نگاهی به یک دروغ تاریخی
چارلز داروین لیدی هوپ
چارلز داروین، طبیعیدان مشهور انگلیسی و واضع نظریهی تکامل، در 12 فوریه سال 1809 ـ درست در روز و سالی که آبراهام لینکلن در آنسوی اقیانوس اطلس و در آمریکا متولد شد ـ در انگلستان به دنیا آمد و حدود ساعت 4 بعد از ظهر روز 19 آوریل 1882 از دنیا رفت. علاوه بر کتاب «منشاء گونهها» که مهمترین اثر او و بزرگترین خدمت او به علم محسوب میشود، داروین آثار متعدد دیگری نیز منتشر کرد که دست کم در ایران کمتر شناختهشده هستند. افزون بر این، مکاتبات فراوانی با دوستان و مخالفانش داشت که امروزه در چندین جلد قطور به چاپ میرسد و منبعی بسیار مطمئن برای شناخت روحیات، علائق و عقاید او بهشمار میرود.
از سال 1859 که منشاء گونهها منتشر شد تاکنون (حدوداً 155 سال) مخالفان نظریهی تکامل ـ عمدتاً از میان پیروان مذاهب ـ به هر نحو کوشیدند این نظریه را کمارزش و حتی برخطا نشان دهند آن هم بهرغم شواهد و مدارک سیلآسایی که به نفع این نظریه و یا بهتر است گفته شود حقیقت علمی ارائه شده است و میشود.
یکی از این دروغها که ـ در جهت تضعیف این نظریه ـ به داروین نسبت دادند به لحظات آخر زندگی او مربوط میشود. مخالفان شایع کردند که داروین در لحظات آخر عمر خود از نظریهاش روی برتافت و انجیل به دست از خداوند طلب مغفرت کرد!
حقیقت آن است زمانی که داروین در بستر مرگ بود و لحظات آخر عمر خویش را سپری میکرد صرفاً چهار نفر در کنارش بودند: همسرش اِما، و سه فرزندش، فرانسیس، هنریتا و الیزابت.
هیچکدام از این چهار نفر مطلقاً چنین گزارشی عرضه نکردهاند، پس این شایعه از کجا نشأت گرفته است؟!
این دروغ عجیب برمیگردد به یکی از مبلغان دورهگرد مسیحیت به نام لیدی هوپ (lady hope). این زن در سال 1915 و یا 1916 ( یعنی حدود 33 سال بعد از فوت داروین)، در یک گردهمایی مذهبی در شهر باستن آمریکا مدعی شد هنگام مرگ داروین در کنار بسترش حضور داشته است و خود شاهد رویبرتافتن داروین از نظریهاش و طلب مغفرت از خداوند بوده است و دیده است که داروین در آن دم آخر انجیل و سرودهای مذهبی میخوانده است!
این دروغ که البته خوراک مطبوعی برای مخالفان داروین و نظریهی تکامل محسوب میشد در اندک زمانی به روزنامهها و کتابها و سخنرانیها و افواه عامه سرایت کرد و شدتش چندان بالا گرفت که هنریتا، دختر داروین، که آن زمان ازدواج کرده بود و نامش خانم لیچفیلد شده بود مجبور شد در دفاع از پدرش، در 23 فوریه 1922، اطلاعیه ای در نشریهی کریسچین بنویسد و در آن به صراحت بگوید: «داروین از هیچیک از عقاید علمیاش دست نشست . . . و این داستان ساختگی فاقد هرگونه مبنا و اساسی است...». فرانسیس، پسر داروین که خود لحظهی مرگ بر بالین پدر حاضر بود نیز اعلام کرد خانمی به نام خانم هوپ هرگز به دیدار پدرش نرفته است.
بطلان این داستان جعلی را محققان بسیاری نشان دادهاند از جمله:
1- Atkins, Hedley. 1974. Down: the home of the Darwins. Royal college of surgeons of England, London.
2- Sloan, pat. 1960. the myth of Darwin’s conversion. Humanist 75(3): 70–72.
3- Sloan, pat. 1965. Demythologizing Darwin. Humanist 80(4): 106–10. Stone, Irving. 1980. The origin: a biographical novel of Charles Darwin. Doubleday, garden city, NY.
4- Moore, James, r.1994. The Darwin legend. Baker books, Grand Rapids, mi.
5- Tim m. Berra. 2009. Charles Darwin: the concise story of an extraordinary man, the Johns Hopkins university press, Baltimore.)
(کتاب شمارهی پنج با مشخصات کتابشناختی ذیل اخیراً به فارسی نیز ترجمه شده است:
چارلز داروين: سرگذشت فشردهي مردي خارقالعاده/ تیم.ام. بارا/محمدرضا توکلی صابری /انتشارات مازیار)
این داستان جعلی متأسفانه در آثار محققان و نویسندگان وطنی هم سرایت یافته است. برای نمونه، شهید مطهری که به دقت نظر معروف بود، در چندین جای آثارش این داستان را نادانسته مطرح کرده است:
«در جاى ديگر خواندم كه داروين در وقت مردن، كتاب مقدّس را روى سينهاش چسبانده بود و رها نمىكرد.»
مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى/ ج3 / ص : 581
«حتى مىگويند در آن دم آخر هم كتاب مقدس را روى سينه خودش چسبانده بود.»
مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى/ ج4 / ص : 197
«تاريخ است كه درباره او مىنويسد وقت مردنش كتاب مقدس را به سينه خود چسبانده بود.»
مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى/ ج15 / ص : 641
«حتى در تاريخ زندگى او نوشتهاند: وقتى كه داشت مىمرد و در حال احتضار بود، كتاب مقدس را روى سينهاش محكم گرفته و به آن چسبيده بود.»
مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى / ج23 / ص : 252
«مىگويند در حال احتضار هم كتاب مقدس يعنى انجيل را به سينهاش چسبانده بود و آن را رها نمىكرد.»
مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى / ج26 / ص : 547
جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم.