|
تعطیلات نوروز، فرصتی دست داد تا من هم چند قسمت از سریال «افسانه جومونگ» را ببینم. این سریال، همان حال و هوای چند سریال قبلی ساخت کره را دارد که اخیرا" از شبکه های مختلف ایران پخش شده. اما نکته ای که باعث شد این مطلب را بنویسم نه بررسی این سریال است و نه اظهار نظر در مورد کیفیت آن. چون کسی باید این گونه مطالب را بنویسد که قسمت های مختلف آن را دیده باشد. اما تنها چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد مصداق های این سریال بود. منظورم این است که در دنیای کنونی، این سریال مصداق دارد. به عنوان مثال کشور بویو که پیشتر یک حاکم ستمگر داشته و اکنون دارای حاکم مردم دوستی است، همان کشور خودمان است. مردم چوسان قدیم که آواره و اسیر دست کشور هان هستند، فلسطین است، حاکمین سرزمین های اشغالی که تحت حمایت کشور هان بوده و به همین دلیل هم به مردم چوسان ظلم می کنند، همان اسرائیل و کشور هان هم که وسایل پیشرفته تری در دست دارد هم که معلوم است، کشور شیطان بزرگ است. نمی دانم شاید همه این ها خیالاتی باشد که نصف شبی به ذهنم آمده اما هیچ بعید نیست که منتخبین این سریال با علم به این مسائل، اقدام به تهیه آن کرده باشند. حالا بینندگان میلیونی، عاشق لحظه ای هستند که کشور بویو به سرزمین های اشغالی تحت سلطه کشور هان حمله کرده و ضمن نجات مردم مظلوم چوسان قدیم از دست غاصبان، این اشغالگران را هم از آن سرزمین بیرون برانند. حالا دو سئوال: اول اینکه چرا در مرام اینان چیزی به نام گفنگو و نشستن پای میز مذاکره وجود ندارد و دوم اینکه با فرض درست بودن تصورات ذهنی من در مورد این سریال، چه کسی شخصیت «جومونگ» را دارا است؟
نوشته شده توسط
محمد باقر غضبانی در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 1:16
|