تکمله ای بر یک مطلب
در رابطه با مطلب پیشین یعنی سیب یا بهشت لازم دانستم توضیحات تکمیلی را ارائه نمایم و آن این است که:
1-هیچ کس خدای ناکرده مخالف حجاب و یا منکر خوب بودن آن نیست.بلکه حجاب نیز مانند همه ی چیزهای خوب دنیا،مثل صداقت،دوستی،انسانیت،کمک به هم نوع و...می تواند محبوب و پذیرفتنی باشد به شرط آن که در این میان حق انتخاب فراموش نشود.
2-این که بعضی از دوستان می فرمایند؛بدحجابی یا بی حجابی موجب ناهنجاری می شود به این دلیل که ممکن است در دل مردان ایجاد مرض کند نیز جای بحث دارد.من در عجبم که چرا بعضی از آقایان خود این مطلب را می پذیرند و قبول دارند.
شک نیست که خدا در وجود زن جذابیت هایی قرار داده است ،جذابیت هایی که زنان عفیف خود می دانند چگونه آن را از تعرض دیگران در امان نگاه دارند.اما اگر فقط به خاطر افرادی که ضعیف النفس هستند نصف جمعیت یک کشور را مجبور به کاری کنیم که چون حق انتخابی در این میان برای آن ها در نظر گرفته نشده است،معترض هستند،باید گفت که اگر برای مثال از شمال تا جنوب را دیواری بتنی به پهنای ده متر بکشیم و مردان را در یک طرف و زنان را در طرف دیگرقرار دهیم،تردیدی نیست که مردی که ضعیف النفس است ،صرف این که می داند آن طرف دیوار زنان قرار دارند،باز هم مرضش عود می کند و با دیدن دیواره های بتنی به یاد زنان می افتد.همان طور زنی که می خواهد عشوه بفروشد و طنازی کند حتی اگر به جای مانتو و روسری،«تربال»بر تن کند باز هم کاری را که نبایست،انجام می دهد.
ضمن این که تکرار یک مطلب و حساسیت بر سر آن،از جانبی می تواند تشویق به انجام آن عمل باشد.در حکایت ها آمده که:روزی مردی به نزد کیمیاگری رفت تا از او کیمیا بیاموزد.استاد که خود بهتر از هر کس دیگری می دانست که این علم عاقبتی ندارد،به شاگرد گفت:من این کار را به تو می اموزم و تو حتما به کیمیا دست خواهی یافت به شرط ان که در آخرین مرحله ای که مواد را را با هم مخلوط می کنی به یاد ریش بز نیفتی!و بیچاره شاگرد قصه ی ما همیشه تا آخرین مرحله می رفت و قدم آخر ناخواسته به یاد ریش بز می افتاد.
3-این استدلال که باید زنان را پوشیده داشت تا مردان دچار را لغزش نشوند همان قدر پذیرفتنی است که یک روز اعلام کنند تمام مغازه های طلا فروشی می بایست تعطیل شوند چون ممکن است کسی مرض دزدی داشته باشد و با دیدن ویترین ها به فکر دزدی بیفتد.یا اعلام کنند که شیرینی فروشی ها به این دلیل که ممکن است فردی که بیماری دیابت دچاراست ،برای خریدن و خوردن شیرینی وسوسه شود ،می بایست بسته شوند .
4-لازم است بپذیریم که دنیای اکنون به دلیل پیشرفت تکنولوژِی دنیای ارتباطات گسترده است.انسان ها در همه ی موارد زندگی به اطلاعات گسترده ای دسترسی دارند و گزینه های ممکن برای برگزیدن نیز به همان میزان فراوانی دارد.همان طور که بچه های امروز هرگز مانند بچه های گذشته چشم و گوش بسته غذایی و لباس ورفتاری که از جانب پدر و مادر توصیه می شود را نمی پذیرند افراد نیز برای پذیرش مطلبی به تحقیق و تفکر می پردازند و اگر آن را مناسب دیدگاه خود و شیوه ی زندگی اشان بود می پذیرند.
متاسفانه سخت گیری هایی که گاهی چندان با دیدگاه همه ی افراد جامعه مطابقت ندارد،موجب نشان دادن چهره ای خشن از جامعه ی اسلامی شده است.در نظر بیاورید دعوت کننده به اسلامی به کشوری برود و افراد مورد نظر صحنه های برخورد با بی حجابی و کتک و خونریزی و تعهد و بازداشت را دیده باشند،فکر می کنید آن عزیز دعوت کننده تا چه میزان می تواند در هدفش موفق باشد؟
می گویند روزی مردی نامسلمان توسط همسایه ی مسلمانش به دین اسلام مشرف شد.همسایه، او را از قبل از اذان صبح به مسجد می برد و تا شب مشغول نماز و نیایش بودند و در بین نمازهای واجب او را مجبور به خواندن نمازهای مستحب و ادعیه می کرد.مرد تازه مسلمان از کار و زندگی افتد و تنها چاره اش را در ترک دین تازه دید.
5-در این جا لازم می بینیم که از دوستانی که در این بحث شرکت کردند و این امکان را به وجود آوردند که در فضایی آرام به تبادل نظر بپردازیم،سپاسگزاری کنم.امید است که گفتگوها به جای آن که در پستوی خانه ها جریان یابد ،اشکارا گفته شوند تا صحت و سقم آنها با نظرات فراوان تری مورد بررسی قرار گیرد
جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم.