" There 's probably no god . now stop worrrying and enjoy your life "

چنانچه در تصویر بالا ملاحظه می نمایید جمله فوق مدتی است که از طرف انجمن ناباوران انگلیس روی تعدادی از اتوبوسهای شهری در لندن و چند شهر دیگر انگلستان نقش بسته و معنا و مفهومش این است که : « احتمالاً هیچ خدایی وجود ندارد. حال که چنین است نگرانی را کنار گذاشته و از زندگی لذت ببرید ».

جالب اینکه شبکه تلویزیون فارسی بی بی سی در گزارشی که در چند نوبت پخش شد به موضوع مذکور اشاره نمود و با تعدادی از اهالی لندن در این خصوص مصاحبه انجام داد و اکثر مصاحبه شوندگان بیان داشتند : ما به خدا معتقدیم اما مخالفتی هم با این اقدام نداریم چرا که آنرا بنوعی باعث تقویت خداباوری در بین اجتماع می دانیم ؟!

براستی چه انگیزه ای موجب شده است تا عده ای هزینه کنند که اینگونه عبارات کفر آمیز در دید عموم قرار گیرند؟! چرا آنها خدا را سدی در برابر لذت بردن از دنیا می دانند و برای استفاده بیشتر لز دنیا وجود خداوند سبحان و بخشنده را نفی می کنند؟!

همان خدایی که انجیل در توصیف او می گوید « در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود...» چرا اینچنین مورد وحشت عده ای قرار می گیرد که دنیای بی خدا را دنیای لذت و شادابی بدانند که با وجود خدا محقق نمی شود؟!

آیا نشان دادن چهره ای خشن از خداوند در بعضی از ادیان مانند یهودیت و تنزل جایگاه پروردگار عالم در حد یک انسان معمولی در عهد عتیق که به زمین می آید و با یعقوب کشتی می گیرد و از یعقوب شکست می خورد و یا خدایی که فرزندی داشته و برای بخشش و رستگاری دیگر انسان ها وی را به صلیب می سپارد ، نمی تواند یکی از دلایل گرایش به بی خدایی باشد؟!

خدای ما بسیار قدرتمند تر از این ادعاهاست و اصلاً نمی توان و نباید او را در قالبی قرار داد ، خدای ما خدایی بخشنده ، رحمان و رحیم است . او جهان را آفریده تا آدمی از آن متنعم گردد نه اینکه زجر بکشد. ( اوست خدایی که همه آنچه از نعمتها در زمین وجود دارد را برای شما آفریده ...سوره بقره آیه 29) خدایی که خود زیباست و زیبایی را دوست دارد چگونه آدمی را از زیبایها منع می کند ؟! خدایی که جهان را آفرید تا انسان از آن بهره مند گردد آیا می شود خود مانع از استفاده آدمی از نعمتها باشد؟! هرگز ، ولی حد و حدودی مشخص شده تا آدمی در آن غرق نگردد و همه نعمتها بصورت مساوی و به عدالت تقسیم شود.

داسایفسکی نویسنده شهیر روسی در جایی می گوید: « اگر خدا را از جهان برداریم هر کاری برای آدمی مجاز است » و این زنگ خطری است که جامعه امروزی را تهدید می کند.لذا بر بزرگان علم و اندیشه لازم و ضروری است خدای واقعی را به مردم معرفی کنند ، همان پروردگاری که مرکز تمام خوبیهاست و همه صفات نیک به او ختم می شود.

چرا و تا کی می بایست خدا را با شیون و زاری طلب نماییم؟! آیا او با شادی و سرور پاسخگویمان نیست؟!

خانم مری لویس در مقاله ای با عنوان « بی بی شهربانو و خاتون پارس » می نویسد : یکی از تفاوتهای فاحش بین رسوم زرتشتیان و آداب مسلمانان این است که زن و مرد مسلمان چون به زیارتگاه می روند حالتی غمگین دارند گویی حزن را هدیه مناسبی برای تقدیم به پیشگاه خداوند می دانند حال آنکه زرتشتی اندوه را آفریده اهریمن دانسته ، می پندارد باران اشک سبب نیرومندی ابلیس می شود...»

پس آیا یکی دیگر از دلایل دین گریزی و تمایل به اباحیگری همین سخت گیریهای بی مورد نیست؟!

      « جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه ... چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند »