دانه مرواري طلا
ماه مبارك رمضان رو به اتمام است .گرچه كم كم بوي روزهاي روزه از كوچه ها و سفره ها پر مي زند اما پايان رمضان ديلم آن قدرها هم دلگير نيست چراغ هاي كوچك رنگي، نخل هاي سبز سر در خانه ،حلوا و تبدون و... رنگ و بوي تازه اي به شهر مي دهد .
از پيشتر جوان هاي در شرف ازدواج كه مي پرسي كي انشا الله ؟مي گويند :بعد ماه رمضون و دقيقا چند روزي بعد از عيد پشت سر هم براي جشن و وليمه عروسي دعوت مي شوي.
يكي از شعر هاي محلي زيبا كه در روز هاي سبز و سفيد عروسي براي شادي با اهنگ و حرارت خاص خوانده مي شود "هي دا نه مرواري طلا" است. قبل از خواندن شعر بهتر است بدانيد گاهي يك يا چند بيت شعر در چندين شعر محلي مختلف با آهنگ هاي متفاوت خوانده مي شود . يكي از نقد هاي شعر محلي 1و2 (كه قبلا در وبلاگ ثبت شد) خالي بودن ان از معنا و مفهوم قوي است . گرچه پايه و اساس چنين شعرهايي بيشتر روي هماهنگي وزن . آوا و آهنگ و عاطفه استوار است و بيشتر توصيف تصوير سازي است اما در عيان آن بسياري از رسم و رسومات و باورهاي گذشته را مي توان يافت . تصوير سازي هاي زيبا در كنار هم نشيني زيباي لغات اين گونه شعر ها را براي همه جذاب و شنيدني مي سازد.
هي دانه مرواري طلا دانه مرواري (مرواري همان مرواريد است )
خانم عروس ، خانم عروس ريش قبله تور سبزي بر سرش دانه مرواري (1)
(قبلا تازه عروسان در شب حنابندانچادر سبز به سر مي كردند و در شب عروسي روي چادر سبز عباي سياه هم مي پوشيدند.)
و همه پرسن دختركي شاه عالم پدرش دا نه مرواري
خانم عروس خانم عروس سر به زانو شوهرش دا نه مرواري
وي اشك مي ريزه دونه دونه از براي مادرش دا نه مرواري
(گريه كردن عروسان در شب عروسي كه امروز هم كم و بيش هست )
خانم عروس ، خانم عروس مي گرايه كوچكم شي نيكنم دا نه مرواري
وي قسم خسي جونيش هفت روزه درش ايكنم دانه مرواري
(بيرون كردن عروس از جانب مادر شوهر جنبه طنز دارد و نه واقعي و گاهي به جاي آن مي گويند قسم خرده خسي جونيش حونه داريشه ايكنم)
نار نشكنين نار نشكنين ما نه مله ي نار خريم
(انار نشكنيد .بساط پذيرايي را جمع كنيد كه ما براي انار خوردن نيامده ايم)
وي اسب سوز زين بنين كه ما به شور رفتيم دانه مرواري
(زين سبز روي اسب عروس بگذاريد كه ما در شور و شوق بردن عروس رفتيم )
وي دم سري آقاجونيم سر تراشون ايكنيم دانه مرواري
وي جفت ليلي ،جفت مجنون جون به قربون ايكنن دا نه مرواري
وي همتون بگين مبارك رودش دوما ايكنن دانه مرواري
وي چه كنم و چه برم كه دس خهرم(خواهرم) ايبرن دا نه مرواري
دس خهرو روده جونيم راز دل گو ايبرن
(دس خهر صرفا به معناي خواهر نيست و در واقع براي دوست عزيز يا كسي كه مثل خواهر است به كار مي رود)
خانم عروس خانم عروس تو چته افسرده اي دا نه مرواري
ما نه رعيت ما نه رعيت زاده ايم دا نه مرواري
وي ما و طيفه ي آقا سيد ما كلونتر زاده ايم دانه مرواري
(به آدم هاي بزرگ شهر كلونتر مي گفتند)
هي دا نه مرواري طلا دا نه مرواري
براي تمام زوج هاي جوان آرزوي موفقيت و خوشبختي مي كنم.


جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم.