نلسون ماندلای بزرگ دیگر در میان ما نیست. گرچه جسمش نیست ولی اندیشه‌های او برای همیشه‌ی تاریخ در کتاب قطور افکار بشری مسطور است و فراراه آزادی‌خواهان.

آنچه در زیر می‌خوانید، برخی از سخنان اوست که از میان ده‌ها جمله‌ی قصار او انتخاب و ترجمه کرده‌ام. امیدوارم همه‌ی رهبران جهان، چون او، جهان را بدون‌ خشونت، سرشار از دوستی و صلح و بهره‌مند از آزادی برای جهانیان بخواهند.

«تعلیم و تربیت قوی‌ترین اسلحه‌ای است که می‌توانید با آن جهان را تغییر دهید.»

«آموخته‌ام که شجاعت، نبود ترس نیست بلکه غلبه بر آن است. انسان شجاع کسی نیست که نمی‌ترسد، بلکه کسی است که بر ترس خود چیره می‌شود.»

«برای آزاد‌بودن، صرف پاره‌کردن زنجیرها کافی نیست، بلکه زیستن به‌گونه‌ای است که به دیگران احترام بگذاریم و در جهت تقویت آزادی دیگران گام برداریم.»

«اگر می‌خواهید با دشمنتان از در صلح درآیید، باید با او کار کنید. در این صورت است که دشمنتان را به شریکتان تبدیل خواهید کرد.»

«همیشه تا زمانی که کار انجام نشده است غیرممکن به‌نظر می‌رسد.»

«بعد از بالا‌رفتن از کوهی بلند، تازه درمی‌یابید چه بسیار کوه‌های بلند دیگری هستند که باید از آنها بالا رفت.»

«هیچ‌جا برای رسیدن به آزادی راه آسانی وجود ندارد. بسیاری از ما برای رسیدن به آن باید بارها و بارها از درّه‌ی اشباح مرگ گذر کنیم تا سرانجام به قله‌ی آرزوهای خود برسیم.»

«ما در کشورمان اول به زندان می‌رویم، بعد، رئیس جمهور می‌شویم.»

«از نژادپرستی بیزارم، چون آن را نوعی وحشی‌گری می‌دانم، خواه از انسانی سیاه‌‌پوست سر بزند خواه از انسانی سفید‌پوست.»

«بگذاریم آزادی حکومت کند. خورشید هیچگاه بر دستاوردی شکوه‌مندتر از آن طلوع نکرده است.»

«هر شخص یا نهادی که بکوشد کرامت و شرافت مرا از من بدزدد محکوم به شکست است.» 

«انکار حقوق بشر انسان‌ها مثل زیر سوال‌بردن انسانیت آنهاست.»

«هیچ کشوری روی توسعه‌ی واقعی را نخواهید دید مگر اینکه شهروندانی تحصیل‌کرده داشته باشد.»

«انسان‌های شجاع کسانی‌اند که به‌خاطر صلح، از بخشودن دیگران بیمناک نیستند.»

«فقط انسان‌های آزاد‌ند که می‌توانند مذاکره کنند؛ انسان‌های دربند هرگز.»

«گذشته را فراموش کن.»

«آرمان محبوب من جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک است که در آن انسان‌ها در کنار هم، با مسالمت و بهره‌مند از فرصت‌های مساوی زندگی می‌کنند.»

« من چیزی به نام آزادی پاره‌وقت نمی‌شناسم.»

«بعضی وقت‌ها احساس می‌کنم انگار در حاشیه‌ها هستم و خود زندگی را از دست داده‌ام.»

«من بازنشسته شده‌ام، ولی اگر یک چیز در دنیا باشد که مرا بکشد این است که صبح از خواب بلند شوم ولی ندانم قرار است چه کاری انجام بدهم.»

«در نحوه‌ی اندیشیدنم هم غرب موثر بوده است و هم شرق.»

«هیچ‌چیز برای من ترسناک‌تر از این نیست که از خواب برخیزم بی‌آنکه برنامه‌ای داشته باشم که به من کمک کند اندکی خوشبختی و آسودگی برسانم به کسانی هیچ ندارند، فقیرند، بی‌سوادند و با بیماری‌های مهلک دست به گریبانند.»

«مهمترین وظیفه‌ی ما تشکیل جامعه‌ای است که در آن آزادی فردی براستی آزادی فردی باشد.»