تبليغاتX
دیلُمی‌یَل
خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک

اندوه در بهار !

حال وهوای شهر ما این روزها کاملا بهارونه است . شور وشعف مهمانان نوروزی وتحرک و هیاهوی مضاعف همشهریان شهر را شاد تر وپرجنب وجوش تر نموده است ... اما امروز بهار هاله ای از اندوه را به شهرمان هدیه نمود وغم را تا انتهای روح مردمانش فرو برده ... انفجار .. مرگ ... و سکوت زندگی پشت در{ب} های بسته یک خانه و... پایان لبخند جاودانه مدیر (معلم) در مدرسه !!.شاید طرح موضوع خبر سخت وسهمگین درگذشت دوست فرهنگی ومهربانمان مرحوم محمدعلی باقرپور وهمسرگرامیشان دراین ایام ودر هیاهوی هوای بهاری آسان نباشد. اما او ازما بود درکنار ما بود و هنوز نوازش چهره پراز لبخندش رادرنگاهمان ورق می زنیم! پس چگونه می توانیم بدون نگاه برگ برگ لحظه های زندگیمان را بی او ورق بزنیم او ازماست و ما از این شهر !! غم وشادی برگهای زندگی ماست! اینک که تاکنون با شور و شعف برگهای بهارونه زندگیمان  را با هم ورق زده وشادی را به همدیگر هدیه داده ام به یاد لبخند های دیروز او برگ غم انگیز بهارمان را نیز با یاد او ورق بزنیم . روحش شاد ویاد ونامش پایدار باد !

لينک ثابت نوشته شده توسط فتح الله صالحی فرد در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 و ساعت 0:1
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد