یک عاشقانه ی آرام برای روز زن

آن که می گوید دوست ات می دارم

خنیاگر غمگینی ست

که آوازش را از دست داده است.

                                       ای کاش عشق را

                                            زبان سخن بود

هزار کاکلی ی شاد

                        در چشمان توست

هزار قناری ی خاموش

در گلوی من.

                                عشق را

                            ای کاش زبان سخن بود

آن که می گوید دوست ات می دارم

دل انده گین شبی ست

که مهتاب اش را می جوید

                               ای کاش عشق را

                                    زبان سخن بود

هزار آفتاب خندان در خرام توست

هزار ستاره ی گریان

در تمنای من.

                           عشق را

                  ای کاش زبان سخن بود.

احمد شاملو

پ.ن :این روزها پیامک های زیادی برای تبریک روز زن دریافت کردم اما دریغ که بیشتر تمسخر بود و لودگی.می دانستم که خیلی چیزها را فراموش کرده ایم، از یاد برده ایم که خوب زیستن یعنی چه،حق انتقاد و اعتراض چیست،شادی چیست و زیبایی به چه معناست....اما این روزها فهمیدم که داریم از یاد می بریم که روزهای خوب خدا را چگونه جشن بگیریم و به هم تبریک بگوییم.کتاب های بزرگان پر از جمله های ناب است خواهش می کنم پیش از فرستادن هر پیام تبریک تکراری و مبتذل به آن کتاب ها سری بزنید.همیشه شاد و بزرگ و پرغرور باشید.

آزادی تلخ

 

دراین مانده بودم که آیا باز بنویسم یا دراین خفقان و رخوت، سکوت کنم، اما به این باور رسیده ام که با سکوتمان حلاوت خفت را آسان می چشیم ! پس اندیشه هایمان را فریاد می کشیم تا تلخی آزادگی را محکم لگدمال کنیم.  

 

 ساحل افتاده گفت   : گر چه بسی زیستم


هیچ نه معلوم شد  آه   که من کیستم   .


موج ز خود رفته ای،   تیز خرامید و گفت   :


 هستم اگر می  روم گر نروم نیستم   .


محمد اقبال لاهوری     (

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

هستم اگر می روم  ! خوشتر ازین پند نیست .

بسته به زنجیر را لیک خوش آیند نیست .

تن، همه شوق و امید، جان همه آوا شدم


 

بس به فراز و نشیب، رفتم و باز آمدم،


 

زآنهمه رفتن چه سود؟ خشت به دریا زدم !


 

شوق در آمد  ز پای، پای درآمد به سنگ


 

و آن نفس گرم تاز، در خم و پیچ درنگ؛


 

اکنون، دیگر، دریغ،  تن به قضا داده است !


 

موج زخود رفته بود، ساحل افتاده است !

فریدون مشیری


 

موج و ساحل



 

خورشیدی از اعماق


چراغی به دست ام چراغی در برابرم.

من به جنگ سیاهی می روم.

               گهواره های خسته گی

                           از کشاکش رفت و آمدها

     باز ایستاده اند،

وخورشیدی از اعماق

کهکشان های خاکستر شده را روشن می کند.

شاملو

همسرم که از کار برگشت گفت امروز اقای عباسی زنگ زد ،دیشب هم پیامک فرستاده بود بعد در حالی که سری تکان می داد گفت چه پشتکاری دارد این مرد!

گفتم باز هم مسابقه ای یا مصاحبه ای است ؟

گفت بله،گویی قرار است شبکه ی استانی بوشهرمراسم دادن جوایز تیم والیبال دیلم و مصاحبه با بازیکنان آن را نشان دهد.

زمان پخش این برنامه از شبکه ی بوشهر که رسید،چند تن از همشهری ها و دوستان به همسرم زنگ زدند.گویی اقای عباسی به ان ها هم خبر داده بود.

و ما آن شب، تمام مدتی که برنامه پخش می شد و موفقیت و پیشرفت تیم والیبال دیلم را می دیدیم به این فکر می کردیم که اگر همه ی ما با ان پشتکار و علاقه ای که اقای عباسی به پرورش فرزندان این خاک و بوم می پردازد،به انجام مسئولیت هایمان می پرداختیم، ایران گلستانی از خوبی و موفقیت می شد.

من این روز را به این معلم بزرگوار و همه ی معلمین عزیزی که خالصانه گام در راه ساختن انسان های بزرگ گذاشته اند تبریک می گویم.و ارزومند موفقیت بیش از پیش این بزرگواران هستیم.

روز معلم

امروز ۱۲اردیبهشت سالروز بزرگداشت روز معلم است.

من هم این روز بزرگ را به تمامی معلمان عزیز- اساتید دانشگاه و تمامی کسانی که در راه تعلیم و تربیت گام برمیدارند بخصوص معلمان عزیز شهرم تبریک گفته و برایشان آرزومند بهترینها از خداوند کریم هستم.

همیشه شاد باشید و سربلند

خلیج فارس

آرام به دریا نزدیک می شوم وپاهایم را به معجزه ی آب و ساحل می سپارم،آسمان ابری  است و این گونه است که هرچه چشم می دوزی مرز میان آب و آسمان را نمی یابی .بچه ها کمی ان طرف تر با شادی و هیاهو در میان آب مشغول بازی اند و من برای لذت بردن از این آبی بی انتها در پی آنم که هر چه بیشتر از این هیاهو فاصله بگیرم.شن ها سرخوشانه بر ساحل گیسو افشاند ه اند ودر زیر گرمای لذت بخش آفتاب بهاری، خود را به خنکای آب های خلیج فارس سپرد ه اند.چشم دوخته بر این آبی بی انتها انگشتانم را بیشتردر آب و ماسه فر می برم و با خود می اندیشم به راستی چه مدتی است که من به سرزمینم  اینچنین با عشق ننگریسته ام.

در روشنایی زیبا

در تاریکی زیباست.

در روشنایی دوسترش می دارم.

و در تاریکی دوسترش می دارم.

شاملو