زرنگ زنبور است كه نيش مي زند !! زرنگ آفتابه است كه ... زرنگ ...

جملات فوق و موارد مشابه اصطلاحات رايجي هستند كه به محض مطرح شدن سؤال زرنگ كيست در اذهان متبادر مي شوند امّا خالي از شوخي و مزاح ، امروز به چه كسي زرنگ مي گويند و اصولاً زرنگي يعني چه ؟!

معناي كلمه زرنگ در فرهنگ عميد زيرك ، با هوش چست و چالاك آمده است امّا متأسفانه « اين روزها بنظر مي رسد كه معني خوب و بد عوض شده است و يا شايد فهم ما از آنها عوض شده باشد » چون در جوامع امروزي واژه زرنگ رنگ باخته و مفهومي مغاير و مخالف معناي قبلي پيدا نموده است .

اكنون زرنگ الزاماً با هوش و زيرك در مفهوم مثبت نيست بلكه به كسي اطلاق مي شود كه بدون هر زحمتي بتواند با استفاده از اهرم قدرت و رانت يك شبه به ثروتهاي كلان دست يافته و خود و فك و فاميل و دوست و آشنا را از آن منتفع كند !!.

زرنگ كسي است كه براحتي بتواند سر من و شما را كلاه بگذارد و آب هم از آب تكان نخورد !!

زرنگ شخصي است كه در طرفة العيني پوست بيندازد و رنگ عوض كند و با وزش اندك نسيمي تغيير جهت بدهد ، اصلاً زرنگ امروز نان را به نرخ روز مي خورد و تابع حزب و جناح و دسته و گروهي هم نيست ، البته در جاي خودش نسبت به آنها بي ميل نخواهد بود ، بستگي دارد كدام طيف فعلاً حاكم باشد تا او بله قربان گوي آنها گردد !!

امروز ديگر زرنگي شجاعت ، جوانمردي ، شهامت و رشادت نيست و تعاريف فوق در وجود زرنگ امروزي نمي گنجد .

بچه كه بوديم زرنگ به كسي مي گفتيم كه خوب درس مي خواند يا با هوش تر از همه بود و استعداد بالايي داشت يا در ورزش از همه سرتر بود و ... اما الان هيچكدام از فاكتورهاي فوق معناي زرنگي نمي دهند چرا كه اينروزها زرنگ را به فردي لقب مي دهند كه خوب تقلب مي كند ، براحتي سر ديگران را كلاه مي گذارد و آنچنان دروغ مي گويد كه تشخيصش از راست بعضاً غير ممكن است !!

قديم ها زرنگي در عمل بود اما اينك زرنگي را در حرف بايد جست ، كافي است طرف خوب سخن بگويد و زيبا دوز و كلك سر هم كند تا ما به يقين برسيم كه او فردي تواناست و همه عصاره زرنگي را در وجودش يكجا دارد !!

قبلاً زرنگ ها كم حرف مي زدند و خوب عمل مي كردند و اعتقاد داشتند كه « مُشك آن است كه ببويد نه آنست كه عطار بگويد » ولي امروزه زرنگ « چون طبل غازي است ، بلند آواز و ميان تهي »

زرنگ امروزي تا دلت بخواهد حرف مي زند و صغرا كبرا مي چيند و چپ را به راست مي زند ، اما وقت عمل پس مي افتد و چيزي در چنته ندارد هر چند كه باز عموم وي را همچنان زرنگ مي پندارند !!

زرنگي يعني سوق دادن افكار عمومي به سمت خويش با استفاده از الفاظ زيبا و دهن پركن ، زرنگي يعني مخفي شدن پشت ماسكي رنگين و فريبنده ، زرنگي امروز نوعي فن است ، به حرفه تبديل شده و گاهي زرنگ يك بازيگر و بازيگردان خوب نيز محسوب مي شود ، زرنگ خوب ادا در مي آورد او از مناقب علي مي گويد و دم از شور حسيني ميزند امّا بر سفره معاويه مي نشيند و زيپوچي يزيد مي گردد !! زرنگ با نماز به جنگ نماز مي آيد و وقت پيكار با كفر صلح امام حسن را در سپاه حسين بهانه مي جويد و زمانيكه عرصه را تنگ ديد چون عمر عاص قرآن بر نيزه نيز خواهد برد !!

متأسفانه امروزه معنا و مفهوم زرنگ و زرنگي رنگ باخته و  « فعل » « زرنگ بودن » به افعال معكوس پيوند خورده است ولي نااميد نبايد شد چون هنوز كساني هستند كه زرنگي را همسان و هموزن گذشتگانمان معنا نمايند .