تلویزیون مردم مصر را نشان می دهد که به پای صندوق های رای رفته اند به امید آن که دیگر سایه سیاه دیکتاتوری را بر زندگی خویش احساس نکنند.به یاد روزهایی می افتم که بازهم از تلویزیون ایستادگی مردم و ریختن خون بیگناهانی که خواهان  آزادی و ارامش بیشتری بودند می دیدم.حالا مردم به ظاهر موفق شده اند که دیکتاتور کشورشان را پس از سال ها کنار گذاشته و به امید آینده ی بهتر به پای صندوق های رای بروند.اما در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا انقلاب مردم مصر می تواند انقلابی موفق باشد؟آیا مردم به آزادی های دلخواهشان از جمله ازادی بیان دست خواهند یافت؟

به نظر من پاسخ این سوال می تواند «نه» باشد.تاریخ نشان داده است مردمی که سالیان دراز در زیر سایه ی سیاه دیکتاتوری و مردانی که خود را کبیر خوانده اند، پرورش یافته و زیسته اند،به مردمانی صغیر تبدیل شده اند؛ مردمانی که اعتیاد به اطاعت در تمام رگ و خونشان جاری شده است . بدین معنی که عدم تغییر و تحول در سطح اگاهی و دانایی مردم و سال ها دیکتاتوری،مردم را چنان نموده که ناخودآگاه معتاد به اطاعت شده اند آن ها پس از اندکی تمام صلاح مملکت خویش را به دست قدرت برتر سپرده و کورکورانه  و عاجزانه در مقابل تصمیم های وی سر تکان می دهند بنابراین بسیار بدیهی است که این اعتیاد موجب دیکتاتور ساختن کسی گردد که پس از دیکتاتور پیشین به قدرت رسیده است.

تعصبات دینی و جامعه ی سنتی بسته و نبود آزادی بیان، از دلایل این اعتیاد است.بیشتر کشورهای دیکتاتور زده بیش از آن که به انقلاب محتاج باشند نیازمند اصلاحات و فضای باز سیاسی و آزادی بیان و اندیشه اند.

به قول بزرگی خانه از پای بست ویران است... با این وجود آرزو می کنم خداوند به حرمت خون تمام شهیدان راه آزادی، مردم مصر را به آن چه خواسته اند و می خواهند برساند.یاریشان کند تا بدان اگاهی برسند که در مقابل هیچ دیکتاتوری سر فرو نیاورند و برای بیان اندیشه ی خویش چون بید بر خود نلرزند.