیسی بدانید و از طریق انگلیسی، زبانهای دیگر را بیاموزید. آموزش فارسی آن نیز – البته از طریق انگلیسی - موجود است.
دورهی نصرت درواقع ایرانیشدهی دورههای پیمزلر است با چاشنیهای خاص مهندس نصرت. و هدفش آموزش زبان انگلیسی از طریق فارسی.
دورهی نصرت برای کسانی مناسب است که از مهارتهای زبانی، یا کلاً و یا فعلاً، فقط سخنگفتن و گوشدادن را نیاز دارند و وقت و یا حوصلهی کتاب و دفتر و مشق و نوشتن را ندارند.
بهرغم مزایای خوبی که دورههای پیمزلر بهطور اعم و دورهی نصرت بهطور اخص دارند یک عیب بزرگ نیز دارند. عیب آنها این است که زبان واسط - انگلیسی برای دورههای بینالمللی پیمزلر و فارسی برای دورهی نصرت - تا بالاترین سطوح آن حضور و نمود دارد. و این عیب بزرگی است چون وجود زبان واسط موجب میشود زبان هدف، صرفا از طریق زبان واسط آموخته شود و از این رو، بسیاری از ریزهکاریهای زبان هدف، که از طریق زبان واسط قابلانتقال نیست به ذهن زبانآموز وارد نمیشود و زبانآموز از طرز فکر سخنگویان آن زبان اطلاع چندانی نمییابد. مضافاً این که چون مفاهیم زبان بیگانه را از طریق زبان واسط آموختهایم هنگامی که مطلبی به آن زبان میشنویم ابتدا در ذهنمان آن را به زبان آشنا ترجمه! کرده و آنگاه از ترجمهی خود آن قطعه را میفهمیم! راه درست آن است که زبانآموز – اگر هدفمان یادگیری زبان انگلیسی است – مستقیماً از طریق زبان انگلیسی، زبان انگلیسی را بفهمد نه از طریق فارسی. برای مثال، apple را باید به apple بفهمیم نه به سیب. cage را باید به cage بفهمیم نه به قفس. و درست همانگونه که زبان فارسی، حوزهای زبانی را در ذهن ما به خود اختصاص داده است و از طریق آن به فارسی سخن میگوییم و سخن میفهمیم و جهان بیرون را طبقهبندی زبانی میکنیم و ... زبان انگلیسی نیز بتدریج باید چنین حوزهای را در ذهنمان به خود اختصاص دهد تاحد زیادی مستقل از زبان فارسی. هنگام فارسی گفتن و فارسی شنیدن بايد به حوزهی فارسی و هنگام انگلیسی گفتن و انگلیسی شنیدن به حوزهی انگلیسی رجوع کنیم. دورههای پیمزلر و به تبع آن دورهی نصرت، چنین حوزهی مستقلی را برای زبان هدف ایجاد نمیکنند بلکه آن را ذیل زبان واسط (انگليسي يا فارسي) و در دل آن! تعریف میکنند و این کار بهلحاظ آموزشی کار نادرستی است.
با این همه و در مجموع، برای کسانی که فقط سخنگفتن و گوشدادن را نیاز دارند و وقت و حوصلهی شرکت در کلاس را ندارند و مهارتهای خواندن و نوشتن را هم نمیخواهند، عجالتاً همین دورههای پیمزلر و یا نصرت خودمان پیشنهاد میشود.
وبسایت رسمی پیمزلر