با عرض سلام و ادب و احترام خدمت دوستان بزرگوار و ادب دوست این وبلاگ وزین -لذا حسن آغاز کلام را با شعر زیبای شاعر نامی شروع میکنم تا دگر خدا چه خواهد--
از باغ می برند چراغانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند
پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند
یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
ای گل گمان مکن به شب چشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
شاید بهانه ایست که قربانی ات کنند
شاعر:(فاضل نظری)
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ساعت 22:18 توسط حمید مرادی
|
جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم.