در سال 1877، جووانی سْکیاپارلّی (Giovanni Schiaparelli)، اخترشناس ایتالیایی (1910- 1835)، برش‌های صاف و مستقیمی را در سطح مریخ مشاهده کرد که آنها را به ایتالیایی canali نامید. این واژه اشتباهاً به‌صورت canals به انگلیسی ترجمه شد، در صورتی که ترجمۀ درست آن channels بود. تفاوت این دو واژه در این است که canal را انسان‌ها می‌سازند (manmade)، مانند کانال سوئز، ولی channel حاصل دست طبیعت است، مانند کانال مانش. از همین رو بود که فکر وجود حیات هوشمند در مریخ بر سر زبان‌ها افتاد و فرض وجود کانال‌هایی بر سطح سیارۀ سرخ سخت مورد توجه دانشمندان و داستان‌نویسان و عامۀ مردم قرار گرفت. پرسیوال لوئل (Percival Lowell)، اخترشناس آمریکایی (1916-1855)، از طرفداران دوآتشۀ حیات هوشمند در مریخ بود و عمری را صرف کندوکاو و چند و چون آن کرد و تلاش بسیار کرد تا این فرض را ثابت کند. لوئل حاصل فرضیات و تلاش‌هایش را در این باب در اثر خود موسوم به «مریخ و کانال‌های آن» در 1908انتشار داد.
ایچ جی ولز (H. G. Wells)، نویسندۀ آمریکایی (1946-1866)، با الهام از فرض وجود کانال‌هایی بر سطح مریخ داستان قوی و تاثیر‌گذارش موسوم به «جنگ دنیاها» (War of the Worlds) را به سال 1908 به رشتۀ تحریر درآورد. اورسن ولز (Orson Welles) نیز در سال 1938 در نیو‌جرسی آمریکا نمایشی رادیویی بر اساس کتاب «جنگ دنیاها» از رادیو پخش کرد که به‌سبب اجرای خوب و جدی‌نمای آن مردم وحشت‌زدۀ نیو‌جرسی را که به‌راستی فکر می‌کردند زمین مورد هجوم مریخی‌ها قرار گرفته است به خیابان‌ها کشاند.
از زمان انتشار داستان مذکور داستان‌ها و فیلم‌های علمی‌تخیلی بسیاری بر اساس فرض وجود حیات هوشمند در مریخ ساخته شده است. یکی از این فیلم‌ها که در آغاز دهۀ شصت میلادی ساخته شد فیلم مشهور «سیارۀ سرخرنگ خشمگین» (The Angry Red Planet) نام داشت.
تنها در سال 1964 و پس از ارسال کاوشگر فضایی مارینر 4 (Mariner 4) از سوی آمریکا به مریخ و ارسال عکس‌هایی از سطح مریخ از مدار این سیاره، عقیدۀ وجود کانال‌های ساخته‌شده بر سطح سیارۀ سرخ از اعتبار افتاد.