تبليغاتX
دیلُمی‌یَل
خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک

بریده

به نام خداوند جان وخرد

 

نم نم باران و همراهی نسیمی ملایم با آن شهر را در زیبایی شگفت انگیزی فرو برده بود.پیرمرد در حالی که نگاه خیره رهگذران تنهایی و دربه دری اش را بدرقه می کرد،با صدایی نه چندان آرام با خود سخن می گفت. حرفهایی که نشان از آرزوهای دور ودراز او برای سرزمینش و هراس وی از دست نیافتن به آن آرزوها داشت . حرفهایی که شاید بارها هرکدام از رهگذران در تنهایی خویش زمزمه نموده بودند اما هیچ کدام  را یارای آن نبود که چون پیرمرد دیوانه بر سر کوی فریاد زنند. زنی سالخورده چادرش را محکم تر گرفت و گفت«عجب زمانه ای شده . حرفهای درست را باید از زبان دیوانگان شنید.»
لينک ثابت نوشته شده توسط معصومه راستی در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 14:29
لطفا کمی سیاسی باشید!!!

به نام خداوند جان وخرد

 

پریکلس یونانی گفته است:آدمی که به کار سیاست نپردازد شایسته صفت شهروند بی آزار نیست بلکه باید او را شهروندی بی خاصیت بدانیم.

 

شاید بسیاری از ما از اینکه دیگران ما را یک فرد سیاسی بدانند وحشت داریم و به همین دلیل است که در ابتدای هر گفته و یا نوشته ای که امکان دارد چنین ظنی را درباره ما تقویت کند می گوییم:این نوشته و یا این سخن سیاسی نیست.یکی از دلایل اساسی این مسئله می تواند در این مورد خلاصه شود که بیشتر مردم سیاسی بودن را تنها در مخالفت و یا موافقت با جریان و یا تفکری خاص دانسته و گام نهادن در آن عرصه را به فرو رفتن در کام اژدها تشبیه می نمایند. در حالی که بزرگان دانش سیاست داشتن اندیشه سیاسی را برای هر فردی که در جامعه می زیسته است واجب دانسته اند. از نظر آنان در کشورهایی که مردم آگاهی سیاسی ندارند معیارهای زندگی سیاسی ، اداره امور عمومی و گزینش سیاستمداران در سطح بالایی نیست، کارگزاران مسئول اعمال خود نیستند و از انتقادها نگرانی ندارند.آگاهیهای سیاسی مردم و احساس مسئولیت آن ها در قبال سرنوشت جمعی خود و کشورشان می تواند سبب بقای جامعه مطلوبشان باشد. چنان که گفته شد سیاست تنها مخالفت با یک جریان و یا هم سوئی با جریان دیگر نیست بلکه هرکسی که به مسائل جاری کشور خویش مانند مسائل صادرات و واردات ،مسائل مربوط به کار و کارگر و بسیاری مسائل سیاسی_اقتصادی و فرهنگی _اجتماعی توجه دارد یک فرد سیاسی است.

 

"تحلیل سیاسی به انسان کمک می کند تا جهانی را که در آن زندگی می کند بهتر بشناسد و از میان شقوق گوناگون پیش روی خویش بهترین را انتخاب کند و بالاخره موفق شود به تغییرات کوچک وبزرگ که هر کدام یکی از جنبه های لاینفک زندگی می باشند تأثیر بیشتر ببخشد."*

 

* بنیادهای علم سیاست، نوشته عبدالرحمن عالم
لينک ثابت نوشته شده توسط معصومه راستی در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 8:15
تله ی توری

تابستانهای بندر اگرچه برای کودکان بهترین فصل سال محسوب می شد امّا برای بزرگترها خصوصاً مادران زجرآور و طاقت فرسا بود چرا که علاوه بر انجام وظایف خانه داری می بایست مواظب چند بچه قد و نیم قد می بودند تا در غیاب پدر که اغلب سال در سفر بود صدمه ای به آنها وارد نشود.

آن روزها مثل الان نبود که برای پر کردن اوقات فراغت بچه ها انواع و اقسام کلاسهای تقویتی ، آموزشی تفریحی و ورزشی تدارک دیده شود لذا به محض تعطیلی مدارس دانش آموزان بلای جان والدین می شدند.

و برنامه ما بدین منوال بود که روزها به «دریه شنو» و ماهیگیری یا گرفتن «تلیله» می رفتیم و چنانچه از دریا بهر نحو ممکن صرف نظر می کردیم مسلماً تیرکمونی به گردن می انداختیم و «تله ی توری» در دست می گرفتیم و رهسپار «پشت انگلیسی یَل ، ساختمون کانوو ، اطراف کارخانه یخ حاج سیروس» و قبرستان می شدیم و اگر کمی گستاخ تر بودیم راه «بندر حماد ، مغدر یا تلل سید مهدی» را پیش می گرفتیم.

شبها نیز طبق معمول «تپ تپکان» بود و «دیدُم» و صد البته آنها که وضع بهتری داشتند و دستشان به دهانشان می رسید برای فرار از شرجی و گرما و جلوگیری از «ولُوگردی» بچه ها راهی مسافرت می شدند ، نورآباد، دشت ارژن ، شیراز  و نهایتاً مشهد.

آن شب هوا دم کرده بود و به گمانم درصد شرجی به بالای 90 می رسید چون از آسمان و زمین آب می چکید دقیقاً مشابه حمام سونا و اگر از بالا و فاصله ای کمی دورتر به شهر نگاه می کردی آنرا مثل اسباب بازی کودکان که درون گویی شیشه ای پر از آب قرار داشت می دیدی

من در آن شب با رویای تله توری که پدرم سفر قبل از کویت برایم آورده بود و شکار «رُمان و همامی» تا صبح نخوابیدم و قبل از طلوع آفتاب رختخواب شرجی خورده را ترک کردم و یکی یکی پله های سیمانی پشت بام را طی نمودم و وسط «طارمه» در کنار مادر بزرگ که همیشه زودتر از همه از خواب برمی خواست نشستم تا نان و پنیر و چای شیرین بخورم.

امروز حق نداشتم به دریهَ شنو بروم و فایده ای هم نداشت آخر مد دریا ظهر بود و « خورک و خور دخترل» خالی از آب ، پس برای شنا باید به «سرزهر» می رفتم که اصلاً صرف نداشت.

بعد از خوردن صبحانه تیرکمون دوشاخه ام را به گردن انداختم ، لیفه شورتم را پر از ریگ کردم ، تله توریم را برداشتم و «پاپتی» از منزل خارج شدم ، در طول مسیر یک قوطی خالی رُب 100گرمی پیدا کردم و تا در منزل رضو دویدم ، او طبق معمول آماده بود و هر دو از کوچه سرازیر شدیم و یکی دو کوچه «حیرونتر» چند ساختمان خشتی پیدا کردیم و شروع نمودیم به «واکندن» خاک پشت دیوارها برای یافتن چند کرم خاکی «زردیُون» ، وقتیکه به تعداد کافی کرم جمع آوری کردیم آنها را داخل قوطی رُب انداختیم و مقداری خاک رویشان ریختیم و بسمت کارخانه یخ حاج سیروس راه افتادیم ، آن اطراف بهترین محل برای شکار پرنده بود و همواره تعداد زیادی «رُمان ، همامی ، کُهی ، زنوُویل ، سینه سرخ و دیم لُقان» در آنجا یافت می شدند که علاقه خاصی به کرم خاکی داشتند پس براحتی به تله می افتادند ، البته پرندگان دیگری مثل «کموتر چاهی ، چغول ، قله بُر ، تسوق ، گزو ، هدهد ، کوُکنجیر و ...» در لابلای « بُنجه یَل» و درختان آن محدوده به وفور وجود داشتند که با تله توری و طعمه کرم خاکی قابل صید نبودند و اغلب با تیرکمون آنها را شکار می کردیم.

چون نقطه مناسب برای کار گذاشتن تله را پیدا کردیم کرم را از ناحیه دُم در محل مخصوص طعمه با نخ بستیم به شکلی که دو سوم بدن آن آزاد باشد و بتواند براحتی لُول بخورد تا توجه پرندگان را جلب نماید.

آنگاه تله توری را بصورت «نیم چک» در محل مورد نظرکار گذاشتیم و مقداری خاک و علف خشک روی صفحه فلزی تله ریختیم و من گوشه ای پنهان شدم تا رضو پرندگان اطراف را بسمت تله هدایت کند.

تله توری شامل یک صفحه فلزی دایره ای شکل به قطر 40 سانتی متر است که در بالای آن یک طوق فنری و تور نخی محکم با چشمه های ریز کار گذاشته شده و در هنگام استفاده می بایست نیمی از کمان بالا را روی نیمه دیگر خواباند و بوسیله یک سیم که به محل طعمه متصل می شود آنرا بصورت حساس کار گذاشت تا به محض کشیده شدن کرم توسط پرنده فنر و توری رها شده و آن پرنده بین صفحه فلزی و توری گیر بیفتد که اغلب سالم بدام می افتاد.

رضو استاد «رم دادن» بود و صدای «فیکه» سحر آمیزش مار را از سوراخ بیرون می کشید، او به فاصله پنجاه ، شصت متری تله یک دور 360 درجه ای زد و آنقدر فیکه زد و «لی لی» کرد تا بالاخره چند همامی و دیم لُقان به حریم تله توری نزدیک شدند.

و چقدر لذت بخش بود رقص کرم زردیون بر فراز تله نیم چک و بی تابی همامی برای تصاحب کرم و در نهایت صدای برخورد توق و تور بر صفحه فلزی که بشارت صید پرنده را به ما می داد و تکرار این ماجرا تا ظهر و شکار چند تایی پرنده دیگر که با احتساب آن تعداد که با تیرکمون زده بودیم ، کباب خوبی را برایمان ترتیب می داد.

امّا امروز چه که دیگر از تله توری و تیرکمون دوشاخه ای خبری نیست و گلوله های سربی شلیک شده از انواع تفنگ های بادی و سوزنی نسل هر چه رُمان و کموتر چاهی و حتی تلیله را منقرض نموده و موجب رشد بی رویه حشرات موذی از جمله عقرب و رُتیل شده است.

و نسل امروز باید بال بازی دیم لُقان و سینه سرخ و آواز «کُکی سهو» را در باغ وحش و پشت قفس های سیمی ببینند که برای گرفتن مقداری پُفک و چیپس از دست بچه ها بی تابی می کنند؟!

 

                              ***********************************************

 

دریه شنو : آب تنی در دریا

تلیله : مجموعه ای از پرندگان کوچک دریایی

تله ی توری : نوعی وسیله برای شکار پرندگان که توضیح آن در متن آمده است

پشت انگلیسی یَل : محل فعلی هنرستان ولیعصر (عج)

ساختمون کانوو : محل فعلی ناحیه مقاومت بسیج در خیابان ساحلی جنب منطقه انتظامی

کارخانه یخ حاج سیروس : محل فعلی ساختمان نیمه تمام کمیته امداد در ضلع شمالی قبرستان

بندر حماد ، مغدر : دو منطقه شبه جزیره در شمال دیلم

تلل سید مهدی : اتلال واقع در جنوب شهر بعد از خور جن

تپ تپکان : قایم باشک بازی

دیدُم : نوعی بازی شبانه که گروهی پنهان می شوند و عده دیگری می بایست آنها را پیدا کنند.

ولُوگردی : گشت و گذار بی مورد

طارمه : فاصله بین چند اطاق که مسقف است و البته جلوی آن باز است و دیوار ندارد، ایوان

خُورک : خور کوچکی که تا روبروی فرمانداری می رسید و امروزه بخاطر احداث پارک ساحلی ازبین رفته است.

خور دخترل : خور ضلع غربی تأسیسات گمرک

سرزهر : محدوده بین خور شمالی و جنوبی (ساحل ماسه ای)

پاپتی : پای برهنه

حیرونتر : جنوبتر

واکندن : حفر کردن ، کندن

زردیُون : نوعی کرم خاکی زرد رنگ که برای شکار پرندگان استفاده می شد.

رُمان ، همامی ، کُهی ، زنوُویل ، سینه سرخ ، دیم لُقان ، کموتر چاهی ، چغول ، قله بُر ، تسوق ، گزو ، هدهد ، کوُکنجیر : چند نوع پرنده کوچک

بُنجه  : خارشتر و گیاهان بوته ای و خشک

نیم چک : حساس

رم دادن : هدایت کردن بسمت تله

فیکه : سوت زدن

لی لی : هدایت پرندگان بسمت تله با حرکت دست و گفتن لی لی

لينک ثابت نوشته شده توسط کرامت الله طاهری در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 15:1
بهترین شهرهای دنیا برای زندگی

نشريه بيزنس ويك (Business Week) اعلام كرد طبق برآورد سالانه موسسه مرسربهترين شهرهاي دنيا براي زندگي كردن به قرار زير است. اين برآورد كه بر اساس فاكتورهايي همچون تراكم ترافيك خيابانها، كيفيت هوا، امنيت شخصي تنظيم شده است بر اساس گزارش مهاجران مقيم در بيش از 600 شهر دنيا انجام گرفته است. در اين برآورد كه زوريخ(سويس) بار ديگر رتبه اول را از آن خود كرد تا رتبه 28 از شهرهاي آمريكا خبري نيست. هونولولو مركز ايالت هاوايي تنها توانست رتبه 28 را از آن خود كند. ولي همچنان كه ربكا پاورز از مشاوران اصلي موسسه مرسر مي گويد شهرهاي با رتبه بالا الزاماً شهرهايي پرهيجاني نيستند. بسياري از اين شهرها را مي توان شهرهاي ساكت و خواب آلود دانست. از اين رو اگر قرار باشد معيار اين رتبه بندي، زندگي در شب (nightlife) باشد به احتمال زياد اين رتبه بندي تغيير خواهد كرد.

 

1-     زوريخ (سويس)

توليد ناخالص داخلي: 300.9 ميليارد دلار

جمعيت شهر: 347517 نفر

اميد به زندگي: 80.74 سال

 

 

2-     وين (اتريش) رتبه مشترك

توليد ناخالص داخلي: 319.7 ميليارد دلار

جمعيت شهر: 1,825,287نفر

اميد به زندگي: 79.36 سال

 

 

2-     جنوا ( سويس) رتبه مشترك

توليد ناخالص داخلي: 300.9 ميليارد دلار

جمعيت شهر: 185,000 نفر

اميد به زندگي: 80.74 سال

 

 

4-ونكوور (كانادا)

توليد ناخالص داخلي: 1.274 تريليون دلار

جمعيت شهر: 560,000 نفر

اميد به زندگي: 81.16 سال

 

 

5- آكلند (نيوزلند)

توليد ناخالص داخلي: 112.6 ميليارد دلار

جمعيت شهر: 1.18 ميليون نفر

اميد به زندگي : 80.24 سال

 

 

6-     دوسلدرف ( آلمان)

توليد ناخالص داخلي: 2.833 تريليون دلار

جمعيت شهر: 581,858 نفر

اميد به زندگي: 79.1 سال

 

 

7-     مونيخ (آلمان)رتبه مشترك

توليد ناخالص داخلي: 2.833 تريليون دلار         

جمعيت شهر: 1,332,650 نفر

اميد به زندگي: 79.1 سال

 

7-     فرانكفورت (آلمان) رتبه مشترك

توليد ناخالص داخلي: 2.833 تريليون دلار

جمعيت شهر: 3,700,000 نفر

اميد به زندگي : 79.1 سال

 

 

9-     برن (سويس)

توليد ناخالص داخلي: 319.7 ميليارد دلار

جمعيت شهر: 122,178 نفر

اميد به زندگي: 79.36 سال

 

 

10- سيدني (استراليا)

توليد ناخالص داخلي: 766.8 ميليارد دلار

جمعيت شهر: 4,297,100نفر

اميد به زندگي: 80.73 سال

                                         

 

لينک ثابت نوشته شده توسط عبدالرضا شهبازی در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 9:35
پیشنهادی به شورای شهر؛

با عنایت به مطلب « مشارکت فکری » به قلم دوست خوبم جناب آقای صالحی فرد تصمیم داشتم بعنوان یک شهروند نظرم را بیان کنم اما بعلت طولانی بودن آن همچنین اطلاعات کاملی که اینجانب از طرح هادی شهر دیلم که در زمان خودم بازنگری و بهنگام شده بود داشتم بهتر دیدم که بصورت پستی مستقل ارائه گردد.

اولین طرح هادی مدون شهر دیلم که سالها مبنای کار شهرداری بود در سال 1366 تهیه شد که عمر 10 ساله آن در سال 1376 خاتمه یافت ولی بازنگری آن سال 1381 و در زمان مهندس محمود طاهری نیا در دستور کار قرار گرفت و به محض حضور بنده در مرداد سال 1382 بطور جدی پیگیری و نهایتا در سال 1383 و بعد از تصویب در شورای عالی شهر سازی استان به شهرداری ابلاغ گردید.

خوشبختانه با توجه به بومی بودن اینجانب و حساسیت و وسواس بنده در تهیه طرح هادی جدید و همچنین تجربه قبلی در تهیه طرح هادی بندر ریگ در طرح هادی جدید دیلم از چند طرح جانبی دیگر که بطور همزمان در حال مطالعه بودند کمک گرفتیم که می توان به مطالعات دفع آبهای سطحی دیلم ، طرح ساماندهی و توسعه بندر و گسترش حریم شهر اشاره نمود.

طرح هادی فعلی که تا سال 1393 اعتبار دارد نتیجه ادغام چند طرح است که ذکر کردم ، مثلاً پیش بینی دو مسیل ( محل عبور سیل ) در شمال و جنوب شهر با استفاده از مطالعات دفع آبهای سطحی لحاظ شده و یا طراحی حوضچه های شمالی و جنوبی برای پهلوگیری موتورلنج ها از طرح ساماندهی خور و بندر مربوط به سازمان بنادر و کشتیرانی اقتباس و در طرح هادی گنجانده شده است و برای لحاظ هر کدام از آیتم های اعلام شده جلسات متعددی با حضور فرماندار وقت و مسئولین امر در سازمان بنادر و کشتیرانی مرکز و یا فرمانداری دیلم داشته ایم که صورتجلسات آن موجود است.

اما در خصوص پیشنهاد جدید شورای شهر چنانچه مستحضرید مهمترین جاذبه گردشگری شهر دیلم وجود همین ساحل ماسه ای بکر و بی نظیر است که متاسفانه بخش های زیادی از آن توسط جاده دسترسی به ساحل ، دستک های شمالی و جنوبی و غربی پلاژ ساحلی و پارک آبی اشغال شده است.

فاصله بین خور شمالی (یُفره ) و خور جنوبی ( خور جن ) حدود 1800 متر است که عرض متوسط آن 100 متر می باشد و در صورت تحقق طرح پیشنهادی شورای شهر بخش های دیگری از ساحل نابود خواهد شد و علاوه بر آن قسمتهایی از پارک ساحلی ( محدوده لنج ) نیز ازبین می رود.

اعضای محترم شورای اسلامی شهر مطمئن باشند اگر نیازی به احداث آن خیابان ( خیابان پیشنهادی ) احساس می شد مشاور طرح هادی که از مهندسین قوی محسوب می شود و چندین و چند بار کارشناسان آن شرکت به دیلم تشریف آوردند و اتفاقاً در تعطیلات نوروز در شهر حضور داشتند و از نزدیک وضعیت شلوغی و ترافیک ساحل را مشاهده نمودند، مسلماً آنرا در طرح لحاظ می کردند ، پس اجرای آن طرح با هزینه بالا و صرفاً برای رهایی از بار ترافیکی چند روزه عید منطقی بنظر نمی رسد چرا که راههای ساده تر و کم هزینه تری نیز وجود دارد.

بعنوان مثال می شود مسیر رفت یا برگشت را در ضلع جنوبی جاده فعلی (طبق عکس) که برای کمپینگ در نظر گرفته شده و شهرداری هم اکنون در حال قلوه ریزی آن می باشد در نظر گرفت تا از یک طرف از بخش جنوبی ساحل بیشتر استفاده شود و از طرف دیگر لطمه بیشتری به ساحل طبیعی وارد نگردد و بخش جنوبی پارک ساحلی (پشت آرامگاه شهدای گمنام) احیاء شود.

بنظر من اگر شورای شهر و شهرداری اعتباری برای ساحل سازی در نظر دارند آنرا صرف تکمیل پروژه  پارک آبی ، کمپینگ ساحلی و بخصوص بازگشایی بلوار ساحلی از انتهای خیابان امام حسین (ع) تا روبروی حسینیه اشرف و ادامه بلوار ساحلی بسمت جنوب تا کشتارگاه سابق کند چون در پروژه پارک آبی تمامی نیازها از جمله سایت قایق سواری ، استخر شنای کودکان و بزرگسالان ، بوفه ، سُرسُری آبی و ... پیش بینی شده است.

در هر حال اگر شورای محترم بر اجرای طرح خود مصر است بهتر آن می باشد مشورتی با مهندسین مشاور طرح هادی داشته باشد.

لازم به توضیح است که در صورت اجرایی شدن طرح پیشنهادی شورا معضلات متعدد دیگری بوجود خواهد آمد که یکی از آنها وجود کانال دفع آبهای سطحی اصلی شهر است که برای انحراف آن نیاز به اعتبار بالایی می باشد.

یک نکته قابل توجه دیگر اینکه در زمان آقای زنده بودی فرماندار سابق موضوع ضرورت تبدیل طرح هادی به طرح جامع و تفضیلی مطرح شد و موارد بسیاری در این رابطه به دستگاه متولی (سازمان مسکن و شهرسازی) منعکس گردید لذا اگر شورای محترم تصمیم بر بازنگری در طرح هادی را دارد می تواند مسئله را از طریق فرمانداری و سازمان مسکن و شهرسازی استان دنبال کند تا انشاالله با تهیه طرح جامع و تفضیلی تمام نقاط ضعف موجود مرتفع شود.

علی ایحال پیشنهاد بنده این است که اصولاً نباید بدون مطالعه و کارشناسی اقدام به کاری نمود که نتیجه مطلوبی را در پی ندارد.

در پایان اینجانب آمادگی دارم هر زمان که شورای شهر صلاح بداند از نزدیک توضیحات لازم را ارائه نمایم.

لينک ثابت نوشته شده توسط کرامت الله طاهری در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 0:55
مشارکت فکری

مطب ذیل صرفا به عنوان طرحی پیشنهادی جهت استفاده از نظرات ودیدگاهای همشهریان وصاحب نظران عزیز ودر راستای گامی بسوی رشد وتوسعه شهرستان دیلم مطرح میگردد استدعا داریم مارا از نظرات کارشناسی ودلسوزانه خویش محروم نفرمایید.

چند مدتی است طرحی دردستور کار شورای محترم اسلامی شهردیلم قرار داردکه به لحاظ اهمیت موضوع ـ طرح درحال مطالعه وبررسی جامع می باشد وازآنجا که معمولا افراد باسواد وروشن جامعه با اینترنت ارتباط دارند من از جناب آقای حسن پور رییس محترم شورای اسلامی شهر دیلم درخواست نمودم موضوع جهت کسب نظر خوانندگان عزیز در وبلاگ دیلمی یل مطرح گردد که مورد استقبال خوب ایشان قرار گرفت انشاء الله مورد استفاده قرار گیرد هرچند که عملیاتی نشدن برخی دیدگاها برای صاحبان نظر ایجاد انتظار نخواهد کرد وقطعا رنجش خاطری نیز درپی نخواهد داشت.

این شورا درنظر دارد به منظور تکمیل ساحل سازی بندر دیلم وافزایش موقعیت تفریحی وگردشگری این شهر که رفاه عمومی را نیز درپی داشته باشد نسبت به احداث خیابانی در امتداد خیابان بازار روز تا ساحل دریا مبادرت نماید به گونه ای که موازی خیابان صدف که به پلاژ منتهی میشود خیابانی جدید از سه راهی ساحل ( ناخدا) در مجاور لنج بزرگ دکوری درپارک ساحلی (از نبش منزل حاج سید هاشم محمدی مطلق ) به طرف دریا وازانتهای این خیابان جدید بطرف پلاژ فعلی وصل نماید که نقش محور رفت یا برگشت خیابان فعلی (صدف) را بازی کند.و ظاهرا زمین مستطیل شکل ایجاد شونده در بین این سه خیابان که یک ضلع ان هم پارک فعلی محسوب می شود به حالت فعلی یا برای قایق سوار درهنگام مد دریا مورد استفاده قرار می گیرد. علی ایحال کلیات طرح این است عنایت فرمایید با تحقیقات بیشتر با احساس مسئولیت ودلسوزی نظرات خود رامطرح وبامشارکت فکری خود در توسعه شهرتان همگام منتخبین خود باشید هم امید وهم اطمینان دارم مورد توجه واهتمام قرار می گیرد ان شاء الله موفق باشید

لينک ثابت نوشته شده توسط فتح الله صالحی فرد در جمعه هفدهم خرداد 1387 و ساعت 1:31
وبلاگهای مفید برای معلمان

با اينترنت و به تبع آن با وبلاگ مي توان كارهاي بسيار سودمندي انجام داد. قبلاً و در پستي ديگر اشاره اي كردم به اين مطلب كه معلمان مقاطع مختلف ( دبستان، راهنمايي و دبيرستان) مي توانند با جلساتي هفتگي، ماهانه و يا حتي دو ماهانه از تجربيات ديگر همكارانشان بهرمند شوند. يكي از نمودهاي اين نشستها كه نه هزينه چنداني در بر دارد و نه هزينه اياب و ذهاب در پي دارد و نه چندان وقت معلمان را مي گيرد و در عوض بسيار سودمند است، ارتباط با همكاران از طريق وبلاگ است. در گستره اينترنت كشوري وبلاگهاي بسيار سودمندي يافت مي شوند كه معلماني شيفته ي پيشه خود، آنها را ايجاد كرده اند و از همين طريق ديگر معلمان همرشته خويش را مي يابند و پيوند مي دهند. بتدريج شبكه اي نسبتاً بزرگ از – براي مثال – معلمان زبان انگليسي، معارف اسلامي، جغرافيا، تاريخ، رياضي، و ... تشكيل مي شود كه به دليل منابع فراوان ( نمونه سئوال امتحاني، نكته هاي كاربردي، تكنيك هاي برتر و ...) در كنار لينك هاي بسيار مفيد اين وبلاگها، مي توانند منبعي بسيار سودمند و گنجي شايگان خصوصاً براي معلمان تازه كار به شمار روند.

كاش معلمان همه مقاطع تحصيلي در وهله اول با اينترنت و پديده وبلاگ آشنا مي شدند ( اگر آشنا هستند كه چه بهتر) و در وهله دوم اقدام به ساختن وبلاگي مي كردند تا به شبكه معلمان همرشته خود در اقصي نقاط كشور بپيوندند و از تجربيات آنان استفاده كنند و ديگران را در تجربيات خويش سهيم سازند.

چند وقت قبل به طور اتفاقي با وبلاگ يكي از معلمان زبان انگليسي هم استاني خود ( از شهرستان كنگان)  آشنا شدم كه واجد خصوصيات بالا بود. منبعي بسيار سودمند از هر آن چيزي كه معلم زبان انگليسي راهنمايي به آن نياز دارد، همراه با لينكهاي بسيار مفيد به وبلاگهاي مشابه ديگر.

اميدوارم معلمان رشته هاي مختلف در مقاطع مختلف به جرگه اين معلمان فعّال پيوسته و از سودمندي هاي بيشمار اينترنت بهره مند شوند. بي شك حاصل مفيد چنين كاري نصيب فرزندان ما خواهد شد.

 

لينک ثابت نوشته شده توسط عبدالرضا شهبازی در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 21:10
بحثی در یادگیری زبان
 

 

ذيل پست " پسربچه هشت ساله گناوه اي به زبان فرانسه تسلط دارد" به قلم آقاي شفيعي كامنتي گذاشتم بدين شرح:

 

" بعید می دانم این پسربچه صرفاَ با تماشای برنامه های کارتونی و فیلم با این زبان آشنا شده باشد. زیرا برای شروع هر زبانی نیاز به مواد و مصالحی است که برای زبان آموز قابل فهم باشد. اگر شما از امروز تا 2 سال مرتب به تماشای فیلم ها و شنیدن برنامه های رادیویی زبان روسی فرانسه و آلمانی بپردازید از این زبانها چیزی نخواهید آموخت. حداکثر آن که گوش شما با اصوات این زبانها آشنا خواهد شد. آن چه را شما می شنوید چون در سطحی بسیار بالاتر از شما قرار دارد برای شما حکم ( noise ) سرو صدا را دارد. براي اين كه اين سخنان براي شما مفهوم شود دو شرط لازم است: اول اين كه سطح اين مكالمات در حدي پايين بيايد تا براي شروع يك نوآموز مناسب باشد. ديگر آن كه بايد فرصتي ايجاد شود تا فرد نوآموز با فردي كه به اين زبان آشنايي دارد همسخن شود. زبان خاصه صحبت كردن به يك زبان در انزوا و به تنهايي آموخته نمي شود بلكه در تعامل با ديگر گويشوران آن زبان است كه آموخته مي شود. اين كه اين پسربچه علي رغم عدم ارتباط با فرانسه دانان و يا فرانسه زبانان ( حداكثر طبق آنچه در متن خبر آمده است) به فرانسه صحبت مي كند نياز به بررسي دارد. نكته ديگر اين كه عبارت تسلط دارد عبارتي غير دقيق و اغراق آميز است. آيا سطح صحبت هاي 90 دقيقه اي اين پسربچه با فرانسه دانان ( و نه استادان زبان فرانسه!) در چه حدي بوده است؟ در حد سلام و تعارفات روزمره؟ در حد پرسشها و پاسخهاي پايه زبان فرانسه و يا فراتر از آن؟
متاسفانه متن خبر به اين جزييات نپرداخته است و اين مطلب دست كم براي من همچنان مبهم است."

 

 جناب آقاي شفيعي نيز لطف كردند و پاسخي نوشتند بدين شرح:

"

من هم قبول دارم که این خبر هم می تواند از جمله خبرهایی باشد که زیادی به آن آب و تاب داده اند ولی ممکن است یک فرد بسیار باهوش اگر از از سالهای ابتدای زبان آموزی مرتب در جریان یک زبان آنهم بصورت تصویری قرار بگیرد بتواند آن زبان را متوجه شود کما اینکه اکثر ما ساحل نشینان خلیج همیشه فارس عربی را بخوبی متوجه می شویم و لیستنینگ انگلیس مان هم بهتر از سایر هموطنان مان است.مثلا خودم با توجه به علاقه زیادم به کارتون در دوران کودکی، عربی را تا هشتاد درصد متوجه می شوم و در زیر نویس عربی فیلمهای انگلیسی هم تا 95 درصد متوجه می شوم.فکر نکنم هیچ یک از هم سن و سالهای من برای دیدن کارتونهای جنگی دهه شصت مثل گرن دایزر ،جامگار و دیگر کارتونها نیازی به مترجم داشته است."

 

بدليل طولاني بودن پاسخ به كامنت فوق، آن در اين پست بصورت جداگانه درج مي كنم.

 

جناب آقاي شفيعي

 

نوشته ايد: " ولی ممکن است یک فرد بسیار باهوش اگر از از سالهای ابتدای زبان آموزی مرتب در جریان یک زبان آنهم بصورت تصویری قرار بگیرد بتواند آن زبان را متوجه شود."

 

جمله شما حاوي نكاتي است كه سعي مي كنم به ترتيب به بررسي آنها بپردازم. اين كه كسي مرتب در معرض زبان قرار بگيرد ظاهري معقول دارد ولي سودمند بودن آن مشروط به دو شرط است. نخست آن كه زباني كه اين فرد در معرض آن قرار مي گيرد بايد در سطحي باشد كه دست كم اندكي از سطح فعلي او بيشتر باشد.( فرمول معروف كراشن: I+1). در اينجا I فرد زبان آموز است و سطح مفروضي كه از دانش آن زبان در اختيار دارد. و عدد 1 نيز حداقل بخش جديدي است كه از دانش زباني قرار است كسب كند. اين عدد نمي تواند – براي مثال – از 1 به ناگهان 8 و يا 10 شود چه در اين صورت زباني كه زبان آموز را در بر گرفته مجموعه اي نامفهوم مي شود كه در منتهي اليه طيف به سر و صدا ( Noise ) كه قبلاً به آن اشاره كردم تبديل مي شود. دليل آن اين است كه زبان آموز نمي تواند پيوندي ميان آنچه نمي داند با آن چه مي داند برقرار سازد. شرط دوم آن است كه به فرض مفهوم بودن زباني كه در معرض آن قرار گرفته، بايد مخاطبي  ( Interlocutor ) يافت شود كه يا بومي آن زبان باشد و يا در سطحي به مراتب برتر از زبان آموز قرار داشته باشد. اين مخاطب دو فايده كليدي دارد:1- زبان آموز در تعامل با وي صورت هاي غلط زباني را بدليل بازخوردهاي منفي كه از مخاطب مي گيرد كنار مي گذارد و صورتهاي اصلاح شده را ( كه باز از مخاطب مي آموزد) به كار مي برد. 2- مخاطب كه بخش مهمي از زبان قابل فهم اطراف زبان آموز را تشكيل مي دهد، متناسب با سطح زباني كه زبان آموز در اختيار دارد، اداي مقصود مي كند. او نيز غالباً يا در سطح مخاطب با وي سخن مي گويد و يا هر بار بخش جديدي را آگاهانه و يا ناآگاهانه در بيان خود به كار مي گيرد كه همين بخش اندك ( كه همان عدد 1 ) است دايره دانش زباني زبان آموز را بتدريج گسترش داده مرزهاي آن را پس مي راند. از اين رو بدون شروط و شرايط فوق و به صرف قرار گرفتن در محيط زبان بيگانه كه در سطحي بسيار برتر از سطح زبان آموز قرار دارد، امكان يادگيري زبان ( صحبت كردن و درك شنيداري) به يك معجزه مي ماند كه با معيارهاي علمي ناساز است.

اما اين كه نوشته ايد " زبان بصورت تصويري " ( و اگر تصويري منظور فيلم و كارتن باشد) نيز چندان گره اي از كار فرو بسته زبان آموز فرضي ما باز نمي كند. زيرا فيلم و كارتن ها نيز از زباني بهره مي جويند كه با سطح صفر و يا بسيار ابتدايي زبان آموز ما فرسنگ ها فاصله دارند(I+1000…!!!). ممكن است بگوييد بالاخره با ديدن حركات و انجام گرفتن برخي اعمال و همزمان شنيدن برخي عبارات و كلمات و اصطلاحات خاص زبان آموز مي تواند ربطي معنايي ميان آن حركات و آن كلمات و اصطلاحات كشف كند. اين سخن هر چند بهره اي از حقيقت دارد و هر چند درصد خطاي بالايي دارد ولي در حد كلمات و اصطلاحات معدودي باقي مي ماند و زبان آموز را در فهميدن جملات بلند و پيچيده تنها مي گذارند. جز اين كه زبان فيلم و كارتن چنان پايين بيايد كه براي شروع كار زبان آموز مناسب باشد. در چنين شرايطي آن فيلم و كارتن حالتي آموزشي دارند كه در متن خبر به وجود آنها اشاره اي نشده است. به فرض آموزشي بودن فيلم ها و كارتن ها باز مشكل عدم وجود مخاطب كه زبان آموز در تعامل زنده با وي بتواند صورتهاي غلط را كنار گذاشته و صورتهاي جديد را بكار گيرد، وجود دارد. زبان آموزي كه بدون مخاطب و معلم و به صرف استفاده از فيلم ها و كارتن ها با زباني آشنا شده باشد چون باز خورد منفي دريافت نداشته است در صحبت به زبان بيگانه درصد بالايي اشتباه دارد و غلط هاي مضحكي را مرتكب مي شود. حال آنكه در متن خبر خوانديم كه : " اين كودك بدون اشتباه ‌و بصورت روان، زبان فرانسوي را صحبت مي‌كند."!

بازخورد گيري از خود فيلم ها و كارتن ها نيز فايده چنداني در صحبت كردن ندارد. زيرا دريافت بازخورد منفي بايد در همان لحظه سخن گفتن  و در حالتي كه زبان آموز از زبان استفاده واقعي و نه تفنني مي برد، روي دهد تا نتيجه بخش باشد.

 

اين كه نوشته ايد: " اکثر ما ساحل نشینان خلیج همیشه فارس عربی را بخوبی متوجه می شویم و لیستنینگ [= ليسينينگ = درك شنيداري] انگلیس مان هم بهتر از سایر هموطنان مان است.مثلا خودم با توجه به علاقه زیادم به کارتون در دوران کودکی، عربی را تا هشتاد درصد متوجه می شوم و در زیر نویس عربی فیلمهای انگلیسی هم تا 95 درصد متوجه می شوم.فکر نکنم هیچ یک از هم سن و سالهای من برای دیدن کارتونهای جنگی دهه شصت مثل گرن دایزر ،جامگار و دیگر کارتونها نیازی به مترجم داشته است."

 

فراموش نكنيد كه شما به مدت 7 سال زبان عربي را بصورت سيستماتيك و تحت راهنمايي معلم در دوره راهنمايي و دبيرستان آموخته ايد. اين مطلب در مورد زبان انگليسي نيز صدق مي كند. به بيان ديگر هر دو زبان را قدم به قدم و بتدريج كار كرده ايد. براي صورتهاي غلط زباني از نمره امتحان شما كسر شده است ( بازخورد منفي ) و بدليل استفاده ازصورتهاي درست زباني نمره امتحان شما افزايش يافته است ( بازخورد مثبت).

و باز فراموش نكنيد كه آن نوجوان 8 تا 9 سال سن دارد و زباني را آموخته !! است كه به هيچ روي ( دست كم طبق آنچه در متن خبر آمده است ) آشنايي سيستماتيك با آن نداشته است. اين كه شما كارتن هاي عربي را تا 80 درصد متوجه مي شده ايد ( متوجه مي شده ايد و نه به آن زبان حرف مي زده ايد. به اين نكته مهم دقت كنيد) نشان از استعداد زباني شما و حاصل آشنايي سيستماتيك شما با زبان عربي بوده است. ديگر اين كه فهم كارتن هاي  جنگي مانند گراند دايزر و شبيه به آن به دليل نوع داستان و روايت آن نياز چنداني به دانش زباني بالا ندارد. حتماً ديده ايد كه افراد نا آشنا به زبان انگليسي چه راحت با فيلم هاي اكشن ارتباط برقرار مي كنند. دليل اين امر، كم بودن ديالوگها و كمك بسيار حركات و اكشن فيلم به فهم موضوع فيلم است. آيا همين افراد مي توانند بدون دوبله و زيرنويس و يا شنيدن داستان فيلم از جايي، با فيلم هاي اجتماعي و عميق ارتباط برقرار كنند؟ از اين گذشته آيا جزييات ديالوگ هاي اين كارتن ها را نيز متوجه مي شديد يا كليت داستان را متوجه مي شديد؟

كلام آخر اين كه شايد زبان آموز گناوه اي ما براستي فرانسه را روان صحبت كند ولي در اين صورت و بدليل اشكالات فوق اين زبان آموز به كمك و ياري معلم و با استفاده از مواد و مصالح آموزشي در كنار فيلم هاي كارتني اين زبان را آموخته است نه اين كه  " اين پسربچه در هيچ كلاس كه جنبه آموزشي داشته باشد شركت نكرده و تنهااز طريق مشاهده فيلم‌هاي كارتون با اين زبان آشنا شده است.!!! "

موفق باشيد

 

لينک ثابت نوشته شده توسط عبدالرضا شهبازی در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 19:30
تولید علم یا توزیع مدرک ؟!

 

امسال از طرف رهبری به عنوان سال نوآوری و شکوفایی نامگذاری شده و این مهم محقق نمی گردد الا با تولید علم و فن آوری و وظیفه تولید علم در وهله اول به عهده آموزش و پرورش است و بدنبال آن مراکز آموزش عالی در سراسر کشور.

خوب به یاد دارم حدود دو دهه قبل این مَثل بر سر زبانها جاری بود که ورود به دانشگاه در خارج از ایران بسیار آسان و بدون دردسر است و مشابه عبور از یک قیف آن هم از دهانه گشاد قیف است ، یعنی نیاز به کنکور و آزمونهای اولیه ندارد اما برای خروج و اخذ مدرک می بایست بسیار سختی و مشقت کشید لذا آنرا به خروج از دهانه تنگ قیف تشبیه می نمودند ولی در کشور ما در آن سالها قضیه فرق می کرد و دقیقاً برعکس بود چرا که ورود به دانشگاه در ایران مانند گذر از دهانه تنگ قیف بود چون باید از سد کنکور عبور می کردی حال آنکه گرفتن مدرک بسیار آسان و سهل می شد و آنرا به خروج از سر گشاد قیف تشبیه می کردند.

اکنون با توجه به گسترش مراکز آموزش عالی در سطح کشور اعم از دانشگاههای دولتی ، پیام نور ، علمی کاربردی ، و مراکز آموزشی متعدد دیگر ، امکان ورود به دانشگاه چندان سخت و مشکل نیست و حتی در بعضی از شهرها بدون کنکور می شود به دانشگاه را یافت و ادامه تحصیل داد ، اما شق دوم مثَل قیف به قوت خود باقی است و می توان گفت که دهانه قیف گشادتر نیز شده است و خروج از آن آسانتر می باشد ، امروزه کافی است توان تأمین هزینه دانشگاه را داشته باشید و مطمئناً جای نگرانی وجود ندارد ، بالاخره مدرک در دست شماست.

متأسفانه اکثر مراکز آموزش عالی ما چندان توجه ای به مقوله تولید علم ندارند و فقط به مکانی تبدیل شده اند که از یک طرف جذب دانشجو کنند و از طرف دیگر مدرک توزیع نمایند.

اگر نیم نگاهی به مراکز دانشگاهی استان خودمان داشته باشیم متوجه می شویم در بیشتر آن مراکز خبر و اثری از تحقیق و تولید علم و حتی آموزش های مربوطه وجود ندارد، اغلب اساتید فاقد علم و تجربه لازم هستند و علاقه ای نیز به ارتقاء کیفی ندارند و اگر هم علاقه مند باشند چنان از طرف دانشجویان که تعداد زیادی از آنها کارمندان دولت هستند که فقط برای گرفتن مدرک جهت ارتقاء گروه و افزایش حقوق آمده اند و حتی مدیریت دانشگاه که نگران گاهش تعداد دانشجو و بدنبال آن کاهش درآمد دانشگاه است تحت فشار قرار می گیرند تا از ادامه برنامه مورد نظر منصرف شوند.

بسیاری از دانشجویان حاضر به گرفتن درس با اساتید سختگیر که دلسوزانه بفکر تولید علم می باشند نیستند و بعد از اندک زمانی با کلاس خالی از دانشجو روبرو می شویم که یقیناً به صلاح و صرفه آن مرکز آموزشی نخواهد بود.

در مراکز دانشگاهی ما از تحقیقات که رکن اساسی در آموزش می باشد خبری نیست ، یک استاد برای کسب درآمد بیشتر با چندین مرکز قراداد دارد و ساعات تدریس او بعضاً از 50 ساعت در هفته تجاوز می کند ، ارتباط اساتید و دانشجویان با کتب و منابع خارجی و بروز رسانی مطالب بسیار اندک می باشد و بعضی از مواقع مشاهده می گردد فصولی تدریس می شود که سالها منسوخ شده یا در حاشیه قرار گرفته اند و

در برخی از مراکز دانشگاهی حتی از مُدرسانی با مدرک کارشناسی استفاده می شود ، حالا با این توصیفات چطور می شود تولید علم و فن آوری نمود؟!

تا زمانیکه بر افزایش کمی متمرکز شده ایم و فقط بفکر افزایش تعداد دانشجو بدون گسترش امکانات لازم برای تحقیق هستیم مسلماً نباید انتظار معجزه بود ، پس آیا وقت آن نرسیده مدیران و مسئولین آموزش عالی به فکر چاره باشند و بخشی از هزینه های احداث دانشگاههای جدید و افزایش تعداد دانشجو را به تجهیز مراکز موجود و بالا بردن کیفیت کار و هزینه تحقیقات نمایند که در غیر اینصورت آنچه عاید می شود توزیع بی رویه مدرک است نه تولید علم.

لينک ثابت نوشته شده توسط کرامت الله طاهری در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 14:16
پسربچه هشت ساله گناوه‌اي به زبان فرانسوي تسلط دارد
حیفم آمد این خبر جالب را بصورت یک پیوند روزانه اضافه کنم:

 ‪جمعه، ۱۰ خرداد ۱۳۸۷‬

پسربچه هشت ساله گناوه‌اي به زبان فرانسوي تسلط دارد

گناوه ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۳/۶‬

داخلي. فرهنگي. ادبيات.

محمدرضا بياني پسر بچه هشت ساله ساكن روستاي محروم قلعه حيدر شهرستان گناوه به زبان فرانسوي تسلط دارد.

رييس زبان سراي شهرستان گناوه با تاييد اين مطلب به خبرنگار ايرنا گفت:
اين كودك بدون اشتباه‌و بصورت روان، زبان فرانسوي را صحبت مي‌كند و مي‌تواند فيلم‌هاي تلويزيوني به ويژه كارتون را به راحتي ترجمه كند.

اكبر مولايي كه استاد دانشگاه آزاد و پيام نور استان بوشهر نيز مي‌باشد روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ما افزود: اين پسربچه در هيچ كلاس كه جنبه آموزشي داشته باشد شركت نكرده و تنهااز طريق مشاهده فيلم‌هاي كارتون با اين زبان آشنا شده است.

وي با بيان اينكه خانواده اين كودك به دليل علاقه مندي فرزندشان او را براي ثبت نام در كلاس زبان فرانسوي به زبان سرا آورده بودند، گفت: دو تن از استادان زبان فرانسه بمدت ‪ ۹۰‬دقيقه با اين پسربچه با زبان فرانسوي به صورت رو در رو گفت و گو كردند و از استعداد اين كودك شگفت زده شدند.

وي استعداد و خلاقيت اين پسر بچه را در روستايي كه محروم و فاقد امكانات آموزشي لازم مي‌باشد خارق‌العاده دانست و افزود: حضور وي دركلاس زبان فرانسه كمك شايان و موثري در ارتقاي سطح دانش وي خواهد داشت.

مادر اين كودك نيز در تماس خبرنگار ما گفت: فرزندم مدتها بود كه تاكيد داشت به زبان فرانسه تسلط دارد و مي‌خواهد در آموزشگاه زبان ثبت نام كند، اما ما اين مساله را يك شوخي بچگانه مي‌دانستيم و توجه چنداني نمي‌كرديم.

خانم بياني افزود: وقتي مسوولان زبان سرا اعلام كردند كه محمدرضا به زبان فرانسه تسلط دارد، براي ما بسيار خوشحال‌كننده اما غيرقابل تصور بود.

شهرستان گناوه در شمال استان بوشهر قراردارد. ك/‪۳‬

لينک ثابت نوشته شده توسط مهدی شفیعی در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 10:9
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد