بالاخره پس از 8 یا 9 سال کار مداوم، سریال مختارنامه به کارگردانی «داوود میرباقری» کارگردان خوب و تاریخی کار کشورمان وارد مرحله پخش شده و جمعه شب ها درصد زیادی از مردم ایران را که به تاریخ و سریال های تاریخی علاقه ویژه ای دارند، مجذوب خود کرده است. با دیدن دکور، لباس و گریم بازیگران این سریال، تازه متوجه می شویم که این همه وقتی که صرف این سریال شده به چه دلیل است. این سریال تاریخی نیز مانند بیشتر سریالهایی از این دست، از لحاظ بازیگری حرف زیادی برای گفتن دارد. خصوصا" بازی روان، متفاوت و بسیار زیبای رضا کیانیان (عبدالله ابن زبیر) چشم نواز است. در بخش دکوراسیون که بی شک سال ها وقت صرف آماده سازی آن شده هم خوب و قوی کار شده و مشخص است که با دقت و استادی خاصی ساخته شده است. در بخش گریم هم می توان نمره خوبی به این گروه داد. هر چند که این گفته درست است که کسی مانند رضا کیانیان و اکبر عبدی به قول خود هنرمندان دارای صورت هایی هستند که گریم های متفاوت را می پذیرند اما در این بخش هم نمی توان از گریم زیبای عبدالله ابن زبیر و برخی دیگر از بازیگران چشم پوشی کرد. در بخش های دیگری مانند لباس، فیلمبرداری هم نکات مثبت زیادی مشاهده می شودو در آخر گریز هر از چند گاهی به واقعه کربلا و روایت شهادت یاران صدیق امام حسین هم نکته بسیار ارزنده این سریال است که جای تقدیر فراوان دارد. مطلبی که این کار را از کارهای پیشین همسطح خود متفاوت کرده است.

با این همه تعریف و تمجید از این سریال تاریخی، نبایستی از ضعف های متعدد آن نیز چشم پوشی کرد. ضعف های این سریال همان ضعف هایی است که صورت اکثر سریال های تاریخی ایرانی را زخمی کرده و حتی در برخی مواقع، زحمت همه را هم به باد داده است. وقتی که در صحنه پرتاب گلوله های آتشین به مکه، بازیگر به جای عبارت «گلوله های آتشین» می گوید «گلوله های نفتی!!» و حال آنکه تا چندین صد سال بعد از مختار، نفت کشف و استخراج شده، یا در قسمتی دیگر، سردسته گروه خارج شده از پیروان علی که دوستداران آن حضرت، آنان را خوارج به معنی از دین خارج شده نامیدند، در ملاقات با مختار می گوید «ما خوارج!!! با شما بیعت می کنیم» و خوارج خواندن گروه خود را چندین بار دیگر نیز تکرار می کند، و دیالوگ های از این دست که تعدادشان هم کم نیست، نشان می دهد که هنوز در بخش نویسندگی خصوصا" نوشته های تاریخی، دارای مشکلات عمیقی هستیم. کشدار کردن بی مورد و بعضا" خسته کننده برخی قسمت ها نیز از نکات منفی این سریال است که داد بسیاری از تماشاگران را در آورده است. موضوع مهمتر و عذاب آورتر، اغراق کاری در برخی صحنه ها خصوصا" صحنه های جنگ بین شخصیت های مثبت و مورد توجه کارگردان با شخصیت های منفی و زود از از پا درآمده مخالفان است. این اغراق کاری که هیچ وقت تاثیر مثبتی بر روی بیننده نمی گذارد در صحنه های کربلا و شخصیت خود مختار به اوج خود می رسد. نمی دانم چرا بایستی نویسنده ای که در عصر حاضر زندگی می کند تمایل داشته باشد مانند نویسندگان قرن چهار و پنج، رویاهای خود را بدین شکل نازیبا و یکجانبه وارد شخصیت های سریال بنمایند. کسی نیست به این نویسندگان بگوید اگر شاعر بزرگی مانند فردوسی، در کتاب وزین شاهنامه خود تخیلات را وارد نوشته خود کرده، بر اساس اقتضای زمانی خود بوده و مردم آن زمان شیفته این گونه نوشتن بودند و از طرفی آن چیزی که شاهنامه را «شاه نامه» کرده این تخیلات نیست بلکه رنج سی ساله فردوسی است که در بیت بیت این کتاب ارزنده خودنمایی می کند.