دوچرخه سواری...
صبح جمعه 08/09/92 کنار قبر سیّد (میدان 7 تیر) دیلم داشتیم با دوستان در مورد بازی خیر خواهانه ی پرسپولیس و آ ث میلان در روز پنج شنبه 07/09/92 صحبت می کردیم که با نتیجه 3 به 1 به سود میلان خاتمه یافت. اضافه وزن بازیکنان پیشکسوت پرسپولیس در مقابل اندام های ورزیده ی بیشتر بازیکنان میلان نگاه هر بیننده ای را به خود جلب می کرد...


در همین حال عبور زن و مرد دوچرخه سواری توجهم را جلب کرد... برگشتم اونها رو ببینم، رفته بودند... تو مسیر منزل دوباره دیدمشان، صداشون زدم و خواستم چند عکسی ازشان بگیرم، به حرکت خوشان ادامه دادند، فقط صدای کلمه ی «What?» را از مرد شنیدم (که در جواب صدا زدن من گفت) .... کنار فلکه بسیج در مسیر خروجی به سمت گناوه نزدیک مجتمع مسکن مهر ایستادم و با نشان دادن دوربین دقایقی را دست و پا شکسته با آنها گفت و گو کردم که بیشتر آن با ایما و اشاره بود.

زن و شوهر اهل و ساکن ملبورن استرالیا... به نیکی از طبیعت ایران یاد می کردند. مرد 54 ساله بازنشسته ی اداری و زن 40 ساله کارمند... امّا نکاتی ذهنم را مشغول کرد.
1- لزوم توجه به زبان آموزی و یادگیری زبان انگلیسی
2- استفاده بیشتر از دوچرخه در شهر توسط همشهریان
3- توجه به ورزش به خصوص ورزش های همگانی مانند پیاده روی و ...
4- و...
من که دوچرخه ام را سر و سامان دادم و قرار گذاشتم استفاده کنم....... شما چطور؟

جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم.