وقتي در يك جامعه شايسته سالاري حاكم باشد طبيعي است كساني براي پست‌هاي آن جامعه انتخاب خواهند شد كه از ديد افراد بالادستي شايسته‌تر باشند. بنابراين هم انتخاب شونده بايستي توانسته باشد لياقت و شايستگي خود را براي تصدي آن پست به فرد بالادستي خود ثابت كند و هم مسئول بالادستي بتواند با دلايل فراوان خود، ديگران را قانع كند كه اين شخص، بهترين و لايق‌ترين شخص براي تصدي اين پست است. حالا در چنين تركيبي اگر بر فرض، شخص انتخاب شونده مرتكب خطا يا اشتباهي شد علاوه بر اينكه شايستگي خود را زير سئوال مي‌بيند، شايستگي شخص انتخاب كننده را نيز زير سئوال خواهد برد چرا كه در انتخاب خود دقت نظر لازم را نداشته. اينجاست كه مي‌بينيم بر فرض مثال يك وزير به دليل قطع چند ساعته برق يك شهر مجبور به استعفا مي شود اما در يك كشور ديگر چند هواپيما همگي به دليل نقص فني سقوط كرده و باعث كشته شدن هزاران نفر مي‌شوند اما حتي يك كارمند شركت هواپيمايي هم مجبور به استعفا نمي‌شود و همگي با سري بالا سعي مي‌كنند مشكل را طبيعي، كوچك و اجتناب‌ناپذير جلوه دهند. از اين مثال‌ها فراوان مي‌توان بيان كرد كه اختلاس سي هزار ميليارد ريالي نمونه‌ي كوچكي از اين موارد در جامعه ماست. طبيعي است كه هيچ مسئولي در جامعه ناشايسته سالار، نياز به استعفا را در خود احساس نمي‌كند چون هم انتخاب شونده، هم انتخاب كننده و هم مردم، از اول هم مي‌دانستند كه شايسته‌تر از اين شخص براي نشستن بر كرسي اين پست، فراوان است اما پيرو يك سري بده و بستان‌هاي سياسي، جناحي و ... بايستي اين شخص انتخاب شود و اينجاست كه مي‌بينيم با پيدايش مشكلات بسيار بزرگ و خاص هم، هيچ كس شوكه نمي‌شود و خواستار پاسخگويي مقامات مسئول هم نيستند. اين را گفتم كه بدانيم مردم اين گونه جوامع را نمي‌توانيم مردمي بي‌خيال بناميم بلكه بيشتر مي‌توان گفت اين مردم مردمي هستند نااميد كه گوش شنوايي را در اطراف خود نمي‌بينند چرا كه از شايستگي مسئول بالا دستي هم يقين ندارند.

اين پست فارغ از هر گونه مسائل سياسي ايجاد شده است اما چون طي يكي دو روز آينده دسترسي به اينترنت نخواهم داشت، چنانچه از ديد خوانندگان و جناب راستي سياسي تشخيص داده شد، با توجه به اصول وبلاگ كه بر عدم ورود به مسائل سياسي تاكيد داشته و همچنين پايبندي نگارنده به اين اصول، ايشان مي‌توانند زحمت حذف آن را بكشند.