تلفظ درست یا غلط؟!

نمونهی اول: سال تحصیلی 65-64 بود و من کلاس پنجم دبستان. روزی آقای ناظم قبل از شروع درس و آمدن معلم، وارد کلاس شد و با حالتی ناراحت و تقریباً عصبانی گفت: بچهها از این به بعد کسی نگوید آقای فلانی گو، آقای بهمانی گو. «گو» حرف بدی است! بهجای آن بگویید آقای فلانی گفت و آقای بهمانی گفت!
نمونهی دوم: سال تحصیلی 71-70 بود و من کلاس دوم دبیرستان. آقای «ن» معلم ادبیات فارسی ما بود از مردم مسجدسلیمان. مردی میانهسال، پرمعلومات، خوشسخن و البته سختگیر. روزی بهمناسبت بحث گفت ما خیلی از کلمات را غلط (!) تلفظ میکنیم. مثلاً «صندوق» را به فتح ص تلفظ میکنیم حال آنکه اصلش (!) که عربی است به ضم ص است. و البته چند مثال دیگر هم زد که از خاطرم رفته است.
نمونهی سوم: هر روز و هر شب از صدا و سیما میشنویم: عید (eed) و نه عید (eyd). عطر (etr) و نه عطر (atr). جنوب (janoob) و نه جنوب (jonoob). تکرار (takraar) و نه تکرار (tekraar) و ... و با خود میگوییم این مجریان و گویندگان چرا اینگونه حرف میزنند و کلمات را تلفظ میکنند؟!
هر سه نمونهی بالا صرفاً مثالهایی بودند برای گشایش بحث. نمونههای فراوانی را خودتان میتوانید در اطراف و اکناف ردیابی کنید. پیشفرض هر سهنمونه نادرست و غیر علمی است.
در نمونهی اول، ناظم و کسانی شبیه به او فکر میکنند لهجه را باید متناسب با خوشایندها و بدآیندهای یک محک (در اینجا زبان فارسی و دقیقتر گفته باشیم: فارسی گفتاری معیار) پالایش کنیم و هرچیزی را در لهجهی دیلمی که در قیاس با فارسی معیار معنای بدی دارد یا تلفظش به گوش گویشوران لهجهی پایتخت خندهدار (!) است یا موجب سوءبرداشت میشود باید تعدیل کرد و یا نهایتاً آن را حذف کرد و گونهی رایج در فارسی پایتخت را بهجای آن نشاند!
نادرستی چنین فرضی دربارهی لهجه را چندسال پیش طی مباحثهای که ذیل این پست پیش آمد شرح دادهام. علاقهمندان میتوانند به آنجا مراجعه کنند.
اما نمونههای دوم و سوم که هر دو مبتلا به سوءفهمهایی دربارهی ماهیت زبانند به توضیح دیگری نیاز دارند.
فرض اصلی در نمونهی شماره دو و ایضاً شمارهی سه این است که تلفظ درست (!) هر کلمهای تلفظ گویشوران موطن اصلی هر کلمه است. مثلاً «صندوق» را از عربی به عاریت گرفتهایم و تلفظ این کلمه در زبان عربی به ضم ص است: صُندوق. از این رو، تلفظ درست (!) این کلمه به ضم ص است و نه آنگونه که ما اکنون تلفظ میکنیم: به فتح ص.
نادرستی چنین فرضی از اینجاست که مطلقاً مبتنی بر ماهیت و طبیعت زبان نیست. هر زبانی نظام آوایی منحصر به فردی دارد، متفاوت با نظام آوایی هر زبان دیگر. هر زبانی که کلمهای را از زبان دیگر وارد دایرهی واژگانی خود میکند، اولین کاری که روی آن انجام میدهد زدن مُهر ویژهی آوایی خود بر آن کلمه است. یعنی تلفظ آن را متناسب با نظام آوایی خود تغییر میدهد. این کاری است که هر زبانی با تلفظ کلمات عاریتی خود میکند. «پردیس» فارسی در عربی تبدیل شد به «فردوس» و «کاسه» فارسی شد «کأس». از این سو نیز تمامی کلمات عربی که وارد فارسی شدند و هر یک از سه حرف «ض، ظ و ذ» را ـ فیالمثل ـ داشتند، متناسب با نظام آوایی زبان فارسی که فقط صدای «ز» را میشناسد و تمییز میدهد، تغییر تلفظ یافتند. نمونههای آن: ضبط، ظهر و ذات، که هر سه صرفاً با صدای «ز» فارسی خوانده میشوند.
از این رو، هر کلمهای که از زبان الف وارد زبان ب میشود، بدالورود، شناسنامهی جدید آوایی دریافت میکند و میشود تبعهی جدید زبان ب. این کلمه را با شناسنامهی جدیدش در زبان ب میشناسند و بکار میبرند. اگر چنین کاری صورت نگیرد، کاربرد این کلمهی جدید در زبان ب ـ در اینجا زبان فارسی ـ نامأنوس میشود و غریب. چون هماهنگ با نظام آوایی زبان فارسی نیست، غریبهای است در میان جمع. یا باید مدرک تابعیت خود را بگیرد یا از آن زبان اخراج شود. دقیقاً به همین دلیل است که هیچ کلمهی عربی با تلفظ عربی خود در فارسی سراغ نداریم. حتی طی ششصدسال خراجگذاری ایرانیان به خلفای اموی و عباسی و سیطرهی سنگین عربی بر زبان فارسی و اذهان ایرانیان، هیچ کلمهای با شناسنامهی عربی خود جذب زبان فارسی نشد مگر اینکه شناسنامهی فارسی دریافت کرد.[1] شناسنامهی فارسی در اینجا یعنی تعدیل و تغییر تلفظ آن کلمهی عربی است مطابق با نظام آوایی زبان فارسی.
اگر ـ فیالمثل ـ تکرار (به فتح ت) تلفظ معیار آن در زبان عربی است دلیلی نمیشود که ما نیز ـ به زور صدا و سیما و سعی در فاضلنمایی! ـ آن را اینگونه تلفظ کنیم. این کلمهی عربی اکنون در زبان فارسی هضم شده، مفرّس گشته و اکنون کلمه ای فارسی محسوب میشود و نه عربی.
درستی تلفظ یک کلمه در یک زبان را گویشوران آن زبان با تلفظ هرروزهشان تعیین میکنند. گویشوران هر زبان ناخودآگاه و منطبق با نظام آوایی زبان خود، به تعدیل و تغییر تلفظ کلمات عاریتی دست میزنند. این کاری است که در تمامی زبانهای دنیا اتفاق میافتد. کلمات بینالمللی همچون رادیو و تلویزیون در زبان فارسی تلفظی یافتهاند متفاوت با تلفظشان در هر زبان دیگری در دنیا. دلیل چنین تفاوتی نیز همانگونه که گفتم نظام آوایی زبان فارسی است که برای کلمات وارداتی همچون گمرک عمل میکند.
کار صدا و سیما این نیست که بهزور آنهم مبتنی بر فرضهای نادرست و غیر علمی و مغایر با نظام آوایی زبان به تجویز تلفظ عربی کلمات فارسیشده بپردازد و مثلاً «عطر» را به کسر ع بخواند و تلفظ کند. اگر قرار بر تلفظ عربی باشد، حرف ط نیز باید دقیقاً مبتنی بر مخارج زبان عربی تلفظ شود. آیا گوینده و مجری از پس این کار هم بر میآید یا صرفاً میتواند فتحهای را به کسره تبدیل کند؟! و اگر هم بتواند ط را منطبق با مخارج زبان عربی تلفظ کند بهتر است چنین مجری و گویندهای را برد برای اجرای برنامههای عربی و نه برنامههای فارسی.
[1] - هر کلمهی عاریتی هنگام ورود به زبان جدید با سه ساحت زبانی روبرو میشود:
1- ساحت معنایی (semantics)
2- ساحت نحوی (syntax)
3- ساحت آوایی و واجی (phonetics & phonology)
در برابر کلمهی جدید، ساحت معنایی ضعیفترین و ساحت آوایی و واجی مقاومترین ساحتهای زبانی محسوب میشوند. توضیحات بیشتر در این باب در حوصلهی این نوشتار و وبلاگ نیست.
جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم.