اگر سیستم وجامعه ای پویا و رشد یافته را میطلبیم که حتما چنین خواهد بود توسعه ملزومات آن هم ضروری است. به باور بسیاری تحقق آرمانشهرها در سایه پیش زمینه های فکری و فرهنگی بسیاری بوده است که در این عرصه  اهالی فرهنگ نقش تاثیرگذاری خواهند داشت.

باورهای کهنه ای که به ساختار فرهنگی جوامع خصوصا در تفکرات سنتی ما رسوخ کرده سدراه بسیاری از کامیابیهای ممکن بوده است .

 

آ-آرزوهای کوچک

هرکس به اندازه خواسته هایش  بزرگ میشود.

این جمله از بزرگی است که برای رسیدن به موفقیتهای بزرگ  گامهای بزرگ بسوی اهداف  و آرمانهای بزرگتر را لازم میداند.

حتما حافظه تاریخی خیلیها کمک میکند که مروری بر خواسته ها و برنامه های توسعه طلبانه شهریمان داشته باشیم. طومارهای چند متری نوشتیم - آمارهای جمعیتی خیالی دادیم و دسته دسته متحصن شدیم تا شهرستان شویم . بعد از آن به جان هم افتادیم که کی چه کاره شود و کی نشود.تنها دلخوشیمان این بود که از گناوه ایها برهیم.غافل از اینکه که توسعه و تعالی شهرمان بسته به شهرستان شدن یا نشدن نیست.

بعد از آن چه کردیم؟ آیا قناعت به اسم و عنوان کافی است.اگر بجای تجسم خواسته های کوچک به ترسیم خواستهای بلندتر و شایسته  شان و سابقه تاریخی امان میپرداختیم ، آیا باز هم به این زودی از موفقیتهای مقطعی اقناع میشویم.

 

ب –بی تفاوتی مزمن

انفعال و رکود در مقابل تحولات اجتماعی دامنگیر همه مردم ما –عوام و خواص – شده است .

بی تفاوتی در مقابل نابسامانیها و رفتارهای خلاف اجتماعی بی تردید اولین رهاورد آن ایجاد فضای امن برای قانون شکنان خواهد بود. اگر یاد بگیریم که در مقابل هر رفتار نادرست و هنجارشکنی -اعم از بی اعتنایی راننده  یک موتور سیکلت به چراغ راهنمایی تا سهل انگاری یک کارگزار دولتی در ادای وظیفه – ایستادگی کنیم ، اولین گام به سوی توسعه که امنیت اجتماعی است را بنا کرده ایم. در واقع با این کار خود را در رفتار منفی دیگران سهیم و مقصر میدانیم ،که این همان اجتماع واحد انسانی است.

 

برای این دو مقوله و باقی قضایا گناه وقصور اول  متوجه نسل تحصیل کرده و فرهنگی جامعه است که درواقع تولید کنندگان فکر و جهت دهنده فرهنگ خواهند بود

 

 

                                                                                                                         ادامه دارد.....