کتاب موجز «تجرید الکلام فی تحریر عقاید الاسلام» و یا آنگونه که بعد‌ها مشهور شد «تجرید الاعتقاد» تألیف خواجه‌ نصیرالدین محمد طوسی در قرن هفتم هجری قمری آغازگر خیزشی عظیم در عرصۀ کلام شیعی است که موجب شد کلام از حالت حکمت جدلی پیشین خود تا حد بسیار زیادی منفصل شود و صبغه‌ای فلسفی بیابد و به حکمت برهانی نزدیک شود.
در دوره‌های بعد، به‌دلیل عنایت فراوان متکلمان و فلاسفۀ متأخر به این کتاب، این انفصال هرچه بیشتر شدت یافت تا جایی که کلام تقریباً از سبک جدلی خود تهی گشت و حکمت برهانی حاکم بر فضای کلام شیعی شد و در حقیقت کلام استقلال خود را در مقابل فلسفه از دست داد. 
طی سال‌ها و دهه‌ها و قرن‌ها، ده‌ها شرح بر این کتاب نوشته شد، که شاخص‌ترین، مهمترین و البته طلایه‌دار این شروح، شرحی است به قلم جمال‌الدین حسن بن یوسف بن مطهر، ملقب به علامۀ حلّی، شاگرد خواجه نصیرالدین، با عنوان «کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد» که خود مبنای تعداد زیادی از شروح بعدی قرار گرفته است.
شرح علاءالدین علی بن محمد سمرقندی، ملقب به ملاعلی قوشچی، از عالمان بزرگ عامه در قرن هشتم هجری قمری بر تجرید الاعتقاد، بعد از کشف المراد علامۀ حلی دومین شرح مهم این کتاب محسوب می‌شود و انتقادات قوشچی بر بخش امامت تجرید خود زمینه‌ساز نقدها و حاشیه‌های بعدی را فراهم ساخت.
سومین شرح مهم تجرید‌الاعتقاد شرحی مزجی نگاشته در قرن یازدهم هجری قمری به قلم ملاعبدالرزاق لاهیجی، داماد و شاگرد صدرالمتالهین، موسوم به «شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام» است که از بهترین و دقیق‌ترین شروح این کتاب به شمار می‌رود.
در دوران معاصر اما، یکی از بهترین شروحی که به زبان فارسی بر تجرید‌الاعتقاد نگاشته شد شرحی است به خامۀ علامۀ ذوالفنون ابوالحسن شعرانی که با «عنایت تام» به کشف المراد در اوایل دهۀ پنجاه شمسی و در واپسین سالهای عمر مولف تحریر شده است و خوشبختانه انتشارات هرمس آن را به‌شکلی پاکیزه حروفچینی و صفحه‌آرایی کرده است.
در کنار محاسن چاپ هرمس و همتی که در بازچاپ این اثر صرف کرده است، آنچه بر جلد کتاب مکتوب شده است هم آزارنده است و هم گمراه‌کننده و نشان از آن دارد که دقتی شایسته در آن بکار نرفته است.
«کشف المراد» نامی است که علامۀ حلی به شرح خود داده است و نمی‌دانم چرا ناشر محترم این عنوان را به شرح شعرانی هم اطلاق کرده است. مضافاً اینکه «کشف المراد» اصولاً به زبان عربی نوشته شده است و از این رو نمی‌تواند «ترجمه و شرح تجریدالاعتقاد» باشد.
از این گذشته، شرح شعرانی «ترجمۀ» شرح علامۀ حلی نیست.
ملخص کلام اینکه، خواننده با رویت جلدنوشت این کتاب اصلاً نمی‌فهمد بین‌الدفتین شامل چیست؟ ترجمۀ شرح علامۀ حلی؟ ترکیبی از ترجمۀ شرح علامۀ حلی و شرح مولف؟ چه؟
در شناسنامۀ کتاب هم آمده است «کتاب حاضر شرحی است بر کتاب الموجز فی اصول الفقه جعفر سبحانی تبریزی»!!
در شناسنامۀ کتاب همچنین آمده است «متن از خواجه نصیرالدین محمد طوسی، شرح از علامۀ حلی؛ به قلم ابوالحسن شعرانی». یعنی چه؟!
از این که بگذریم، اصولاً مشخص نیست چه کسی از سوی انتشارات هرمس وظیفۀ تصحیح این شرح فارسی را بر عهده داشته است و در تصحیح خود (به فرض وقوع) چه روشی را در پیش گرفته است و چه مواردی را پیش چشم داشته است.
ناشر هم هیچ مقدمه‌ای ننوشته است در اهمیت این کتاب و چرایی بازچاپ آن.
امیدوارم در چاپ‌های بعدی این اثر، کاستی‌های فوق مرتفع شده و حق مولف محترم به‌تمامه ادا شود.