کنکور و یک نکته

این روزها و درحالیکه اغلب خانواده های ایرانی درگیر و پیگیر سرنوشت بیتا و عطا خان عمو بودند و بی صبرانه منتظر بودند تاببینند که سعید چگونه بیتا را می بخشد و عادل هم منیژه و عطا را عفو میکند و بریلیانهای گم شده هم پیدا میشوند...و..و مثل همیشه همه خوب و مهربان می شوند و همه چیز عالی وناب و ایرانی ، هستند خانواده هایی که دل تو دلشون نیست تا انتخاب رشته مناسبی برای دلبندشان کنند و صبر کنند تانیمه شهریور که زمان اعلام نتیجه ها ی کنکور خواهد بود.

تب کنکور شاید حس و حال ماه رمضان امسال را هم دگرگون کند.بد تبی است این تبب کنکور.....

گاهی وقتها از – تو گپ- هم بدتره!!!

از هر زاویه ای که به این مساله نظر بیاندازی جذابیت های خاص خودش را دارد و هرکس به فراخور حس و حالی که دارد میتواند از آن طرفی ببندد و تحفه ای ببرد.

حس نوستالژیک  خیلی ها تحریک میشود- بواسطه دیدن همه ساله دکتر توکلی با آن ادبیات دلنشینش و تکرار این جمله که زمان ثبت نام تمدید نمیشود و شما مطمئنی که می شود... - در حالیکه برایی خیلی بیشترها افسوس از فرصتهای سوخته را در پی دارد وصد والبته برای اندکی هم نیشخند و پوزخندی که نثار ما هامیکنند:....سی اینا چقه حال دارن..آخرش ایخین برین یه اداره ای سی ماهی 500 تومن...بیو همینجو دم دکون خم بیشتر ایدمت..!!!

اما برای من یک نیشتر است و یک تجربه!!!

 با توجه به علاقه شخصی ام همواره و هرساله نتایج کنکور همشهریانم را دورادور و به سیاق سابق ردیابی میکنم .گاها موجبات مسرت می شود و گاهی هم تاسف و خسران...

من که خاطره درخشش کنکورهای 72 و 76 و رتبه دو و سه رقمی ها را در ذهن دارم با نتایج چند سال اخیر هرگز راضی و قانع نشده بودم و همیشه با دوستان در مورد علل و عوامل آن بحث و مذاکره داشتیم

بسیاری از کسانی که الآن مهندس و دکتر هستند و مایه مباهات از همان نسل طلایی اند:

مهندس بشیری،یگانگی و....دکتر دریانورد،بهرامی....

 

تا اینکه امسال....

به مدد دوست عزیزم جناب غلامی - که مدیریت نمایندگی کانون آموزشی قلم چی را در دیلم دارد و الحق زحمات بی مثالی برای بچه ها کشیده – مطلع شدم که کنکور امسال نتایج درخشانی برای بچه هایی دیلم داشته است که بسیار باعث شعف و خوشحالی گردید...

کسب 4رتبه دو رقمی و چندین رتبه سه رقمی بسیار امیدوارکننده و افتخارآمیز است.

این نوید زایش روحیه خودباوری دوباره و اعتماد به توانمندی و توانایی بچه های دیلمی است.

حفظ این روحیه و علاقه به امید تکرار ان در سالهای بعد بسیار حیاتی و تاثیز گذار است که یکی از مسئولیتهای تعریف نشده ولی حتمی ما می باشد.

البته که ایجاد بستر برای بروز و تبلور این استعدادها نیز مسئولیت مهم مسئولین خواهد بود که تا چه بخواهند و چقدر بیاندیشند.

اهمیت این مساله برای مدیران شهری واستانی ناشناخته است.در این راستا نیز وظیفه ما سنگین است.

 

نگاهی به خیابانهای شهر بهبهان بیاندازید و تعداد پزشکان متخصص این شهر که برای ساختن شهرشان برگشته اند ببینید.. و یا اگر گذرتان افتاد دانشگاه پزشکی و چمران اهواز وتوانستید لیستی از اساتید آن دانشگاهها که بهبهانی هستند تهیه کنید...این آمار به شما خواهد گفت که اگر بهبهان همان بهبهانی شده که مامن مشکلات ما شده و تا سرمان درد میگیرد و یا چشممانو  و یا اگر خرید عروسی داریم و یا عزا باز هم مسیر آن را میرویم برای آن شده که همت کرده اند و با رقابت سالم برای سربلندی خود و شهرشان تلاش کرده اند.اگر بهبهان امسال رتبه 2 کشوری دارد حتما در کنار آن صدها رتبه دو و سه رقمی و در آینده نزدیک به همین تعداد وکیل و دکتر و مهندس...

آین آفریده تلاش است و بلند نظری.تلاش برای رقابت و رقابت برای تلاش بیشتر.این ایده افراد و مردم موفق است.

بیایید برای آینده شهرمان و سربلندی خودمان تلاشمان را بیشتر کنیم و این کنکور و نتایج آن تلنگری باشد که بیاندیشیم و تلاش بیشتر کنیم.

 

 

یک پیشنهاد:

در راستای تشویق و روحیه بخشی بچه های کنکوری سال آینده پیشنهاد میکنم رتبه و رشته قبول شده بچه های همان دو سال طلایی-72 و76-را در یک پست قرار دهیم..

برای این منظور هر کدام از خوانندگان وبلاگ و دوستان نویسنده اگر از نام ،رشته و رتبه بچه های آن سالها چیزی در یاد دارند در قالب نظرات ارایه دهند.در آینده ای نزدیک جمع بندی خواهد شد.

 

 

کوله پشتی

چند شبی است که پخش مجدد برنامه کوله پشتی شبکه سه سیما آغاز شده و به اجبار هم  چشم ملت به جمال فرزاد حسنی روشن می شود.

در سابقه تاریخی تلویزیون ایران برنامه های زیادی بودند که بدلیل جذابیتهای ساختاری و محتوایی  با اقبال عمومی مواجه شدند یا اصطلاحا "گل انداختند" برای نمونه میتوان از  "مسابقه هفته" مرحوم نوذری و یا "شبهای تابستان" رضا صفدری یاد کرد . جدا از قابلیتهای معنایی و محتوایی این آثار روح و روند حاکم بر برنامه که از اجرای مناسب مجری نشات  می گیرد دلیل اصلی جلب نظر مخاطبانشان بوده است. تسلط بر موضوع ، قدرت و شیوایی بیان و احترام به حس و شعور افراد – بیننده و یا مخاطبان برنامه – از رموز جاودانگی این برنامه ها بوده است.

غرض تمجید از این دست برنامه ها و یا احیانا زنده کردن خاطرات نیست بلکه ایجاد قیاسی است که به تبع آن بتوان به عمق فاجعه! پی برد.

هرگز لودگی و سبکسری آنهم در جایی که سوی دیگر سخن مجری شخصیتی اجتماعی – با هر جایگاه و رویه فکری- است  زیبنده شعور مخاطبان و منزلت اجتماعی میهمان آن برنامه نخواهد بود. زیرا در این شرایط که مجری نماینده  افکار عمومی در خلال گفتگو محسوب میشود همواره بیننده فهیم متانت و وقار مجری را در طرح سوالات و نظرات  می طلبد و گروه گرایی و بدتر انحصارگرایی در مباحث طرح شده  آفت آن برنامه خواهد شد.

 

جناب فرزاد حسنی که دو سال پیش در نیمه های راه برنامه اش در ماه مبارک رمضان بدلیل همین نسنجیده گوییهایش در خصوص نزول تورات جایش را به شاگرد تازه کارش – احسان علیخانی – داد و بعدها بواسطه تلاش دوستان شفیق سیاسی اش و پس از یک استغفار سیاسی دوباره کوله پشتی اش را بر زمین گذاشته است خوب میداند که این بار میتواند برای همیشه به کول بزند و برود اگر.....

شاید تا اینجای کار او خط قرمزهای مدیرانش را مانند مرتبه قبلی رد نکرده باشد  که علیرغم فشار افکار عمومی و سیل انتقادات به نحوه اداره برنامه و ادبیات گفتاری حسنی با میهمان برنامه – سردار رادان – عکس العمل سنگینی از جانب آنها دیده نشده است.

رویکرد انحصار گرایانه حسنی به این برنامه ناشی از حس  کاذب مقبولیتی است  که معمولا دچار برنامه های زنجیره ای می گردد که توانایی سازندگان و هنر گرداننده آن در سری های اولیه به پایان می رسد و معمولا برای بقا و حفظ حداقل نشاط صوری آن بایستی به لودگی و ابطال کشیده شود.

 

در این گذار بی حرمتی گردانندگان رسانه ملی به نظر ورای افکارعمومی در انتقادات شدیدی که نثار لین یرنامه و نحوه اداره آن شد بسیار تامل وتاسف برانگیز است.

آموزه ای از گذشتگان

درمیان سرگذشت و متون افتخارآمیز گذشتگان ما بسیار مواردی است که نه صرفان برای خواندن و دانستن بلکه برای دوای دردهای بیشمار امروز داروی شفا بخشی است .

جنگ و صلحها ، پیروزی وشکستها ، فرمانبرداری و کشورگشاییها و.... همه از آن دسته اند.بی جهت نیست اگر ادعا کنیم اولین بنیان گذار شیوه نوین مملکت داری – آنهم امپراطوری بزرگ ایران – در دنیا ایرانیان و بطور روشن هخامنشی ها بوده و بسیاری از سیاستها و کیاستها اولین بار از ایرانیها بوده است.

نمونه های متعددی از اولین ها در تاریخ این سرزمین نهفته است، اولین سیستم استخدامی مدون با قانون بازنشستگی وبا مستمری ازکارافتادگی ، اولین جاده های شوسه دنیا  ، اولین سیستم نامه رسانی و... فقط از نمونه های این مدعا هستند

مراجعه به تاریخ فخرآور ایران بزرگ و آثار و نوشته های آن دوران میتواند گوشه هایی از تاریخ فراموش شده وتمدن کهن ایران زمین را روشن نماید.

 

در این میان نوشته ها و  وصیت نامه بزرگان نیز حاوی اسرار خاموش و فراوانی است.

وصایای داریوش- ادامه مطلب را کلیک کن- به فرزندش مملو از آینده نگری و نشان از درایت و توانگری حاکمان ایرانی و حس عزت طلبی آنهاست .

ادامه نوشته

پند از یک حادثه

 

بازهم تاسف...

چند وقتی است بدلیل مشغله کاری فرصت همراهی دوستان وبلاگ را نداشتم . حتی امروز که جمعه بود هم در دفتر کارم بودم که  بوسیله یکی از دوستانم خبر تاسف بار حادثه شب پیش  و مرگ چند همشهری جوانم را شنیدم .

خبر بسیار سنگین و تاسف بار بود . داغدار شدن خانواده ای و پاشیده شدن کانون گرم خانواده ای دیگر.

این برای چندمین باریست که بی مبالاتی  در رانندگی و بی احترامی به حقوق همدیگربه داغ عزیزانمان مینشینیم .که اگر عبرت نشود باز هم خواهیم بود.

هیچ کسی هم  مقصر این حوادث نیست جز خودمان . از آن دست مسایلی است که نه بودجه میخواهد ونه  برنامه .

آموزش احترام به حقوق همدیگر ، استفاده صحیح از امکانات و وسایل نقلیه و رعایت مقررات رانندگی از بستر خانواده  و تربیت خانوادگی بر می خیزد . هر چند تبلیغات رسانه ای لازم و ضروری است ولی نقش اجتماع و والدین اساسی تر خواهد بود.

شاید پشیمانی از اینکه برایش موتور خریدم کفایت نمی کند ، معتقدم که حسرت در آموزش رانندگی  صحیح عمیق تر و دردناک تر خواهد بود. دانستن اینکه موتور سیکلت و اتومبیل ابزار آسایش زندگی  و برداشتن موانع پیش روی شماست - نه ابزار تخلیه هیجانات روحی – گام اول آموزش درفرایند فرهنگ سازی است.

قدم دوم آموختن آین نکته که در رانندگی به حریم دیگران تجاوز نکنیم . سرعت غیر مجاز و نافرمانی در حق تقدمها و سبقت غیر مجاز و... همه از مصادیق تجاوز به حریم دیگران است.

و سوم آموزش قوانین و اصول رانندگی است.

غرض سرزنش خانواده های این عزیزان نیست. این مصیبت میتواند دامنگیر هر کدام از ما شود .

نکته از سر درد و تاسفی بود که میتواند اشارتی باشد برای همه که از این پیشامدها پند و با اندیشه درآن از تکرار آن جلوگیری کنیم.

با تعزیت به همه داغداران این حادثه به روان پاک گذشتگان هم فاتحه ای بفرستیم .

توسعه اجتماعی

اگر سیستم وجامعه ای پویا و رشد یافته را میطلبیم که حتما چنین خواهد بود توسعه ملزومات آن هم ضروری است. به باور بسیاری تحقق آرمانشهرها در سایه پیش زمینه های فکری و فرهنگی بسیاری بوده است که در این عرصه  اهالی فرهنگ نقش تاثیرگذاری خواهند داشت.

باورهای کهنه ای که به ساختار فرهنگی جوامع خصوصا در تفکرات سنتی ما رسوخ کرده سدراه بسیاری از کامیابیهای ممکن بوده است .

 

آ-آرزوهای کوچک

هرکس به اندازه خواسته هایش  بزرگ میشود.

این جمله از بزرگی است که برای رسیدن به موفقیتهای بزرگ  گامهای بزرگ بسوی اهداف  و آرمانهای بزرگتر را لازم میداند.

حتما حافظه تاریخی خیلیها کمک میکند که مروری بر خواسته ها و برنامه های توسعه طلبانه شهریمان داشته باشیم. طومارهای چند متری نوشتیم - آمارهای جمعیتی خیالی دادیم و دسته دسته متحصن شدیم تا شهرستان شویم . بعد از آن به جان هم افتادیم که کی چه کاره شود و کی نشود.تنها دلخوشیمان این بود که از گناوه ایها برهیم.غافل از اینکه که توسعه و تعالی شهرمان بسته به شهرستان شدن یا نشدن نیست.

بعد از آن چه کردیم؟ آیا قناعت به اسم و عنوان کافی است.اگر بجای تجسم خواسته های کوچک به ترسیم خواستهای بلندتر و شایسته  شان و سابقه تاریخی امان میپرداختیم ، آیا باز هم به این زودی از موفقیتهای مقطعی اقناع میشویم.

 

ب –بی تفاوتی مزمن

انفعال و رکود در مقابل تحولات اجتماعی دامنگیر همه مردم ما –عوام و خواص – شده است .

بی تفاوتی در مقابل نابسامانیها و رفتارهای خلاف اجتماعی بی تردید اولین رهاورد آن ایجاد فضای امن برای قانون شکنان خواهد بود. اگر یاد بگیریم که در مقابل هر رفتار نادرست و هنجارشکنی -اعم از بی اعتنایی راننده  یک موتور سیکلت به چراغ راهنمایی تا سهل انگاری یک کارگزار دولتی در ادای وظیفه – ایستادگی کنیم ، اولین گام به سوی توسعه که امنیت اجتماعی است را بنا کرده ایم. در واقع با این کار خود را در رفتار منفی دیگران سهیم و مقصر میدانیم ،که این همان اجتماع واحد انسانی است.

 

برای این دو مقوله و باقی قضایا گناه وقصور اول  متوجه نسل تحصیل کرده و فرهنگی جامعه است که درواقع تولید کنندگان فکر و جهت دهنده فرهنگ خواهند بود

 

 

                                                                                                                         ادامه دارد.....

شهریور

شهریورماه همیشه  برای  اهالی درس و مشق وکنکور و دانشگاه یادآور یادهای تلخ و شیرینی است.

تلخ برای آنانیکه تنبلی میکنند و احتما لا یکی دو سال دیگه همین موقع ها نتیجه های بد میگیرند.

یا اینکه بدتر برای کسانیکه دو سه و یا احیانا چندسال پیش رد شده اند.

اما شیرین برای آنانکه سد سخت کنکور را شکسته اند. و یا با آمادگی و اعتماد به نفس توان شکست آن را دارند......

برای منی که سالها از حال و هوای کنکور دورم  یک حس متناقض همواره آزارم میدهد...شیرین و تلخ!!.

زمانی که برای اولین بار مهندس صدامون زدند قند تو دلمون آب شد. سامسونت چمدان مانندی و کفشی و کلاهی....دانشگاه و درس و درس بازهم درس ......و آخر جریان سیال زندگی .....در آخر کار همه سوار موجهای همین زندگی میشویم و یادمان میرود روزگاری ما هم درسی و کتابی داشتیم  و امتحان....

حال فقط شیرینی شهریور آن سال هر شهریور دوباره زنده میشود و شوری می اندازد و می رود تا سال دیگر....

اما تلخی آن یا بهتر بگویم احساس ناامیدی تلخی هماره هر شهریور تکرار میشود...

 

هیچکدام از دیلمیل خاطره شهریور غرورآفرین 72 را از یاد نمی برد.

بسیاری از مهندسان پزشکان و معلمان و مدیران  شهرمان یادگار آن شهریور اند.بهتر بگویم حاصل چند شهریور قبل آن.آیا هیچ وقت پرسیده ایم –از خود و دیگران – چرا کنکور آن سال دیگه تکرار نشد؟!

آیا دیلم ما دوباره به ماسوله نیاز دارد و دلواری و شریفی و .....وشاید به شاصادقی -یگانگی–شکوه –بهرامی-بشیری-دریانورد و.....

ولی نه . شاید چیز دیگری است  و دیلم ما به یک باور فرهنگی –دگرگونی فرهنگی – نیاز دارد..تا همه آنانی که صبح ها راه مدرسه را فقط  برای ظهر شدن میروند  برای بعد از ظهرهای آتیه خود هم بیندیشند  و پدران هم  شاید باید بیشتر بدانند............

 

شوراها و وظیفه ما

آفت همه جوامع انسانی که در طول تاریخ توانسته یکپارچگی و وحدت رویه آنها را متزلزل نماید افراط و یا تفریط در رفتارهای اجتماعی است.این مشخصه در مورد جامعه به شدت احساسی و اخلاق گرای ایران نمود روشنتری دارد..

عشق و تنفر در رفتار اجتماعی ما ایرانیان خاصه جنوبیها بدلیل ساختار سنتی حاکم بر آمدوشدها و دادوستدهای اجتماعی  بسیار به چشم میخورد.

کنشهای اجتماعی  ایرانیان از نگاه بسیاری از جامعه شناسان  غیر قابل پیشبینی است . این که  غیرقابل پیش بینی بودن خوب است یا بد موضوع بحث نیست . آنچه مهم است این است که  حضور و عدم حضور و همچنین میزان مشارکت عمومی  در رویدادهای اجتماعی تاثیر مستقیم بر سرنوشت  کل اجتماع خواهد داشت.

حافظه تاریخی همه یاری میکند که هرگاه حضور جمعی  احاد جامعه  بالا بوده  علاوه بر بازتاب جهانی  وپشتوانه مردمی تصمیمات اخذ شده همواره انتخاب و تصمیم  بهتری  بوده  و احتمال موفقیت نیز بالاتر بوده است.

حال که انتخابات شوراها در پیش است  نباید فراموش شود که:

1-همه را به حضور دعوت کرده و انفعال را نفی کنیم.

2- پارامترها و مشخصات شایستگی را معرفی کنیم..

این دو وظیفه همه خاصه تحصیلکرده ها و فرهیختگان است که برای تحقق شعارهای عدالت خواهانه و توسعه طلبانه  به عمل درآید. و شاهد حضور همه –عام و خاص – در تعیین و تغییر آینده زادگاه عزیزمان باشیم

 

نظرسنجی

کسانی که در حوزه های مدیریت و راهبری سیستمهای کوچک و بزرگ - انسانی اجتماعی وشهری – حضور دارند دغدغه اول فکری و شاید اصل موفقیت و شکست خود را تدوین اولویتها و استراتژی درازمدت سیستم میدانند.

بحث چینش گزینه ها و اتخاذ تصمیمات ریز وکلان در خصوص موضوعات عمومی که طیفهای مختلف فکری و اجتماعی با آن درگیرهستند اهمیت بیشتری پیدا میکند. اقناع همه سلیقه ها با سطوح مختلف فکری مشکل و شاید محال باشد.اما موفق ترین مدیر بی تردید کسی است که درصد بیشتری از سلیقه ها را معطوف به برنامه های خود نماید.این مقوله درخصوص برنامه ریزی شهری حائز اهمیت بسیاری است.موضوعات عمرانی . رفاهی . سیاسی . تفریحی و فرهنگی . زیباسازی شهری.. از موضوعاتی اند که به تفکیک بسیار متنوع و پیچیده است.

یک نظرسنجی جامع که همه گزینه ها را لحاظ و الویت بندی نماید مستلزم صرف هزینه و زمان بسیاری است.لذا بر آن شدیم که دوستان خواننده راباحضور در این نظرسنجی  به یاری مدیران شهرمان بطلیم ..

 

اطلاعات شما در قالب داده های آماری وآنالیز شده از طرف اهالی  وبلاگ دیلمیل به مدیران شهر ارائه خواهد شد.

با سلام

غلامعلی نامی فارغ التحصیل مهندسی مکانیک- چهار سالی است که دردفترفنی جزیره صنعتی صدرا بوشهردرمراحل ساخت سکوهای نفتی اشتغال دارم .

اجتماع گروهی از جوانان فرهیخته و صاحب نظر اتفاق مبارکی است که اگر از سوی مردم حمایت و از طرف مسئولین شهر مورد توجه قرار گیرد,میتواند سرآغاز حرکتی نو و منشا تحولی عمیق در عرصه فرهنگی و اجتماعی شهر گردد.

از اینکه مورد لطف دوستان قرار گرفته ام خرسندم و با کسب اجازه از همشهریان محترم از امروز در کنار دوستان خواهم بود.

به امید بهروزی