| خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک |
|
|
دوست گرامی و نویسنده ارجمند جناب آقای حسن درویشی درگذشت جانسوز پدر گرامیتان را به شما تسلیت گفته از خداوند برای ایشان اجر جزیل و برای شما، بازماندگان و منسوبین صبر جمیل مسئلت می کنم. روز اول حضورمان در كره را با يك جلسه معارفه با ميزبان به پايان رسانديم. و شام را هم با ميزبانهايمان در يك رستوران سنتي كره اي در ساختمان يا قصري زيبا در بالاي تپه اي سرسبز خورديم؛البته چون شب بود و باران هم مي امد امكان گرفتن عكس از اين مجموعه نبود.ولي اين عكس را از وب سايت اين رستوران برداشته ام.
در رستوران و در اولين تجربه برخورد با غذاي كره اي، ابتدا با يك چاي سبز ولرم از ما پذيرايي شد و بعد یکی یکی غذاهای مختلف سرو می شد. غذاها تقريبا به سبك همان سريال يانگوم بود يعني هر چند دقيقه اي يك ظرف كوچك مخلوطي از سبزيجات و گوشت يا موجودات دريايي جلوي ما قرار مي دادند و ما هم با احتياط این غذا ها را تست مي كرديم.خلاصه اينقدر انواع این غذاها را آوردند كه الان هرچه به ذهنم فشار مي آورم نمي توانم غذاهايي را كه خورده ام بياد بياورم ولي روي هم رفته غذا خوب بود و خوردنشان زياد سخت نبود در حالي كه قبل از رفتن اكيدا به من توصيه شده بود كه كنسرو به همراه خودم ببرم كه خوردن غذاهاي كره اي غير ممكن است.و حسن ختام شام هم يك نوشيدني بود كه طبق مشخصاتي كه ميزبانها مي دادند بايد آب تمشك یا چیزی شبیه به آن باشد. خلاصه روز اول را با خستگي زياد از شب بسيار كوتاه سفر به پايان رسانديم. شركت هيوندايي بخشهاي متفاوتي دارد از كشتي سازي و سكوهاي نفتي گرفته تا ماشين هاي سواري و محصولات برقي. گرچه ما براي بازديد بخش برق به این شركت مراجعه كرده بوديم ولي برنامه بازديد از بخش كشتي سازي و خودرو سازي هم براي ما در نظر گرفته شده بود؛ بايد خود شما بوديد تا مي ديديد كارمندان این شركت چگونه با افتخار از پيشرفتها و محصولات شركتشان حرف مي زدند و نه به مانند ما كه هنوز براي افتخار ، بايد آويزان چند هزار سال قبلي شويم كه هر روز هم ملتي و مملكتي بخشي از این تاريخ را از ما كش ميرود . باور كنيد وقتي از تاريخچه هيونداي صحبت مي كردند افتخار و اعتماد به نفس در چشمانشان موج مي زد و باز این سوال در ذهنم من زنده مي شد كه چرا ما اينگونه نيستيم؟چرا شهرك بعثت يا ماهشهر پس از دوازده سال از شروع به كار منطقه ويژه چيزي بغير از گراني براي ساكنانش به ارمغان نياورده ولي اولسان كه هشت سال از ما جلوتر است به این مدرني و زيبايي است؟شركت هيونداي توسط اقاي چانگ جو يانگ (Chung Ju-yung)در سال 1972 تاسيس شده این اقاي يانگ يك شهروند كره شمالي بوده كه با يك ماشين دزدي به كره جنوبي فرار مي كند وامروز به عنوان موسس شركت هيوندايي شناخته مي شود. شركتي كه هفته اي يك كشتي تحويل مشتري مي دهد(ساخت هر كشتي سه سال به طول مي انجامد) و سالانه پنج مليون ماشين مي سازد و و و ... بگذريم . و شب هم با چندتا از همسفران نيم ساعتي را در خيابانهاي اطرف هتل قدم زديم. روز بعد ، بعد از ظهر به سئول برگشتيم.و شام كباب و دوغ را در رستوراني تركي در منطقه مسلمان نشين سئول (كه البته همه مهاجر و غير بومي هستند) خورديم. پی نوشت: در جستجو اطلاعاتی در مورد اقای چانگ جو يانگ به اطلاعات جالبی در مورد پسر ششم و مدیر فعلی شرکت هیوندایی اقای دکتر چانگ مون جون CHUNG Mong-Joon Dr پیدا کردم که جالب است. دکترا از ام ای تی، عضو مجلس کره(نماینده اولسان)، عضو فیفا و مسلط به زبانهای انگلیسی آلمانی چینی و ژاپنی ،رئیس دانشگاه اولسان و استاد مهمان در دانشگاه توکیو! همواره تلاش می کنم در هنگام مراجعه به قرآن کریم، اگر به نکته ای تازه از نظر خودم رسیدم، پیگیری های لازم را داشته تا بیشتر بتوانم بهره ببرم. چندی پیش آیه زیر را خواندم و به این نکته پی بردم که خداوند در مسئله حجاب، به راحتی انسان ها نیز توجه نموده و برای آنانی که شرایط لازم را داشته باشند، از جمله زنان سالخورده که بعضا به کمک دیگران جهت کارهای روزمره خود نیاز دارند، شرایط را آسان نموده است. در جستجویی که در سایت های معارف داشتم به نکات ذیل از سایت حجت الاسلام قرائتی رسیدم که برای آگاهی شما نیز آن را درج می کنم. امیدوارم با ژرفا بخشیدن به مطالعات قرآنی خود بتوانیم، بهره بیشتری از آن برده و به سوی رستگاری رهنما شویم.
وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿60﴾ و بر زنان از كار افتادهاى كه [ديگر] اميد زناشويى ندارند گناهى نيست كه پوشش خود را كنار نهند [به شرطى كه] زينتى را آشكار نكنند و عفت ورزيدن براى آنها بهتر است و خدا شنواى داناست (60) آيه : 60 وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ترجمه : و بر زنان وانشسته اي كه اميدي به ازدواج ندارند، باكي نيست كه پوشش خود را زمين گذارند، به شرطي كه زينت خود را آشكار نكنند. و عفت ورزيدن براي آنان بهتر است و خداوند شنوا و آگاه است . نكته ها : از آيات قرآن استفاده مي شود كه در مسأله ي حجاب ، ملاك اين است كه پوشش بانوان تحريك كننده و شهوت انگيز نباشد، زيرا تنها موارد زير را استثنا نموده است :. (غير اولي الاربه) (209) كسي كه شهوتي ندارد. (او الطفل الّذين لم يظهروا علي عورات النساء) بچّه اي كه از مسائل شهوت ، چيزي نمي داند. (حين تضعون ثيابكم ) (210) هنگامي كه لباستان را كنار مي گذاريد وبا همسر خود هستيد. (لا يرجون نكاحا) زنان از كار افتاده اي كه اميد ازدواج ندارند. بنابراين ، مسأله روي تحريك احساسات جنسي و گناه دور مي زند و اگر حدّاقل ّ حجاب اسلامي ، براي جلوگيري از گناه كافي نبود، لازم است بانوان چادر و حجاب برتر داشته باشند، تا ديگران مرتكب گناه نشوند. مراد از جمله ي (يضعن ثيابهن ّ) اين نيست كه زنان سالخورده مجازند عريان شوند، زيرا در آيه قبل نيز مراد از (تضعون ثيابكم ) در آوردن لباس هاي بيرون بود، نه تمام لباسها، به علاوه امام صادق (ع) درباره ي اين آيه فرمودند: مراد كنار گذاشتن روسري و روپوش است نه برهنگي . . (211) اصل مسأله ي حجاب از احكام ثابت و ضروري اسلام است ، ولي مسائل مربوط به كيفيّت پوشش ، بر اين اساس تنظيم مي شود كه تمايلات جنسي را تحريك نكند و عامل حفظ عفّت و پاكدامني باشد. (لا يرجون نكاحا فليس عليهن ...). پيام ها : 1- قوانين اسلام مطابق با واقعيّت ها و ضرورت ها و نيازها و توانايي هاي اجتماعي است . (بايد براي پيرزني كه ميل به همسر ندارد و آرايش نمي كند، مسئله را آسان گرفت ) (و القواعد من النساءالّلتي لا يرجون نكاحا... ان يضعن ثيابهن ) 2- براي زنان پير وجوان ، آرايش ونشان دادن زينت ممنوع است . (غير متبرّجات ) 3- سالخوردگي به تنهايي كافي نيست ، بلكه بايد بي ميلي به ازدواج نيز باشد تا اجازه برداشتن روسري را داشته باشند. (القواعد... لايرجون ) 4- حجاب ، مايه ي حفظ عفّت است . (يضعن ثيابهن ... و أن يستعففن خير لهن ) 5- حجاب ، به نفع زنان است . (خير لهن ) 6- دوخت لباس و نوع و رنگ آن ، هر چه به عفت نزديك تر باشد، بهتر است . (و ان يستعففن خير لهن ) 7- در كنار آزادي ، هشدار لازم است . (اگر از آسان بودن و راحتي احكام الهي ، سوء استفاده شود و براي اهداف شيطاني ، عمل شود، خدا شنوا و آگاه است و به حساب متخلفان مي رسد). (واللّه سميع عليم
بخشنامه را خواندید؟ من وقتی خواندم به یاد کودکی افتادم که هر وقت بر خلاف میلم پدرم کفشی برایم می خرید و لاجرم مجبور به پوشیدن آن بودم، مدت ها پکر شده و از داشتن کفش نو، افزون بر اینکه خوشحال نمی شدم بلکه ناراحت و دمغ به هر بهانه ای غری می زدم. بگذریم از اینکه با فوتبال و رفتن در آب و گل، زود دخلش را در آورده و خودم را راحت می کردم. حال در نظر بگیرید، برای مهم ترین تصمیم زندگی شما، باید اجبار و عجله در کار باشد و اگر به این اجبار و عجله تن ندادی، باید قید نان خوردن را بزنی!!! چه حالی به شما دست می دهد؟ یک قسمت از زندگی که باید با احساس و منطق و آمادگی، میکس شده و خوشبختی یا بدبختی شما را رقم بزند، می بایست در زمان اندک تعیین شده، تکلیف همه آن ها روشن شود!!! راستی تکلیف فردی احتمالی که سرپرستی مادر و چند خواهر و برادر یتیم را داشته و در این شرایط امکان فکر کردن به ازدواج هم برایش فراهم نیست، چه برسد به اینکه نان خوری دیگر نیز بر اساس این اطلاعیه داخلی، به آمار دغدغه های روزانه اش اضافه شود، چیست؟ راستی شما هم مثل من به آمار وحشت زای طلاق در این مملکت حساس هستید؟ به نظر شما این ازدواج های زورکی، سرانجام کفش های من را پیدا نمی کنند؟
سفر ما در ساعت 19:55 روز 10 شهريور و از فرودگاه امام خميني با پرواز مستقيم تهران سئول هواپيماي هما(ايران اير) آغاز شد. مسلما اولين موضوعي كه بايد به آن اشاره كنم خود فرودگاه امام خميني ميباشد.فرودگاهامامخميني كه دو سه سالي از افتتاح آن مي گذرد، گرچه مسير هاي ورودي و جادههاي ارتباطياش تا سالن اصلي به نظر خوب ودر حد اندازههاي نامش ميباشد ولي وقتي وارد سالن اصلي شدم با كمال تعجب متوجه شدم كه براي انبوه مسافران فقط يك ورودي بازرسي در نظر گرفته شده و همين باعث ايجاد صف بزرگي از مسافران شده بود و با توجه به بارهاي زياد مسافران پروازهاي خارجي ظاهر این صف هم آدم را به وحشت مي انداخت.و جالب این بود كه بغير از افرادي كه بليط و پاسپورت بدست بودند بقيه افراد اجازه ي ورود به بخش بعد كه محل گرفتن كارت پرواز و تحويل بار بود را نداشتند خلاصه بعد از مدتي معطلي موفق شدم وارد بخش كانترها بشوم وقتي وارد شدم تازه به فكر افتادم كه با ساير همسفرهايم تماس بگيرم ببينم كجا هستند.وقتي معلوم شد همگي در ترافيك گير افتاده اند و من حداقل بايد يكساعت منتظر رسيدنشان بمانم به فكر جايي براي نشستن افتادم ولي با كمال تعجب ديدم كه در این قسمت چيزي كمتر از بيست نيمكت براي نشستن وجود دارد و مسلما همه هم پر هستند. بنابر مجبور شدم كه این مدت را بايستم.و جالب تر اينكه در این قسمت حتي بوفه اي چيزي هم وجود ندارد و تنها چهار دستشوئي! براي آقايان در نظر گرفته شده كه يكي هم فرنگي بود و ولي خوشبختانه در این قسمت يك آبسردكن پيدا شد كه كسي از تشنگي هلاك نشود.بالاخره ساير دوستان هم رسيدند و من بعد از يك ساعت و نيم ايستادن به همراه ساير همراهان بارها را تحويل دادم و با گرفتن كارت پرواز از قسمت چك پاسپورت عبور كرديم و پاسپورتمان مهر خروج خورد. پس از خوردن يك چايي،با توجه به نزديكي زمان پروازبا عجله! به سمت گيت خروجي بازرسي حركت كرديم و پس از عبور گيت سپاه به گيت سوار شدن به هواپيما رسيديم.ولي اينجا هم باز طبق روال معمول پروازهاي ايراني پس از تاخيري دو ساعتي موفق شديم سوار هواپيما بشويم.مدت پرواز بدون توقف و 7 ساعت و 55 دقيقه بود خلاصه در طول این هشت ساعت تا دلتان بخواهد حوصله مان سر رفت و مجبور شديم دو تا فيلم عهد دقيانوس با كيفيت بسيار پايين را هم نگاه كنيم.اجازه بدين بيشتر غر نزنم و اوضاع و احوال خدمات هواپيمايي هما رو در موقع برگشت توضيح بدهم.مسير پروازي هم تقريبا از آسمان تهران –سمنان –مشهد و سپس از آسمان همسايگان شمالي و بعد چين،درياي زرد و سپس كره جنوبي بود. يعني ما وقتي از هواپيما پياده شديم به سالني به اندازه فرودگاه امام رسيديم و تازه آنجا سوار قطاري شديم و به سالن اصلي رفتيم. ودر آنجا پس از پركردن فرمي در مورد دليل سفرمان به كره و مشخصاتمان از گيت پليس عبور كرديم و مهر ورود به كشور كره در پاسپورتمان نقش بست.و پس از گرفتن بارهايمان دوباره پس از پر كردن فرمي در مورد اينكه بار خاصي كه نياز به عبور از گمرك داشته باشد ،نداريم؛ از فرودگاه خارج شديم .در خروجي آقاي لي از شركت هيونداي منتظر ما بود و از آنجا سوار يك ون شديم و در زير باراني نسبتا ملايم از فرودگاه و بندر این چئون بسمت سئول در 45 كيلومتري حركت كرديم.در مسير ما كه از كنار دريا بود جزائر كوچك و سرسبزو صخره اي (شبيه كوه) زيادي ديده مي شد كه اكثرا از يك زمين فوتبال هم كوچك تر بودند. هنگامي به سئول رسيديم به وقت محلي ساعت 12 بود(ساعت هفت7 و نيم صبح بوقت تابستاني تهران) و مستقيما به همراه ميزبان به رستوراني هندي اسلامي رفتيم .نهار را در زیر باران البته زیر سایه بان و با نوای موزیک هندی صرف کردیم. پس از نهار (يا شايد صبحانه)به هتل كوريانا رفتيم و پس از استراحتي چند ساعتي برنامه كاري خودمان را آغاز كرديم. پی نوشت: برای پیدا کردن چند عکس خوب سری به سایت فرودگاه امام خمینی زدم ولی در بخش عکس هیچ عکسی وجود نداشت! این هم شاهد ادعای من در مورد امکانات این فرودگاه نظر سنجی خود سایت فرودگاه در مورد کیفیت خدمات این فرودگاه
دیشب یکی از کانالهای تلویزیون اعلام کرد که مسن ترین فردی که امسال به دانشگاه راه یافته است مردی 82 ساله است که در رشته مترجمی زبان انگلیسی در یکی از شعب دانشگاه پیام نور قبول شده است. این مطلب مرا به یاد کسانی می اندازد که سنشان به زحمت به 40 سال می رسد و هر گاه از آنان درباره ادامه تحصیلاتشان می پرسی می گویند ای بابا از ما گذشته! کی حالشو داره؟! این مرد 82 ساله که تقریبا دو برابر سن این افراد را دارد صرفنظر ازاین که چه عاملی باعث ادامه تحصیلش شده است مسلما قلبی جوان و پر امید دارد. از نگاه ناامیدی گرایان این فرد که پایش لب گور است چه حاجت که دانشگاه برود و چیزی بخواند مگر به چه کارش می آید در این سن؟ ولی از نگاه امید گرایان دانسته رفتن به قول ابوریحان بیرونی بهتر از نادانسته رفتن است. مطلب دوم این است که می شود علمی را آموخت هر چند استفاده مادی از آن نبرد و ما به ازای پولی از آن نتوان بدست آورد. این نکته ای است که شاید بسیاری آن را قبول ندارند. بسیار جالب است با کسانی که صحبت می کنم و از مهیا بودن ادامه تحصیل برایشان می گویم در پاسخ می گویند ما که یکی دو سالی به بازنشستگیمان باقی نمانده چه فایده ای دارد که ادامه تحصیل بدهیم!!! البته منظور این است که تا ما بخواهیم شروع کنیم و تمام کنیم بازنشستگیمان فرا رسیده و این فوق دیپلم ویا لیسانس باعث افزایش حقوقمان نخواهد شد! جالب است که عمر این افراد درست به اندازه عمر کاری آنهاست. زیرا آموختن علم و دیدن افقهای تازه در زندگی را به پای افزایش و یا عدم افزایش چند هزار تومان ذبح می کنند. از این گذشته عدم دانستن مزایای علم و محصور ماندن در حباب کوچک روزمرگی از عوامل اصلی چنین طرز فکری است. کسی که فکر می کند دنیا همان چیزی است که در زندگی روزمره می بیند و با آن سر و کار دارد و چیزی فراتر از آن را نمی بیند و اصلا از ماورای آن خبر ندارد چه انگیزه ای برایش وجود دارد که از این حباب بیرون بیاید؟ این حباب کل دنیای اوست. فراتر از آن عملا چیزی برایش متصور نیست. ولی کسانی هم یافت می شوند که می دانند چقدر نادانسته وجود دارد و دنیا همه همین روزمرگی نیست ولی به رغم فراهم بودن شرایط ادامه تحصیل گامی به جلو نمی گذارند. این افراد از توانمندی های محیر العقول آدمی بی خبرند. از اعتماد به نفس کمی برخورداند و توان ترک آن حباب را عملا در خود نمی بینند و یا جرات ترک منزل مالوف را ندارند. آن مرد 82 ساله حتما به این نتیجه رسیده است که با گام نهادن در دانشگاه و کسب چیزی که تاکنون نمی دانسته افقهایی بر او گشوده خواهد شد که تاکنون از وجودشان بی خبر بوده است. او نیز می توانست چون هم سن و سالان خود بعد از ظهرها در گوشه ای از پارکی بنشیند و بر عمر رفته افسوس بخورد و منتظر دق الباب عزراییل باشد. انسان زمانی پیر می شود که فکر می کند پیر شده است و زمانی به آخر خط می رسد که فکر کند به آخر خط رسیده است. به قول آن روانشناس آمریکایی، کسی که با سری پر از امید و سودا سوار بر اسب چهار نعل می تازد که به ستاره ای دور دست برسد! امید رسیدنش به مقصد بیش از کسی است که با قلبی پر از نا امیدی لنگان لنگان به سوی منزلش در حرکت است. فردی که ادامه تحصیل خود را با سن کاری خود برآورد می کند عملا در همان سنین مرده است هر چند زنده است و نفس می کشد. این مرگ در طرز فکر روی داده است.
با سلام و آرزوی شادی برای تمام دیلمی یل. مدت زيادي است كه مطلبي نمي نويسم كه همينطور كه قبلا هم اشاره كردم بخشی از آن بدليل نداشتن اينترنت در خانه بود.كه خدا را شكر مرتفع شد.تجربه خوب قبليم در نوشتن خاطرات سفر بيست روزه ام به سوئيس باعث شد تا این دفعه هم كه سفري يك هفته اي به كره داشتم این خاطرات را با شما به اشتراك بگزارم.
سفر قبلي با توجه به مدت زيادش و ماهيت آموزشي آن وقت آزاد خوبي را در اختيار من گذاشت بنوعي كه من هشتاد درصد خاطرات را بصورت روز نوشت در خود سوئيس مي نوشتم به همين دليل هم هنوز هم احساس مي كنم اون خاطرات از تازگي و احساس خاصي برخوردار است ولي در سفر جديد با توجه به شرايط كاري وقت كافي براي نوشتن به روز خاطرات وجود نداشت و الان كه مدتي از این سفر مي گذرد تصميم به نوشتن گرفته ام و بهمين خاطر شايد نتوان آنرا به مشروحيت و كاملي خاطرات قبلي نوشت.در ضمن پس از كلنجار رفتنهاي زياد با خودم به این نتيجه رسيدم كه وبلاگ شخصي ام يعني ميدي را تعطيل كنم.و شايد مطالب جالبتر آن را دوباره درديلمي يل دوباره نويسي كنم و پس از انتقال مطالب جالب آن به اينجا براي هميشه در وبلاگ ميدي را تخته كنم. دليل این تصميم هم این بودکه روز اولي كه وارد دنياي وبلاگ نويسي شدم و در ديلمي يل شروع بنوشتن كردم احساس كردم كه بعضي از حرفهاي خودم را دوست دارم بي پرده تر با ديگران در ميان بگذارم و با توجه به اينكه در اينجا به نام اصلي مي نويسم تصميم گرفتم كه نظرات شخصي خودم را در قالب يادداشتهاي يك مهندس در وبلاگ ميدي بنويسم.ولي الان كه به پشت سرم نگاه ميكنم به این نتيجه مي رسم كه بهتر است در شرايط فعلي حرفهايي كه مورد علاقه ديگران نيست را براي خودم نگه دارم و شايد دليل سكوت بيش از يكساله ام در وبلاگ ميدي براي رسيدن به همين نتيجه بوده. و اما حكايت سفر به كره جنوبي،در این سفر خيلي سعی كردم جواب پرسشي را كه مدتي است در ذهن دارم پيدا كنم. از نظر من فاصله نه چندان زياد زماني پيشرفت و توسعه كره جنوبي و رسيدن به قله هاي توسعه و پيشرفت این كشور و شروع همزمان اين راه در ايران و عدم کامیابی ایران در این راه سوال بسيار مهمي است.در طول این نوشته خواهيم ديد كه این پرسش بسيار بجاست و مشابهت بسياري بين فرهنگ عمومي مردم شبه جزيره كره با مردم ايران وجود دارد. البته نياز به ياد آوري نيست كه همه ی این مطالب از نگاه شخصي من است و مسلما وحي منزل نيست.تمامي آمارهاي كه خواهم نوشت هم، همينطور و از شنيده هاي من و نتيجه صحبتهاي است كه با ميزبانان كره اي خود داشته ام و اگر در جايي آماري دقيق را اعلام كنم حتما به مرجع آن اشاره خواهم كرد.
من موفق به دیدن مصاحبه رئیس جمهور محترم با لاری کینگ مجری پرآوازه شبکه خبری CNN نشده بودم و در سایت ها و روزنامه ها، خلاصه ای از آن را خواندم تا اینکه طبق معمولِ دوشنبه ها، با خرید مجله شهروند امروز، متن کامل مصاحبه یاد شده را دیده و خواندم و با خواندن آن برخی از تصورات قبلی ام در باره سیاست مداران تغییر کرد. همواره باور داشتم که سیاست مداران نمی توانند جامعه شناسان خوبی باشند یعنی اعتقاد داشتم که درد افراد جامعه را شعاری می فهمند و ابراز می کنند ولی از ژرفای تمایلات و احساسات مردم عادی، بی خبرند. اما این مصاحبه باور من را به چالش کشید و به خود بالیدم که رئیس جمهور کشورم چنین درک عمیقی از مسائل جامعه دارند و معتقدم اگر سیاست مداران و مسئولین آمریکایی هم این شناخت را از جامعه داشتند، کشورشان را دچار این بحران مالی نمی کردند. شما را به خواندن مهمترین بخش از مصاحبه رئیس جمهور محترم که در صفحه ۳۸ شماره ۶۵ مجله شهروند امروز درج شده است، دعوت می کنم :
" اگر اجازه بدهید می خواستم یک جمله دیگر در باره سوال قبلی بگویم. دولت آمریکا باید دو کار انجام دهد. اول: محدود کردن شعاع دایره مداخلاتش به جغرافیای ایالات متحده است. یعنی پول مردم آمریکا را برای مردم آمریکا سرمایه گذاری کند. برای بهداشت آن ها، برای نیاز مسکن شان، نیازهای تحصیلی شان و نیازهای شغلی و رفاه شان، برای حفاظت از آن ها که در برابر بلایای طبیعی آسیب پذیرند و دوم اینکه کاخ سفید باید به خاطر مردم آمریکا، وضعیت رابطه اش را با ایران سر و سامان دهد، چون ایران کشور مهمی است. " چند سالی است که در دیلم و سایر شهرهای استان بوشهر، مراکزی با عنوان تصفیه آب، دایر شده و شهروندان آب شرب مصرفی خود را از این مراکز خریداری می کنند. اگر چه آب تصفیه شده در این تصفیه خانه ها، دارای مزه و حتی بوی خوبی است اما اخیرا" شایع شده که مصرف این آب ها دارای عوارض زیان باری است که در چند سال آینده این عوارض نمایان خواهد شد. متاسفانه حرف های ضد و نقیض فراوانی در این باب زده می شود و معلوم نیست حق با چه کسی است اما طبق برخی صحبت ها، گویا این مراکز بایستی مواردی را رعایت کنند که به هر دلیل از انجام آن سر باز می زنند که از آن جمله می توان به جنس مخزن آنان که پلاستیکی است یا نحوه تصفیه آب که با جریان برق انجام می شود، اشاره می کنند. از عوارض استفاده مستمر و طولانی از این آب ها نیز بیشتر به پا دردهای شدید اشاره شده است. همین طور که پیش تر نیز گفته شد، همه این مطالب نقل قول هایی است که از افراد یا جاهای مختلف به دست آمده و صحت و سقم آن بر خود نویسنده آشکار نیست لذا جا دارد با توجه به اهمیت موضوع چنانچه کسی اطلاعات جامع تری در این زمینه دارد، اعلام نموده تا مردم ما خصوصا" همشهریان عزیز با اطلاعات کامل تری نسبت به استفاده یا عدم استفاده از این گونه آب ها، تصمیم درستی اتخاذ کنند. |
درباره وبلاگ
![]()
جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم و اگر سنگ بر راهمان نهيد، شك نكنيد كه ما هم مرداب میشويم.
منوی اصلی
صفحه نخستتازه های وب آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه ایمیل نویسندگان وبلاگ اضافه به علاقه منديها نويسندگان
داریوش راستیعبدالرضا شهبازی معصومه راستی محمد باقر غضبانی محمد مهدی شفیعی کرامت الله طاهری سید حیدر میرجهانمردی محمدرضا زاهدیپور حسن درویشی محمد رضا بشیری فتح الله صالحی فرد نویسنده میهمان آرشيو نويسندگان وبلاگ آخرين نوشتهها
تــــــــــولـد نـــــــــــــــــورآزادی آدرس ما کجاست!؟ میوه برمزار اموات عید فطر ایرانی یا افغانی "گره گشو " مدرن حقوق شهروندي پرواز شاهین بر فراز آسمان فوتبال حذف حذف چند نکته پایه های نقد و انتخاب مناظره انتخابات دهم ریاست جمهوری معتقد یا شهروند؟ بدترین درد 20 نکته قانون و میوه روز معلم سیندرلای وطنی مورد عجیب دکتر محمود حسابی مرد نکونام شب و سحر همایش ها . کنگره ها وسمینار های اصلاح الگوی مصرف ملتها و فرهنگها بندر دیلم - نوروز 88 از دید دوربین ٍسيزده بدر امسال اطلاعیه فوتبال و سياست آرشیو
آبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشيو موضوعی
عکسفرهنگ ديلم نويسندگان پيشنهادات سلامت و بهداشت ديلم شهر اطلاعات ديلم رشته تحصيلی آموزشی شعر و ادبیات شوراها متفرقه پيوندهای روزانه
به همه کفش پرتاب می کندعراق - كردستان پیرمرد 34 سال است که در دل کوه زندگی میکند! هزينه های اضافی تحريم ها بر مبادلات تجاری آخرین وضعیت بازار خودرو رتبه بندى حساب ذخيره ارزى كشورها كشف استوديوي ضبط ترانه عليه نظام بوش به هدف خود رسيد آرشيو پیوندها پيوندها
مترجم (عبدالرضا شهبازی)موسسه خیریه ولی عصر دیلم وبلاگ سی نیز وبلاگ لیراوی نصير بوشهر نسيم جنوب نشریه سیاسی بندر گناوه محمد دادفر هنرستان فنی و کاردانش پسرانه دیلم اشک مهتاب وبلاگ محمود داوودی مدیریت آموزش و پرورش دیلم حيات داوود فرودگاه بوشهر تنوب مرکز پیش دانشگاهی علامه دهخدا فرمانداري ديلم جاوید باد ایران و ایرانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیلم آمار وبلاگ
|
| استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد |