مرحوم هاشم ایازی(فایز خوان جنوب)

دهه ی 1340،غروب روز چهارشنبه ،آفتاب کم کم از روی بهمنشیر و نخلستان های آبادان ،چهره زیبای خود را پنهان می کند. ناخدایان و ملوانان دیلمی ، گناوه ای و بندر ریگی در لنج های خود بر روی اسکله ی آبادان ، خسته از کار روزانه ، گوش به رادیو سپرده تا بار دیگر صدای مردی از دیار خود را بشنوند .صدای گرم مالک جرموز گوینده ی پرتلاش رادیو درفضای شهر می پیچد
اینجا آبادان است ،رادیو نفت ملی
در این قسمت از برنامه توجه شنوندگان عزیز را جلب می نماییم به فایز خوانی آقای هاشم ایازی ...
لحظاتی بعد صدای دلنشین و پر سوز و گداز هاشم ایازی در آسمان آبادان، این شهر دوست داشتنی طنین انداز می گردد. ملوانان با تبسم نگاهی به هم انداخته ،می گویند این صدای هاشم خودمونه ....
مرحوم هاشم ایازی در سال 1294 در بندر دیلم متولد گردید .در دوران کودکی ابتدا پدر و سپس پدر بزرگ خود را از دست داد .مشکلات عدیده در آن زمان .باعث گردید او به ناچار در سن 10 الی 12 سالگی با عموی خود راهی سفرهای طولانی دریا شود .درد و رنج، فقدان پدر و دوری از خانواده را با زمزمه های غم انگیز فایز خوانی سپری می کرد .صدای حزن انگیز او ترسیم کننده ی ناله های درون خود و دشواری زندگی مردم جنوب بود . در شب های تابستان ، اقوام ، خویشان و همسایه ها در حیاط منزل نشسته بر روی بوریا حصیری دور او گرد می آمدند .در حالیکه کور سوی فانوسی ، روشنی بخش محفل آنان بود و او برایشان فایز می خواند.....
در سال 1321 بدنبال مهاجرت مادر و برادرش به آبادان ،او هم عزم غربت می کند و در پالایشگاه آبادان مشغول به کار می شود .در وقت فراغت، کارگران پالایشگاه که اکثرا هم جنوبی بودند دور او حلقه زده و از او می خواهند که فایز بخواند ، واو می خواند...صدای دلنشین او در فضای پالایشگاه می پیچد، ابیات او شرح حال سختی های مردم زجر کشیده ی جنوب است. قهوه خانه محمود بوشهری در خیابان زند ،نزدیک فروشگاه الفی ،پاتوق دوستداران او می شود .آن روزا همه در آبادان او را را به نام فایز می شناختند. صدای گرم او باعث شد تا رادیو نفت ملی که یادگار ارزشمندی از جنبش پیروزمندانه ملت ایران به رهبری دکتر مصدق است ، در برنامه های موسیقی خود ،بخشی را به شروه و فایز خوانی اختصاص دهد.
مرحوم هاشم ایازی همواره از صدای زیبای مرحوم موسی رفیعی یاد می کرد و او را الگوی خود در شروه و فایز خوانی می دانست .مرحوم هاشم ایازی سالها در پالایشگاه آبادان و پس از آن در جزیره خارگ ،لاوان و بوشهر فعالیت داشت .تا اینکه با شروع جنگ تحمیلی مدت کوتاهی در دیلم و سپس در مشهد مقدس ساکن می شود .بعد از پایان جنگ به آبادان شهر خاطره هایش برگشت و در منزل خود در کوی سرویس قنواتی به زندگی خود ادامه داد. ایشان در بهمن 1378 در شهر آبادان چهره در نقاب خاک کشید. بر سنگ قبرش نام تخلص فایز و ابیاتی از سروده هایی از او نوشته شده است . روحش شاد و یادش گرامی باد.
در پایان ضمن تشکر از استاد ارجمند اقای جواد افشان به جهت گرد آوری این مطالب ، از خداوند بزرگ برای همه اسیران خاک ،آمرزش و غفران الهی خواستاریم.
در این قسمت از برنامه توجه شنوندگان عزیز را جلب می نماییم به فایز خوانی آقای هاشم ایازی ...
لحظاتی بعد صدای دلنشین و پر سوز و گداز هاشم ایازی در آسمان آبادان، این شهر دوست داشتنی طنین انداز می گردد. ملوانان با تبسم نگاهی به هم انداخته ،می گویند این صدای هاشم خودمونه ....
مرحوم هاشم ایازی در سال 1294 در بندر دیلم متولد گردید .در دوران کودکی ابتدا پدر و سپس پدر بزرگ خود را از دست داد .مشکلات عدیده در آن زمان .باعث گردید او به ناچار در سن 10 الی 12 سالگی با عموی خود راهی سفرهای طولانی دریا شود .درد و رنج، فقدان پدر و دوری از خانواده را با زمزمه های غم انگیز فایز خوانی سپری می کرد .صدای حزن انگیز او ترسیم کننده ی ناله های درون خود و دشواری زندگی مردم جنوب بود . در شب های تابستان ، اقوام ، خویشان و همسایه ها در حیاط منزل نشسته بر روی بوریا حصیری دور او گرد می آمدند .در حالیکه کور سوی فانوسی ، روشنی بخش محفل آنان بود و او برایشان فایز می خواند.....
در سال 1321 بدنبال مهاجرت مادر و برادرش به آبادان ،او هم عزم غربت می کند و در پالایشگاه آبادان مشغول به کار می شود .در وقت فراغت، کارگران پالایشگاه که اکثرا هم جنوبی بودند دور او حلقه زده و از او می خواهند که فایز بخواند ، واو می خواند...صدای دلنشین او در فضای پالایشگاه می پیچد، ابیات او شرح حال سختی های مردم زجر کشیده ی جنوب است. قهوه خانه محمود بوشهری در خیابان زند ،نزدیک فروشگاه الفی ،پاتوق دوستداران او می شود .آن روزا همه در آبادان او را را به نام فایز می شناختند. صدای گرم او باعث شد تا رادیو نفت ملی که یادگار ارزشمندی از جنبش پیروزمندانه ملت ایران به رهبری دکتر مصدق است ، در برنامه های موسیقی خود ،بخشی را به شروه و فایز خوانی اختصاص دهد.
مرحوم هاشم ایازی همواره از صدای زیبای مرحوم موسی رفیعی یاد می کرد و او را الگوی خود در شروه و فایز خوانی می دانست .مرحوم هاشم ایازی سالها در پالایشگاه آبادان و پس از آن در جزیره خارگ ،لاوان و بوشهر فعالیت داشت .تا اینکه با شروع جنگ تحمیلی مدت کوتاهی در دیلم و سپس در مشهد مقدس ساکن می شود .بعد از پایان جنگ به آبادان شهر خاطره هایش برگشت و در منزل خود در کوی سرویس قنواتی به زندگی خود ادامه داد. ایشان در بهمن 1378 در شهر آبادان چهره در نقاب خاک کشید. بر سنگ قبرش نام تخلص فایز و ابیاتی از سروده هایی از او نوشته شده است . روحش شاد و یادش گرامی باد.
در پایان ضمن تشکر از استاد ارجمند اقای جواد افشان به جهت گرد آوری این مطالب ، از خداوند بزرگ برای همه اسیران خاک ،آمرزش و غفران الهی خواستاریم.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۲ ساعت 15:25 توسط سيد حسين ميرجهانمردي
|
جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم.