کتابی در حوزه‌ی «علم برای عموم» به‌دست می‌گیرم، حوزه‌ای که سخت به آن علاقه دارم.

در همان دو جمله‌ی اول از فصل اول نویسنده دو حرف بی ربط می‌زند. آخر چگونه ممکن است؟ مترجم هم در این عرصه نام آشناست و کلی کتاب در این حوزه وارد بازار کرده است.

به اصل انگلیسی کتاب مراجعه می‌کنم. خطای مضحکی آشکار می‌شود. شوقم را به خواندن کتاب از دست می‌دهم، خصوصاً اینکه نثر مکانیکی مترجم مرا به یاد انشاءهای دبستان می‌اندازد. دو صفحه‌ی دیگر کتاب را هم نگاه می‌کنم و دسته‌گل‌های تازه می‌یابم.

در زیر سه نمونه می‌بینید (مشتی از خروار). هر سه، به ترتیب مربوطند به صفحات 10، 20 و 30. برای اینکه متهم به غرض‌ورزی و انتخاب صفحات مغلوط‌تر نشوم چنین صفحاتی را انتخاب کرده‌ام.

1- کمی پیرامون خانه‌مان پرسه بزنیم و بگردیم. اگر آنتن در بالای بام نصب کرده باشیم،

گنجینه‌ی سرشاری از چیزهای جالب با نگاه کردن به آن خواهیم یافت. (ص 10)

(Let’s just wander about the house for awhile. If we have our antennas up, we’ll find a wealth of fascinating things to look into.)

از ضعف تألیف ترجمه که بگذریم، مترجم یک اشتباه مهلک و دو اشتباه نسبتاً درشت مرتکب شده است.

نویسنده نمی‌گوید «اگر آنتن در بالای بام نصب کرده باشیم»، می‌خواهد بگوید اگر خوب حواسمان را جمع کنیم و به قول معروف شاخک‌هایمان را تیز کنیم و ... . مترجم معنای اصطلاحی این ترکیب را نفهمیده است. از این هم گذشته، از خود نپرسیده است که نصب آنتن بر پشت بام چه ربطی می‌تواند داشته باشد به نگاه به اطراف و یافتن چیزهای جالب.

دیگر آنکه منظور نویسنده جستجو «پیرامون» خانه نیست، بلکه جستجو «درون» خانه است.

مضافاً اینکه، (look into) به معنی نگاه کردن صرف نیست، به معنی بررسی کردن، کاویدن، تحقیق کردن و از این دست است.

 

2- بسیاری از واحدهای خانگی نرم‌کننده‌ی آب از طریق مبادله‌ی یونی کانی‌ها را از آب خارج می‌کنند. (ص 20)

(Many home water-softening units remove the minerals by ion exhange.)

 

خواننده هر قدر هم که فکر کند احتمالاً مثل من مدتی سرش را خواهد خاراند که «واحدهای خانگی نرم‌کننده‌ی آب» چگونه چیزی است و چون به جایی نمی‌رسد آن را نفهمیده رها می‌کند و ادامه کتاب را خواهد خواند.

قرار نیست برای هر واژه «تا ابد» یک معادل در نظر داشته باشیم و «هر جا» هم همان را بکار ببریم. مراد از کلمه‌ی (unit) در اینجا دستگاه است. صحبت هم بر سر کاستن از سختی آب است.

منظور نویسنده این است که بسیاری از دستگاه‌های سختی‌گیر آب که در منازل استفاده می‌شوند املاح معدنی را از طریق تبادل یونی از آب می‌گیرند.

(از خودم می‌پرسم مگر در باب سنگ‌شناسی صحبت می‌کنیم که از لفظ «کانی» باید استفاده کنیم؟!)

 

3- ناگهان در بطری را باز نکنید که همه چیز بلافاصله خارج شود. می‌توانید آن را آهسته باز کنید تا کربن دیوکسید آهسته خارج شود، اما نمی‌توانید بیرون آمدنش را متوقف کنید. (ص 30)

(But don’t get your hopes up too high. You can slow down the exodus of carbon dioxide, but you can’t stop it.)

مترجم جمله‌ی اول را به صورت مِن‌عندی ترجمه کرده است! صحبت هم بر سر آهسته‌ باز کردن «در» بطری نوشابه نیست، بلکه بحث بر سر شدت خروج گاز از بطری است.

نویسنده می‌خواسته است چیزی در این مایه بگوید: خیلی هم امیدوار نباشید. می‌توانید خروج گاز دی اکسید کربن را کاهش دهید، ولی نمی‌توانید کاملاً آن را متوقف کنید.

قبل از اینکه کتاب را ببندم ناگهان به طور اتفاقی جملۀ عجیبی به چشمم می خورد.

«تمام مایعات تا حد و درجه‌ای لغزنده‌اند، کف زمین یا سطح بزرگراه خیس و مرطوب از آب، همانقدر خطرناک شناخته می‌شود که وکلای مدافع را به لباسشان می‌شناسند.»
شما هم احتمالاً هرقدر فکر می‌کنید نمی‌توانید ارتباط لباس وکلا را با لغزنده‌بودن سطح جاده دریابید. مستند به سخن مترجم، این ارتباط چیزی است در اندازه ارتباط شقیقه و گوزن!
آشکار است که یک جای کار می‌لنگد.
به اصل انگلیسی اثر مراجعه می‌کنیم و کلام نویسنده را چنین می‌یابیم:
(All liquids are slippery to some degree. A wet floor or highway—wet with water—is a well-recognized hazard that keeps many lawyers in expensive clothing.)
با یکبار دقیق خواندن سخن نویسنده آشکار می‌شود مترجم اصلاً نفهمیده است جریان چیست و از همین رو به بی‌ربط‌نویسی دچار شده است.
نویسنده می‌خواهد بگوید: خیسی سطح بزرگراه خطر کاملاً شناخته‌شده‌ای است که به‌طور غیر مستقیم موجب می‌شود بسیاری از وکلا (به‌دلیل دریافت حق‌الوکاله از قربانیان تصادفات جاده‌ای) همچنان لباس‌های گرانقیمت بر تن داشته باشند. یعنی لغزنده‌بودن سطح بزرگراه ربط مستقیم دارد به حفظ و حتی افزایش ثروت بسیاری از وکلا. همین.
حال که صحبت از رانندگی شد بد نیست امر ترجمه را به رانندگی تشبیه کنیم.
در رانندگی هر قدر سرعت را افزایش دهیم مدت‌زمان مورد نیاز برای عکس‌العمل مناسب را کاهش می‌دهیم. یعنی نسبتی عکس برقرار است بین این دو.
در ترجمه هم هر قدر مترجم سرعت کار را بالا ببرد و تند تند کتاب ترجمه کند، امکان دقت نظر و تأمل بیشتر در سخن نویسنده را از دست می‌دهد و نهایتاً (در ذهن خود) تناقضات و حرف‌های بی‌ربط را به نویسنده‌ی بی‌نوا نسبت می‌دهد. به همین راحتی!