تبليغاتX
دیلُمی‌یَل
خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک

آدرس ما کجاست!؟

قابل توجه شهردار محترم واعضای محترم شورای اسلامی شهر دیلم   چند مدتی است یکی از همسایگان وشهروندان عزیز با جدیت وپیگیری مصرانه به طرق مختلف اعم از مکاتبه ومذاکره و... به یکی از مشکلات شهر اهتمام داشته وخواستار رسیدگی به آن گردیده ولی متاسفانه تاکنون هرچه بیشتر تلاش نموده کمتر نتیجه گرفته است و آن نداشتن نام برای بسیاری از کوچه ها خیابانها ومعابر عمومی شهر دیلم به ویژه در بافت های جدید ونوساز مخصوصا شهرک های بسیجیان. فرهنگیان وکارکنان دولت می باشد. شاید درنگاه اول برخی گمان ببرند این مسئله چندان مهمی نیست یا بگویند :( مشکلات مهمتری داریم که باید بدان پرداخت! .البته اینکه با طرح یک موضوع ما بگوئیم موضوعات مهمتری داریم وبا این استدلال همان مشکل اول رانیز پیگیری نکنیم نفس کار غلط است ودر اصل فرار از انجام کار است)ــ البته این مبحث مقوله ای جداگانه است وفرصت دیگری می طلبد ـ اما در مقوله نامگذاری معابرواقعیت این است که جمعیت قابل توجه این شهرکها ومحلات جدید با مشکلات عدیده ای در این خصوص مواجه هستند تصور نشود نام وآدرس محل فقط برای نوشتن روی پاکت نامه پستی است !وقتی در لحظات اضطراری برای وسیله ای با سرویس آژانس تماس می گیریم باید نام تمام همسایه ها راببریم شاید یکی از رانندگان تاکسی با آدرس آشنا باشد واین هم به لطف نوع بافت اجتماعی درون گروهی جامعه شهری ماست که برخی اشخاص بالاخره در محله ای اقوامی دارند .اما خدانیاورد روزی که خانه ای آتش بگیرد وبخواهیم به برخی پرسنل غیر بومی آتش نشانی آدرس خانه ای را بدهیم که آنوقت باید به خدمات شهری برای جمع آوری خاکسترها تماس بگیریم !! اگر آن هم تا یافتن ادرس طعمه باد نشود یا مانند عصر پاره سنگی باید از روی آثار دود انعکاس خبر صورت بگیرد و " قص علی هذا " در حالی که این مشکل عمومی فقط با تشکیل یک جلسه" شورای نامگذاری کوچه ها ومعابر " عملی است  وهمه ما می دانیم درادارات کشور ما تا دلمان بخواهد علی مـــــاشــــاالله  جلسه است وجلسه !!. حال اهمیتی ندارد مصوبات  آن عملیاتی بشود یا خیر مهم تشکیل جلسات است! ـــ واعضائ این شورا هم کمتر از 10 نفر از درون شهرستان هستند وجمع کردن آنها دشوار نیست تا بماند تابلو نام کوچه ها که نقل زبانی در این شهر کوچک خود می تواند موقتا رسالت اطلاع رسانی را ایفاء نماید همانگونه که بر خیابان بشیری یا مزارعی (شهدای جنوبی) هیچ تابلویی نیست.! البته کم لطفی نکنیم شهرداری با  وجود معدودیت های مالی وحجم کارهای بازمانده از سالهای پر از اختلاف گذشته در این شهر با آسفالت وجدول کشی بسیاری از کوچه ها و نصب تابلو نامگذاری بر برخی از کوچه های قدیم دراین راستا گامهای خوبی برداشته است .اما ضرورت نام وآدرس برای کوچه ومعابر جدیدو ناآشنا الزام بیشتری دارد که امیدواریم شهردار پرتلاش وشورای هماهنگ این دوره اقدامی عاجل ورضایتبخش از خود بر جای گذارند. در پایان از احساس مسئولیت برخی همشهریان وفرهنگیان عزیز وفهیم که با تهیه لیست تعدادی اسامی زیبا وپیشنهادی به شورای شهر کار این نهاد را آسان نموده اند ودیگر دوستان دلسوز وپیگیر موضوع تقدیر وتشکر نمائیم  

لينک ثابت نوشته شده توسط فتح الله صالحی فرد در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 1:1
میوه برمزار اموات
 

مدتهاست در نظر دارم درباره موضوع مهمی که سالهاست روح فرهنگی شهر ما را آزار می دهدومردم با این درد انس گرفته اند وآن را پاره ای از وجود خود احساس می کنند وبلکه دوری از آن را ناگوار و سبقت رقابتی درعمل به آن رامایع فخر وافتخار می دانند سخن بگویم بلکه فریاد زنم اما متاسفانه نداشتن عکسی کریه ازاین صحنه ناگوارمرا بامشکل مواجه نموده است. آری " میوه وشیرینی برای مردگان "همه ما شاهدیم در روزعید فطر وحتی درسومین هفتمین چهلمین وسالگرد درگذشت امواتمان میوه های رنگارنگ با انواع شیرینی  وبیسکویت وسفره ای رنگین از انواع حلواها مهیا نموده بر قبور آن مرحومین محروم ازشیرینی تناول شیرینی گذاشته تا شاید دیگران بگویند :" به به چه عرضه ای برای مرده اش گذاشته است " در حالی که بقول (محمد عبدالله محمد ــــ الهیاری ) برمزار یکی ار مردگان نیازمند دردنیا خطاب به فرزندان میت گفت: " اگر همین میوه ها را به پدرتان می دادید نمی مرد "این رسم غلط مردم مده پرست شهر ما دستان بت پرستانی که جلو خدایان خود انواع اغذیه می گذاشتند را تداعی می کند. حال فلسفه این کار چیست و از کجا نشاط گرفته من نمی دانم. جدا ازاینکه مردم در ایام فاتحه بر مزار عموما از خوردن آنها اباء دارند ودر روز عید کودکان میوه ها و... را مانند غنائم جنگی به غارت وچپاول می برند.در هرحالت اسراف آشکار سنت ورسمی بدون اندیشه ومنطق باعث تجمع زباله وظروف یکبار مصرف در قبرستان می شود.باهرکس هم که بحث ان را می کنیم از این رسم ابراز نارضایتی دارد یا لااقل می گوید ما ازترس زبان مردم این کار را می کنیم .اما چه کسی باید بااین رسم غلط مبارزه کند!؟سوالی ایست که سالها بی پاسخ مانده است.!! ومن امروز پاسخ آن را می گویم.شما که این مطلب را می خوانیداولین کسی هستی که اگر به غلط بودن این آیین اعتقاد داری باید با مباره شفاهی واعتقادی در منزل خود گامی دراین راه بگذارید واگر حرفتان در خانه خریداری دارد در عمل یک گام محکم بردارید.باور کنید شدنی است همانگونه که چهل شبانه روز فاتحه رفتن را به چند روز تقلیل دادیم وکم کم پارچه نویبسی دارد کم رنگ می شود این رسم نیز بر چیده خواهد شد. من به سهم خود امسال در جریان مراسم فاتحه مرحومه مادرم با جدیت در مقابل این معضل موضع گرفتم خوشبختانه حمایت پدر برادران وحتی برخی خواهران راجلب نموده متحد با مخالفین نگران از عیب گیری مردم مقابله نموده وبا دو شمع ویک عود عید فطر را گذرانیم ونه تنهاهیچ گلایه وانتقادمردم واطرافیان را نداشته بلکه خیلی تجلیل نمودند البته با مجاورت مزار عمویم مرحوم حاج حمید صالحی فرد این تصمیم رابا فرزندان ایشان استاد محمد وعبد الله به شور گذاشته وانان نیز کاملا همراهی نمودند تا دراین خدمت به شهر سهمی داشته باشند. انشاءالله که در صحت وسلامتی عمر همه شما ها پایدارباد اما مرگ حق است وگریزی از آن نیست وهر روز به خانه ای نزدیکتر می شود. در این شرایط ما چگونه می توانیم به تعالی فرهنگ در این شهر کمک کنیم .

لينک ثابت نوشته شده توسط فتح الله صالحی فرد در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 و ساعت 1:49
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد