نوشته هايي از مدينه-١
سعادت ديدار از سرزمين وحي نصيبم شده، تصميم گرفتم مطالبي در اين زمينه درج كنم شايد كه بكار ايد
١- نميدونم چرا بعضي از هموطنان دوست دارند حرص اين وهابي ها رو در بيارن و قلقلكشون بدن كه به همه توهين كنن، برادر من، خواهر من، مسىول كاروان ميگه زيارت عاشورا نبريد مسجدالنبي، نبر
٢- با صداي بلند چرا فحش ميدي؟ باباي من اولا فحش زشته حتي اگه به دشمن باشه، دوما حتي اگه فحش محلي باشه، ممكنه بفهمنو از اين بدتر رفتار كنن
٣-اينقده با صداي بلند در مكان هاي عمومي با هم صحبت نكنين، بقول خودتون از اين ور اتوبوس چر ( صداي ) دوستتون اونور اتوبوس نزن، از اتاق شماره يك هتل با صداي بلند رفيقتو تو اتاق 100 دعوت به خوردن چاي نكن
٤-بابا جان من با دمپايي پلاستيكي چرا مياي بيرون؟ تو سطح مدينه و مكان هاي زيارتي كي گفته رفت و امد با دمپايي پلاستيكي درسته؟ چه ملتي به جز ما با اين دمپايي هاي هتل تو شهر و حرم ميرن و ميان؟
٥-با پيژامه و شلوار كردي تو لابي هتل و رستوران چرا رفت و امد ميكني؟
تا مطلب بعدي التماس دعا
جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم.