تبليغاتX
دیلُمی‌یَل
خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک

سفر به کره جنوبی-قسمت سوم
روز اول حضورمان در كره را با يك جلسه معارفه با ميزبان به پايان رسانديم. و شام را هم با ميزبانهايمان در يك رستوران سنتي كره اي در ساختمان يا قصري زيبا در بالاي تپه اي سرسبز  خورديم؛البته چون شب بود و باران هم مي امد امكان گرفتن عكس از اين مجموعه نبود.ولي اين عكس را از وب سايت اين رستوران برداشته ام.

در رستوران و در اولين تجربه برخورد با غذاي كره اي، ابتدا با يك چاي سبز ولرم از ما پذيرايي شد و بعد یکی یکی غذاهای مختلف سرو می شد. غذاها تقريبا به سبك همان سريال يانگوم بود يعني هر چند دقيقه اي يك ظرف كوچك مخلوطي از سبزيجات و گوشت يا موجودات دريايي جلوي ما قرار مي دادند و ما هم با احتياط این غذا ها را تست مي كرديم.خلاصه اينقدر انواع این غذاها را آوردند كه الان هرچه به ذهنم فشار مي آورم نمي توانم غذاهايي را كه خورده ام بياد بياورم ولي روي هم رفته غذا خوب بود و خوردنشان زياد سخت نبود در حالي كه قبل از رفتن اكيدا به من توصيه شده بود كه كنسرو به همراه خودم ببرم كه خوردن غذاهاي كره اي غير ممكن است.و حسن ختام شام هم يك نوشيدني بود كه طبق مشخصاتي كه ميزبانها مي دادند بايد آب تمشك یا چیزی شبیه به آن باشد. خلاصه روز اول را با خستگي زياد از شب بسيار كوتاه سفر به پايان رسانديم.
روز دوم يك روز خوب نيمه ابري را با مسافرت به شهر اولسان در جنوب كره شروع كرديم مدت پرواز 45 دقيقه بود يعني بايد مسافتي حدود 500 كيلومتر را طي كرده باشيم.تنها دو نكته جالب در پرواز داخلي  كره توجه مرا جلب كرد يكي اينكه پذيراي در هواپيما فقط با يك نوشيدني انجام گرفت يعني تقريبا خيلي كمتر از پذيرايي پروازهاي داخلي ايران و ديگر اينكه هر كسي كه خواب بود يك برچسب ،جلوي صندليش توسط مهماندار چسبانده مي شد، مبني بر اينكه در هنگام پذيرايي شما خواب بوديد وقتي كه بيدار شديد لطفا اگر چيزي ميل داشتيد به مهماندار اطلاع بدهيد.لازم به ذكر است كه این پرواز از فرودگاهي ديگر  و در داخل خود شهر سئول انجام شد كه ظاهرا در اندازه هاي فرودگاه مهرآباد خودمان بود يا شايد كمي بزرگتر.
شهر اولسان شهري بندري درجنوب شرق كره و در كنار درياي ژاپن است و طبق توضيح ميزبانها حدود بيست سال است كه به مركز پتروشيمي ها و پالايشگاه ها و واحد هاي صنعتي تبديل شده ولي این شهر زيبا سرشار از امكاناتي بود كه این شركتهاي صنعتي براي آن درست كرده بودند يك شركت بيمارستان ساخته بود ديگري دانشگاه علوم پزشكي و ديگري دانشگاه فني مهندسي ؛ شركت بزرگ هيوندايي كه ما براي بازديد از آن، به آنجا رفته  بوديم ،داراي بخش بزرگ صنعتي و  مسكوني  در كنار این شهراست.ما دو روز در شهر اولسان و در هتل اختصاصي خود هيوندايي در كنار كارخانه هيوندايي بوديم.
بخش كشتي سازي هيوندايي

شركت هيوندايي بخشهاي متفاوتي دارد از كشتي سازي و سكوهاي نفتي گرفته تا ماشين هاي سواري و محصولات برقي. گرچه ما براي بازديد بخش برق به این شركت مراجعه كرده بوديم ولي برنامه بازديد از بخش كشتي سازي و خودرو سازي هم براي ما در نظر گرفته شده بود؛ بايد خود شما بوديد تا مي ديديد كارمندان این شركت چگونه با افتخار از پيشرفتها و محصولات شركتشان حرف مي زدند و نه به مانند ما كه هنوز براي افتخار ، بايد آويزان چند هزار سال قبلي شويم كه هر روز هم ملتي و مملكتي بخشي از این تاريخ را از ما كش ميرود  . باور كنيد وقتي از  تاريخچه هيونداي صحبت مي كردند افتخار و اعتماد به نفس در چشمانشان موج مي زد و باز این سوال در ذهنم من  زنده مي شد كه چرا ما اينگونه نيستيم؟چرا شهرك بعثت يا ماهشهر پس از دوازده  سال از شروع به كار منطقه ويژه چيزي بغير از گراني براي ساكنانش به ارمغان نياورده ولي اولسان كه هشت سال از ما جلوتر است به این مدرني و زيبايي است؟شركت هيونداي توسط اقاي چانگ جو يانگ (Chung Ju-yung)در سال 1972 تاسيس شده این اقاي  يانگ يك شهروند كره شمالي بوده كه با يك ماشين دزدي  به كره جنوبي  فرار مي كند وامروز به عنوان موسس شركت هيوندايي شناخته مي شود. شركتي كه هفته اي يك كشتي تحويل مشتري مي دهد(ساخت هر كشتي سه سال به طول مي انجامد) و سالانه پنج مليون ماشين مي سازد  و  و و ...  بگذريم .
به علت فشردگي برنامه ها، فرصت زيادي براي ديدن خود شهر پيش نيامد و فقط فرصت قدم زدني كوتاه بعد از نهار در پاركي كوچك ولي بسيار زيبا كه شركت هيوندايي براي كاركنان خود ساخته بود را داشتم.

پارك شركت هيوندايي(براي زرگتر ديدن كليك كنيد) پارك شركت هيوندايي(براي زرگتر ديدن كليك كنيد)

 و شب هم با چندتا از همسفران نيم ساعتي را در خيابانهاي اطرف هتل قدم زديم. روز بعد ، بعد از ظهر به سئول برگشتيم.و شام كباب و دوغ را در رستوراني تركي در منطقه مسلمان نشين سئول (كه البته همه مهاجر و غير بومي هستند) خورديم.

پی نوشت:

در جستجو اطلاعاتی در مورد اقای چانگ جو يانگ به اطلاعات جالبی در مورد پسر ششم و مدیر فعلی شرکت هیوندایی اقای دکتر چانگ مون جون CHUNG Mong-Joon Dr پیدا کردم که جالب است.

دکترا از ام ای تی، عضو مجلس کره(نماینده اولسان)، عضو فیفا و مسلط به زبانهای انگلیسی آلمانی چینی و ژاپنی ،رئیس دانشگاه اولسان و استاد مهمان در دانشگاه توکیو!

لينک ثابت نوشته شده توسط مهدی شفیعی در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 22:40
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد