جاستین پرکینز
جاستین پرکینز
جاستین پرکینز (Justin Perkins)، مبلغ و مبشّر آمریکایی (متولد 1805 و درگذشتهی 1869) نخستین تبعه آمریکایی است که در خاک ایران اقامت گزید. کشیش پرکینز از سوی کمیته آمریکایی هیئت های خارجی ویژه تبلیغات مسیحیت، و با هدف ساماندادن به امور مذهبی مسیحیان آشوریِ شمالغرب ایران و در اواخر دورهی زمامداری فتحعلیشاه قاجار به منطقهی آذربایجان و شهر ارومیه اعزام شد.
زمانی که پرکینز در سال ۱۸۳۳ وارد حوزهی ماموریت خود در ارومیه شد، آنچه دید فقر و فلاکت و بیسوادی مردمی بود که تنها نقششان در جامعه، رعیت و بندهبودن برای شاهان مرکزنشین بود. از اقدامات اولیهی او تأسیس یک مرکز تبشیری در ارومیه در سال 1835 بود. دوست و همراه پرکینز در این سفر، اشال گرنت بود که به حرفهی طبابت اشتغال داشت و کمی بعد به او پیوست. در طول 35 سالی که پرکینز در منطقهی ارومیه حضور داشت، علاوه بر تبلیغ و تبشیر مسیحیت و کمک به اعضای کلیسای آشوریان در منطقه که با رضایت کامل آنان همراه بود،نخستین مدرسهی پسرانه را برای کودکان مسیحی ایرانی تأسیس کرد. او در این مدرسه ـ و برای نخستین بار در آسیای مرکزی ـ از روش یادگیری از طریق تدریس استفاده کرد. در این روش از تکتک دانشآموزان خواسته میشود که بهنوبت در نقش معلم، تدریس قسمتی از کتاب را بر عهده بگیرند. در این روش که با نظارت کامل معلم همراست، دانشاموزان میتوانند از روشهای مختلفی برای تفهیم مطلب استفاده کند. این روش موثر، دههها بعد در دیگر نقاط جهان رایج شد.
ارومیه در آن روزگار حدوداً 125 هزار سکنه داشت که از این جمعیت تنها حدود 40 مرد سواد خواندن و نوشتن داشتند و تنها زن باسواد، خواهر پتریک از مبلغان مسیحی آن دیار بود. پرکینز با تلاش و همت بسیار توانست در طول اقامت خود بسیاری از بیسوادان را باسواد کند.
مدرسه پرکینز رایگان بود ولی در ابتدا از دفتر و تختهسیاه و مداد خبری نبود. دانشآموزان هر یک جعبهای چوبی تهیه کردند و داخل آن شن ریخته و سر کلاس با انگشت روی شنها با انگشت عملیات حساب را انجام میدادند. بعد از مدتی، لوازم تحریر وارد مدرسه شد و حتی پرکینز خرج تحصیل دانشآموزان بیبضاعت را از پوشاک گرفته تا دیگر اقلام ضروری برعهده گرفت. پرکینز علاوه بر دروس انگلیسی، فارسی، ترکی، حساب، تاریخ و جغرافیا مهارتهای عملی از قبیل آهنگری و قالیبافی را هم آموزش میداد. پرکینز و همسرش سعی وافری در باسوادکردن زنان داشتند زیرا بر این باور بودند که مادران باسواد، فرزندان را بهنیکویی و بصیرت پرورش خواهند داد.
بعد از موفقیت اولین مدرسه، پرکینز، چندین مدرسهی دیگر در روستاهای ارومیه هم برای دختران و هم برای پسران تأسیس کرد. آوازهی خوب این مدارس به تهران نیز رسید و محمدشاه قاجار که بهتازگی بر تخت سلطنت جلوس کرده بود طی فرمانی، هم کار او را تأیید کرد، هم او را برای ادامه کار تشویق کرد و هم از او خواست که به همهی کودکان و نوجوانان مسلمان دروس مورد نیازشان را آموزش دهد. متن فرمان محمدشاه که حدوداً 178 سال قبل صادر شده، این است:

السلطان ابن السلطان محمدشاه غازی
آنکه عالیجاه، ذکاوت و فطانتهمراه، فراست و کیاستانتباه، شهامت و فخامتاکتناه، زبدهالعلماء المسحیین و عمدهالفضلاء العیسویین، مستر پرکینز، به توجهات بیکران خاطر خطیر اقدس شاهنشاهی مفتخر و مباهی بوده، بداند که از قراری که عمّ افخم، ملک قاسممیرزا، بهعرض اقدس همایون شهریاری رسانیده، آن عالیجاه به شوق و میل خود در بلدهی ارومیّه مدرسهای ترتیب داده، با سعی و دقت تمام مشغول تربیت و تعلیم جوانان و نشر علوم میباشد. این معنی، باعثِ ظهور التفات و مراحم شاهنشاه دربارهی آن عالیجاه گشته، محض وفور مرحمت، او را بهصدور این همایونمنشور ِ عنایتدستور، قرین عزّ افتخار فرمودهایم. میباید آن عالیجاه در تربیت و تکمیل جوانان، زیاده از پیشتر، اهتمام و اجتهاد بهعمل آورده، علم تاریخ و جغرافیا و هندسه و حساب به آنها آموخته از ظهور این خدمت، خود را مشمول عواطف و عوارف شاهانه سازد و در این عهده شناسد.
تحریراً فی 27 شهر ربیعالاول سنهی 1255[1]
کار دیگر پرکینز، چاپ کتابهایی به زبان آشوری ـ زبان رایج مسیحیان آن ناحیه از ایران ـ بود. او موفق شد چندین جلد کتاب در موضوعات مختلف برای رشد و تعالی مسیحیان این دیار تألیف یا ترجمه کند. کمی بعد، چاپخانهای در ارومیه راهاندازی کرد که حاصل کارش، چاپ حدود هشتاد کتاب بود. این کتابها را یا خود پرکینز مستقیماً نوشته بود و یا از زبانهای دیگر ترجمه کرده بود. همچنین، نشریهای را به چاپ رساند تحت عنوان انوار شب (Rays of Night). موضوعاتی که این نشریه بدانها میپرداخت عبارت بودند از مذهب، تعلیم و تربیت، علم، مسائل تبشیری و موضوعاتی درباب کودکان و نوجوانان، شعر و موضوعات گوناگون دیگر. افزون بر این، بخشهایی از انجیل و عهد عتیق را به زبان آشوری مدرن ترجمه کرد و به چاپ رساند. همچنین، چاپ کتابهای دعا و نیایش و ترجمهی آثاری مذهبی از نویسندگانی همچون آیزاک واتس، جان بانیان، فیلیپ دودریج و ریچارد بکستر از دیگر کارهای وی بود. پرکینز از کارشناسان صاحبصلاحیت زبان آشوری بود و همین تخصص، در موفقیتش در بین اعضای کلیسای آشوریان نقش عمدهای داشت. پرکینز، بهسبب خصایل بارز اخلاقی و حس انساندوستی، هم از جانب مسیحیان آشوری و هم از جانب مسلمانان از احترامی فوقالعاده برخوردار بود.
حضور پرکینز در ایران موجب شد، فعالیت آمریکاییان در دهههای بعد هموارتر شود. آمریکاییانی که بعدها آمدند، در ادامهی راه او، علاوه بر چاپ و نشر کتابهای تربیتی و آموزشی و ادامه کار مدارس، موفق شدند نخستین دانشگاه پزشکی در عصر مدرن را در سال 1879 در ایران تأسیس کنند.
پرکینز علاوه بر برخورداری از تخصصهایی که برایش برشمردیم، نقاش آبرنگکار ورزیدهای بود و نقاشیهای فراوانی از او برجای مانده است. این نقاشیها عمدتاً نقاشیهایی انسانشناختی و مردمشناختیاند. به این معنی که، موضوعات نقاشیها عمدتاً، زنان، مردان، سربازان، پیشهوران، روحانیان و دیگر اقشار اجتماع در آن روزگارند که البته به لحاظ اجتماعی و تاریخی حائز اهمیت بسیارند.
آنچه از پرکینر برجای مانده است، علاوه بر کتابهایی که برای مدرسه تالیف و ترجمه کرد و افزون بر حجم بالای مکاتباتش با مسئوولان کلیسای متبوعش در آمریکا و شخصیتهای بزرگ، دو جلد کتاب نوشت با نام: هشتسال اقامت در ایران و ماموریت تبشیری در ایران.
همچنین همسر دوست پزشکش، جودیت نیز، کتاب خاطراتی دارد با عنوان گل ایرانی از اقامتش در ایران. تا آنجایی که من اطلاع دارم این کتابها که گنجینهی باارزشی در شناخت اجتماع ایران در بیش از یکقرن و نیم پیش است هنوز به فارسی ترجمه نشدهاند. امیدوارم بهزودی امر ترجمهی آنها به سامان برسد.
پرکینز و همسرش شارلوت، صاحب هفت فرزند شدند که ششتای آنها در ایران و در کودکی مردند و فرزند هفتم آنها، جودیت، اندکی بعد از مراجعت پرکینز به آمریکا از دنیا رفت.
جاستین پرکینز، بعد از مراجعت به آمریکا، در سال 1869 و در سن 64 سالگی چشم از جهان فروبست.
یادش گرامی باد.
نمونه هایی از نقاشیهای آبرنگ پرکینز:
[1] - فرمان محمدشاه قاجار دربارهی نخستین آموزشگاه آمریکایی در ایران/ محمد فیضی/ نشریهی وحید / شماره 107 / آبانماه 1351
جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم.