تبليغاتX
دیلُمی‌یَل
خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک

فتنه

 نوشته کپی شده دوست گرامی جناب آقای طاهری در باره فیلم فتنه را که خواندم؛ هر چند فیلم را ندیده ام ولی پرسش هایی چند در ذهنم نقش بست که امیدوارم پاسخ هایی منطقی برای آن پیدا کنم:

1-      آیا مطالبی که این سیاستمدار از آن ها استفاده کرده است؛ دروغین بوده و ساختگی است؟

2-      آیا نقش پردازی در این فیلم ها و سخنرانی ها، توسط مسلمانان و رهبران آن ها صورت نپذیرفته است؟

3-      آیا تنها این سیاستمدار و کسان دیگر غیر مسلمان هستند که به ساحت مقدس پیامبر و دین مبین اسلام توهین می کنند؟

4-      آیا در میان مسلمانان تعداد کسانی که به خدا و رسول رحمت و  بخشنده و مهربان و گشاده رو اعتقاد دارند؛ بیشتر است یا کسانی که به خدا و پیغمبر عبوس و شمشیر به دست اعتقاد دارند؟

امیدوارم همه ما با دادن پاسخ های بدون ریا به این پرسش ها؛ به این نتیجه برسیم که ما مسلمانان در ترسیم این نقش از اسلام در ذهن دیگران هیچ نقشی نداشته و با رفتار خود؛ مهربانی و خوشروئی نهفته در احکام آسمانی اسلام و سیره رحمانی رسول اکرم را به دیگران نمایش داده باشیم. انشاءالله

لينک ثابت نوشته شده توسط داریوش راستی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 23:20
دیلم در سالی که گذشت

رسم است که پس از سپری شدن سالی و جایگزینی سال نو، نگاهی به گذشته داشت و با بهره گیری از بهره های بدست آمده و نیامده، افق آینده را ترسیم کرد. بر این اساس قصد کردم که دفتر سال گذشته زادگاهم را ورق بزنم و با کمک شما بهره های بدست آمده را برشمریم و بدست نیامده ها و از دست رفته ها را نیز مشخص نموده تا اگر توانائی داشتیم، تلاشی برای داشتن آن ها بکار ببریم.

·         در سال گذشته بنا بر آمار و ارقام منتشره از سوی آموزش و پرورش، دانش آموزان دیلمی از دیگر شهرستان های استان در ورود به دانشگاه ها، موفق تر بودند که این امر می تواند خوش آیند و غرور بر انگیز باشد ولی کنکاش در رشته ها و دانشگاه های همشهریان ورودی 86 نشان می دهد که در رشته های مهم و تاثیر گذار که زیر اساس نیازهای شهرستان می باشند، مانند رشته های پزشکی و دارو سازی و مهندسی موفقیت کمتری به دست آمده است. بنابر این بایاست که با بازنگری در فرآیند آموزشی شهر، همراه با افزایش کمیت پذیرفته شدگان؛ بر کیفیت آن ها نیز افزود.

·         در سال گذشته بنا بر آمار و ارقام اعلامی در ورزش یک گام به عقب برداشته ایم و نه تنها در پرورش قهرمانان استانی و کشوری موفقیتی نداشتیم در جذب اعتبار برای ورزش نیز دست آوردی نداشتیم. به نظر می رسد تنها موفقیت ورزشی؛ پیروزی رزمی کار ما در مسابقات مالزی باشد که نمی تواند آماری چشمگیر باشد و این برای شهری که زمانی علوی و دیلمی و کپتان ها را به تیم های ملی فوتبال و هندبالیست های ملی پوش را به ورزش کشور؛ تحویل می داد؛ عقبگرد تلقی می شود.

·         در زمینه خیابان و تاسیسات شهری نسبت به گذشته وضعیت بهتری پیدا کردیم که مهمترین دست آورد آن، پهن شدن جاده و خیابان ورودی شهر می باشد. دیر زمانی بود که تنگی و باریکی جاده ورودی، ضمن زشتی منظر، خطرناک بوده و حوادث فراوانی نیز همراه داشت که با تعریض آن، مشکلات همراه نیز کاهش یافت. دگرگونی دیگر، جمع و جور شدن میدان هفت تیر می باشد که با اندازه پیشین، مانعی بزرگ در روانی آمد و شد خودروها بود. گشایش بیمارستان نیز گر چه با اما و اگرهای فراوانی همراه بود ولی می تواند نقطه مثبتی در ایجاد تاسیسات شهری باشد.

·         در زمینه اجتماعی؛ بهره گیری بیشتر همشهریان از گردش گاه های همگانی همچون ساحل و پارک جنگلی مشهود بود و گروه های مردم نهادی همچون راه سبز پا به عرصه وجود گذاشتند و با فعالیت های اجتماعی در جلب همیاری و مشارکت مردمی موفق بودند. تاریک ترین نقطه در این زمینه؛ عدم رعایت مقررات راهنمائی و رانندگی توسط همشهریان بود که حوادث خونین و مرگبار  پی آمد آن برای شهر کوچکی همچون دیلم می تواند؛ اسفبار باشد.

·         در محیط زیست و مسائل پیرامونی آن کارنامه روشن و قابل دفاعی نداریم. جمع آوری و دفع زباله ها و پسماندهای شهری با وضعیتی نگران کننده صورت پذیرفت. پراکندگی زباله ها در ورودی شهر، شرم آور بود. ریختن ظروف یکبار مصرف و بسته های تنقلات در سطح شهر و گردش گاه ها از طرف همشهریان و مسافران بسیار گسترده بود. امید است با نگاهی دیگر و تلاشی بیشتر در زمینه رفع تنگناهای زیست محیطی، در سال پیش رو؛ کارنامه ای روشن بر جای بگذاریم.

 

گر چه بسیار بیش از این می توان در باره سال گذشته نوشت؛ ولی محدودیت های نگارش در وبلاگ و نیاز به مشارکت خوانندگان در این بحث؛ ادامه آن را به روزهای دیگر موکول می کند. امید است با همکاری تنگاتنگ مردم و مسئولین شهری؛ کارنامه ای چشمگیر برای سال 87 رقم بخورد.

لينک ثابت نوشته شده توسط داریوش راستی در جمعه سی ام فروردین 1387 و ساعت 22:31
اردیبهشت

به نام خداوند جان وخرد

 

ماه فروردین کم کم به پایان خود نزدیک می شود و ماه زیبای اردیبهشت فرا می رسد. اردیبهشت علاوه بر آن که از ماه های بسیار زیبا و شگفت انگیز فصل بهار است از نظر مناسبت های تقویمی نیز بسیار حائز اهمیت می باشد. مناسبت هایی چون بزرگداشت روز سعدی، بزرگداشت روز معلم، بزرگداشت شیخ بهایی، روز ملی خلیج فارس، سالروز تولد حضرت زینب و روز پرستار، بزرگداشت شیخ صدوق، روز بزرگداشت فردوسی و خیام و....،  اردیبهشت آغاز خود را با نام سعدی جشن می گیرد و بیست و پنجمش را با نام فردوسی بزرگ. فردوسی و سعدی از شاعران بزرگ و بسیار تاثیرگذار فرهنگ و تمدن ایرانی می باشند.دکتر منصور رستگار درباره این دو شاعر اندیشمند می گوید:« سعدی و فردوسی از سخن به عنوان وسیله ای سود می برند که«رسالت» دارد. فردوسی در پاسخ به نیاز عصر خویش این رسالت را در «حماسه» می یابد و در روزگاری دیگر، سعدی «رسالت» خویش را در زهد و طامات و پند و وجوه حکمت عملی و اخلاق اجتماعی می شناسد. اما در حقیقت این دو به یاری زبانی شفاف و روشن و فصیح در یک حلقه ابدی به هم می پیوندند. زبان سعدی مکمل زبان فردوسی است و زبان فردوسی زیربنای شفافیت کلام سعدی و زبان وسیله بیان نتیجه گیریهای مشترک آنان است از موقعیت انسان و نتایج اعمال و رفتارهای او، خواه عارف باشد، خواه انسان اساطیری».* و اینک در پایان این گفتار یکی از غزل های ناب سعدی به یاد این اندیشمند بزرگوار ذکر می شود.

 

  ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی   جهان و هر چه درو هست صورتند وتو جانی

  بپای  خویشتن  آیند عاشقان   به   کمندت   که هر که را  تو بگیری،  ز خویشتن  برهانی

  مرامپرس که چونی بهر صفت که تو خواهی   مرا مگو که چه نامی، بهر لقب که تو خوانی

  چنان   بنظره  اول  ز  شخص می ببری  دل    که  باز   می نتواند   گرفت    نظره     ثانی

  تو   پرده  پیش  گرفتی و  ز اشتیاق جمالت    ز   پرده ها   به در افتاد     رازهای    نهانی

  بر آتش تو   نشستیم و   دود شوق   برآمد    تو ساعتی  ننشستی که  آتشی  بنشانی

  چو   پیش  خاطرم  آید  خیال صورت  خوبت    ندانمت   که   چه گویم   ز  اختلاف   معانی

  ...

  من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم      تو می روی به سلامت  سلام من برسانی

  سر از کمند تو سعدی به هیچ روی  نتابد      اسیر خویش گرفتی، بکش چنانکه تو دانی

 

 * ذکر جمیل سعدی،گردآوری:کمیسیون ملی یونسکو

لينک ثابت نوشته شده توسط معصومه راستی در جمعه سی ام فروردین 1387 و ساعت 15:58
اعتراض به سایت Google

 سایت گوگل در یک اقدام بی سابقه ، به جای نام خلیج فارس، نام جعلی خلیج عربی را در سایت خود درج کرده که مایه نگرانی بسیاری از میهن دوستان را فراهم آورده است. با توجه به اینکه مسئولان گوگل اعلام کرده اند در پی دریافت بیش از یک میلیون پیام اعتراض آمیز، مجددا" نام خلیج فارس را به جای خلیج عربی در  این سایت درج می کنند، لذا از همه ایرانیان خصوصا" همشهریان عزیز تقاضا می شود مطابق با روش زیر اعتراض خود را اعلام تا در اسرع وقت تغییر فوق در این سایت انجام پذیرد.

روش:

ابتدا  اینجا  را کلیک کنید. سپس در پایین صفحه نمایش داده شده، بر روی دکمه "click here to sign petition " کلیک کنید. در صفحه ظاهر شده جدید،  سه نوار را مشاهده می کنید به طوری که  در قسمت  اول(نوارName)  نام، در قسمت دوم (نوار Email addrees) آدرس پست الکترونیک یا همان ایمیل خود و در قسمت سوم (نوار Comments) عبارت only persion gulf  را وارد کنید و در پایان بر روی گزینه " perview your signature " کلیک کنید.

جهت دیدن آخرین آمار نیز می توان دکمه Approve signature را که در صفحه جدید وجود دارد، کلیک کنید.

لازم به ذکر است علی رغم اینکه فقط چند روز از شروع این فعالیت اعتراض آمیز می گذرد اما تا این لحظه، حدود چهارصد هزار نفر  اعتراض خود را  به این سایت ارسال داشته اند که نشان از عزم و اراده ملی جهت این امر مهم می باشد.

لينک ثابت نوشته شده توسط محمد باقر غضبانی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 14:40
كرم دار وداره

خوشبختانه چندي پيش شاهد اعتراض تني چند ازهمشهريان عزيزنسبت به عملكرد ناعادلانه صدا وسيماي بوشهردرايام نوروزبوديم اعتراضي كه بحق ووارد بود ومتاسفانه اين سازمان بطور كاملا غير منطقي در انعكاس اخبارشهرستانهاي استان بصورت آشكار ناعادلانه عمل مي كند.هرچند كه اين وضعيت كار معمول صدا وسيما است ولي بصورت غير هدفمند وبدون غرض است كه با توجه به اهميت كار ورسالت اين سازماني اصولا هركار غير كارشناسي آن توجيع پذير نيست چرا كه يك اشكال مي تواند احساسات منطقه يا جامعه اي رابرآشوبد وتبعات جبران ناپذيري درپي داشته باشد ومردم ديلم نيز ازاين عملكرد رنجيده خاطر بودند واندك افراد بيدار جامعه به طرقي اعتراض خود را اعلام داشتند. تبعيض آشكار درانعكاس اخبار حضور مهمانان نوروزي درشهرهاي مختلف استان؛ نابرابري درتهيه گزارش از شهرستانها (مخصوصا واحدخبر _ و باتقدير ازهمكاري واحد توليد) وارائه آمارهاي غير واقعي كه به نقل از دكتردشتي رئيس سازمان گردشگري ميراث فرهنگي وصنايع دستي استان كه منبع ومبناي انعكاس اخبار وگزارشات اين سازمان بود.قابل اغماض نبود. اما دليل اين كار صدا وسيما چه بوده.!؟ حتما اين ضرب المثل ديلمي را شنيده ايد كه مي گويند:« كـرم دار  و داره » آري علت اصلي آن ـــ و شايد بسياري ازمشكلات ما ـــ از درون خانه است و سه دليل وعلت داشت 1ـ ارائه آمار بسيار ضعيف تنگ نظرانه وبسيار كم آنهم فقط دريك نقطه ورودي نيمه فعال بصورت پاره وقت توسط دونفرنوجوان خط داده شده!!؛ برخلافِ ارائه امار غير واقعي وبلند نظرانه شهرستان گناوه با انگيزه جذب اعتبارات بيشتر از فصل گردشگري!(به عنوان ملاك ومعيار اصلي موضوع ).2ــتمايزات وتاثير گذاري ديدگاهاي سياسي شخصي درعملكردهاي مديريتي سازماني 3ــ تلاش وافر دكتر دشتي وسوء استفاده ازمديريت ومسئوليت خودبه عنوان يك شهروند گناوه اي براي گناوه وحذف نام ديلم حتي به عنوان سومين شهر مهمانپذير نوروزي ــ‌ بر خلاف سالهاي گذشته ــ كه اين نيز به عدم حضور موفق ما درمديريتهاي استان  وفرصت سوزي ها برميگردد كه بازهم ازماست كه بر ماست! دراين راستا تلاشهاي حقير با ارسال گزارشات مكرروارائه آمار مصلحتي درقالب مصاحبه به تعبيري با آينده نگري وهمچنين بهبودي واصلاح آمار آمارگيران گماشته شده توسط سازمان گردشگري نيز موثر واقع نگرديد . بااعتراض شديد خود نيز جواب اينكة" ملاك سازمان گردشگري است "را مي شنيديم در حالي كه براي گناوه وبوشهر وحتي دالكي وآبپخش ملاك نفوذ وروابط بود چراكه صداوسيما نقطه اي خارج از ايران نيست بلكه نمادي تمام نما از اين كشور است!!! 

لينک ثابت نوشته شده توسط فتح الله صالحی فرد در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 1:13
واگویه
مدتی است از دوستان نویسنده ی وبلاگ ، هیچ خبری نیست ... و نه حتی نظری ! البته به نظر من این کاهش میل به وبلاگ نویسی در بسیاری از وبلاگ های دیگر هم نمود دارد ، و این مسئله بیشتر به خاطر این روزهای بهاری و گذر از تعطیلات نوروز است که مثل همیشه پس از پایان تعطیلات ، نه حوصله ی کار کردن هست ، نه حوصله ی نوشتن و نه حوصله ی خواندن ...

باز هم یه تشکر ویژه از خانم راستی ، که در این روزهای کسادی وبلاگ ! جور دیگران را هم می کشند.

شاید این واگویه که در ذیل می آورم و از " عین القضات همدانی " ست ، غیبت بسیاری از دوستان نویسنده از جمله کرامت ، عبدالرضا ، داریوش ، سیدحیدر ، مهدی و ... را توجیه کند :

هرچه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم همه آن ست که یقین ندانم که نبشتنش بهتر است از نانبشتنش .
 

ای دوست ، نه هرچه درست و صواب است ، روا بود که بگویند .... و نباید که در بحری افکنم خود را که ساحلش بدید نبود ، و چیزها نویسم "بی خود" که چون "وا خود" آیم بر آن پشیمان باشم و رنجور .

 

ای دوست می ترسم- و جای ترس است – از مکر سرنوشت ....

حقا ، و به حرمت دوستی ، که نمی دانم که این که می نویسم راه "سعادت" است که می روم ، یا راه "شقاوت" ؟

و حقا که نمی دانم که این که نبشتم "طاعت" است یا "معصیت " ؟

 

کاشکی یکبارگی نادانی شدمی تا از خود خلاصی یافتمی !

چون در حرکت و سکون چیزی نویسم ، رنجور شوم از آن به غایت !

و چون در معاملت راه خدا چیزی نویسم ، هم رنجور شوم !

 

چون احوال عاشقان نویسم نشاید ،

چون احوال عاقلان نویسم ، هم ، نشاید ؛

و هرچه نویسم هم نشاید ؛

و اگر هیچ ننویسم هم نشاید ؛

و اگر گویم نشاید ؛

و اگر خاموش گردم هم نشاید ؛

و اگر این واگویم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید ....

                                             ..... و اگر خاموش شوم هم نشاید ؛

لينک ثابت نوشته شده توسط محمدرضا زاهدی‌پور در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 17:43
قصه های مشد ممدلی

به نام خداوند جان وخرد

 

مشد ممدلی نشسته بود جلوی مغازه اش و در حالیکه تسبیح می گرداند، در آفتاب دلپذیر بهاری نیز چرت می زد. یک دفعه با خنده چند دختر جوان که از کنار او رد می شدند از خواب پرید. خشمگین از پاره شدن چرت شیرینش نگاهی به آن ها که در حال دور شدن بودند انداخت و شروع کرد زیر لب غر غر کردن. «امان از دست این موجودات. یه لحظه از دستشون آرامش نداریم. اگه شانس می آوردم و چندتا از آن مأمورها اینجا بودند می دادم تا به بهانه پیدا بودن موهایشان چنان دماری از آنها در بیاورند که تا سالها توی ماهواره ها نشان بدهند. چه معنی داره یه دختر این طوری بلند بلند بخنده! اصلا هرچه مصیبته از این موجودات مغضوب خدا ناشی می شه. حتی گرونی گوشت هم تقصیر اوناست از بس گوشت ها رو با دستپخت بدشون هدر دادند، مجبور شدند گوشت را گرون کنند تا دیگه اسراف نشه.  از اینها مهم تر این که باعث بدبختی و جهنمی شدن جوانان پاک و معصوم هم همین ها هستند مگه حضرت آدم نبود که با آمدن حوا از راه بی راه شد. تازه به اینکه اجازه زندگی کردن دارند هم راضی نشدند و دارند تمام اداره ها و دانشگاهها رو هم به تصرف خودشون در می آورند نصف حقشون بود که ورود به دانشگاه را سهمیه بندی جنسیتی کردند دست مسئولین این امر درد نکنه خداوند انشاالله جزای خیر به آن ها بده. اگه دست من بود دستور می دادم که یک طوری همه اشان را نابود کنند...اما نه برای رتق وفتق امور خونه به آن ها نیاز داریم بگذار این روبات های ژاپنی جون بگیرند آن وقت حتما دلسوزان فکری در این باره می کنند. خدا به زمین گرمشون بزنه... » مش ممدلی باز هم می خواست به غرغرهایش ادامه بدهد که تصویر همیشگی زنش با لنگه دمپایی در ذهنش مجسم شد. پس در حالی که از ترس همین خیال لب به دندان می گزید بازهم پاهایش را در آفتاب دراز کرد تا چرتی بزند ولی از غیض زنش که حتی اینجا هم از دستش در امان نبود با خودش عهد کرد که هر وقت که توانست عدالت را رعایت کند سه زن دائم و بی نهایت زن صیغه داشته باشد!!!!

لينک ثابت نوشته شده توسط معصومه راستی در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 13:38
فرار مغزها

به نام خداوند جان وخرد

 

فرار مغزها برای مردمانی که در کشورهای عقب افتاده و جهان سومی به سر می برند یک واژه آشنا و یک زخم دیرینه است زخمی که گاه چنان به آن خو گرفته اند که دیگر حتی نمک های گاه و بی گاهی نیز که بر آن پاشیده می شود آنان را متوجه دردناکی و تلخی آن نمی سازد. مردم ما نیز با این مصیبت چندان ناآشنا نیستند.اما نکته جالب اینست که حتی در اساطیر نیز با چنین موردی روبرو می شویم. یکی از این انسان های نیک و اندیشمند اسطوره ای که فرار را بر قرار در سرزمینی « مزد گورکن از بهای آزادی آدمی » در آن فزونتر است، ترجیح داد، سیاوش فرزند کاوس پادشاه ایران است. او فردی زیبارو و نیک خصلت بود و پروردگاری چون رستم داشت. اما زیبایی وی او را در دام عشق زن پدر و سپس کینه جویی وی قرار داد. به همین دلیل کاوس پدر سیاوش که دلبسته زن هوسران خویش و فردی بی خرد و خوشگذران بود سیاوش را در تنگنای بی مهری خویش قرار داد و سرانجام چنان شد که سیاوش برای رهایی از دسیسه هایی که وی را در بر گرفته بودند روی به جنگ با تورانیان نهاد. سیاوش بعدها با پیشنهاد صلح از جانب تورانیان روبرو شد و او که از جنگ وآدم کشی بیزار بود پیمان صلح را پذیرفت تا مردمان هردو کشور در پناه آرامش ناشی از صلح به سر برند. اما با تندخویی های پدر روبرو گردید.کاوس در نامه ای تند به سیاوش از وی خواست تا فرماندهی سپاه را ترک گفته و با کشتن گروگان های تورانی عهد خود را نادیده بیانگارد. وسیاوش که هیچ یک از فرمان های کاوس را منطقی نمی دانست و از سویی از کینه جویی سودابه و بی رحمی پدر نیز آگاه بود، تصمیم به ترک سرزمین ایران گرفت و با یاران خویش چنین گفت:

 

    شوم کشوری جویم اندر جهان   که نامم ز کاوس ماند نهان

 

و بدین سان سرزمین ایران بزرگی مهربان و پرخرد و نیک اندیش را از دست داد. بزرگی که اگر می بود سرزمین ایران سرنوشتی دگرگون می یافت. و پادشاه تورانی با دعوت از سیاوش این گوهر یکدانه را از آن خویش ساخت (هرچند که وی نیز با نادانی خویش این ثروت بزرگ بی همتا را نابود نمود) داستان زیبا و غم انگیز سیاوش در جلد سوم شاهنامه آمده است. با امید به این که این تاریخ ها و اسطوره های تلخ هیچ گاه برای هیچ سرزمینی تکرار نشود و هیچ کشوری اندیشمندان و گوهران یکدانه خویش را با دست خویش به دیگران تسیلم ننماید،  این شعر شاملو را تقدیم همه سیاوشان تاریخ می نمایم:

             هرگز از مرگ نهراسیده ام

              اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود

              هراس من_ باری _ همه از مردن در سرزمینی ست

              که مزد گورکن

                                     از بهای آزادی آدمی

                                                                 افزون باشد.

 

(از همه دوستان به خاطر اینکه این نوشته درباره دیلم نبود پوزش می طلبم)

 

  

لينک ثابت نوشته شده توسط معصومه راستی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 22:34
سفرنامه(2)

... بازار دیلم شلوغ و انبوه از جمعیتی بود که برای خرید به آنجا آمده بودند در بازار اجناس خارجی که عموما ساخت کشور چین بودند خودنمایی می کردند. اجناسی که در بازار به چشم می خورد گاه ازکیفیتی بسیار پایین  برخوردار بودند و مردم سردرگم در بازارها آدمی را به یاد پینوکیو و دوستانش می انداختند که بی خبر از آینده در میان شهربازی معروف داستان به گشت و گذار می پرداختند. بی گمان سرنوشت مردمی که بی خبر از تاثیر ویرانگر وارادات بی رویه و ضربه ای که به بنیان اقتصاد کشور وارد می شود و افرادی که بی توجه به برنامه ریزی و مدیریت درست برای ساختن کشور _ حداقل به همان روشی که مردمان چشم بادامی برگزیده اند _ چنین آینده خود و فرزندانشان را به باد می دهند چیزی بهتر از سرنوشت  همراهان پینوکیو نخواهد بود. به هرحال همان روز فرصتی پیش نیامد که ما نیز به انبوه جمعیت بپیوندیم چون می بایست برای دیدن یکی از دوستان به گناوه می رفتیم. فردای آنروز حوالی ساعت سه بعد از ظهر بود که به دیلم برگشتیم وبه منزل آقای عباسی رفتیم. برای ناهار قلیه و ماهی سرخ شده بود و ما که در اصفهان جز ماهی های بو گرفته چیزی نمی دیدیم از دیدن ماهی تازه و دستپخت بسیار خوشمزه میزبان به وجد آمده بودیم. البته من در اصفهان گاه گاهی قلیه درست می کردم اما هیچ گاه با استقبال اعضای خانواده روبرو نمی شد و چون آن روز دیدم که« باران» چطور با ولع قلیه می خورد فهمیدم که در عدم استقبال از قلیه های من نه ماهی های اصفهان مقصرند و نه خانواده، بلکه دلیل  ناواردی اینجانب در پختن این غذای محلی خوشمزه بوده است چون در قلیه های من همیشه آب و سبزی ماهی دور از هم به سر برده و ماهی بیچاره نیز در وسط این دو سرگردان بود.{ راستی تا فراموش نکرده ام برخود لازم می دانم که از میزبانی بسیار سخاوتمندانه خانواده آقای عباسی تشکر نمایم.} آن روز پس از استراحتی کوتاه تصمیم گرفتیم که به کنار دریا برویم. بی تردید ساحل زیبای شهر دیلم از زیباترین و رویایی ترین مناظر جهان است. آن شب هوا بسیار دلپذیر بود و نسیمی آرام خنکای خویش را به مهمانانی که برای دیدار دریا به ساحل آن قدم گذاشته بودند هدیه می کرد، بچه ها با اشتیاق به طرف  دریا دویدند اما ناگهان صدای مهیب ترقه ها(بمب ها) آنها را وحشت زده ساخته و مجبور به بازگشتن نمود.  آنها حتی نتوانستند از اسب سواری نیز لذت ببرند. فردی در قبال دریافت هزار تومان با اسب بچه ها را سواری می داد که اگر ویراژ عجیب و پرسروصدای ماشین های کنار ساحل و صدای مهیب ترقه ها نبود می توانست خاطره ای زیبا را در ذهن بازدیدکنندگان رقم زند. اما متاسفانه به دلیل این موارد از خیر کنار دریا گذشتیم و به خانه برگشتیم...

لينک ثابت نوشته شده توسط معصومه راستی در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 21:53
فتنه ، توطئه ای دیگر ...

گيرت ويلدرس نماينده افراطي هلند و رئيس حزب آزادي پس از چند ماه تبليغ و اعلان سرانجام فيلم ضد اسلامي خود را بر روي اينترنت منتشر كرده است (فتنه). اين فيلم پانزده دقيقه اي در بخش اول خود به صورت متناوب آيه اي از سوره هاي قرآن را تلاوت مي كند و سپس رابطه اي ميان مضمون آيه را با خشونت هاي تروريستي يا انديشه هاي افراط گرايانه برجسته مي سازد. مثلا در آغاز فيلم صفحه اي از قرآن باز مي شود و آيه اي قرائت مي شود كه در آن « مومنان ترغيب به دشمني با دشمنان الله مي شوند. » پس از آن تصاويري از جمله برخورد هواپيماها به برج هاي مركز جهاني تجارت در نيويورك به نمايش در مي آيد. صحنه هايي از بمب گذاري هاي لندن و مادريد و قتل كارگردان ضد اسلامي هلندي نيز در فيلم آمده است . در صحنه هايي از اين فيلم نيز قمه زدن كودكان شيعه عراقي توسط مادرانشان در عاشورا و اعدام زني افغاني توسط طالبان در زمين فوتبالي در كابل نشان داده مي شود. در بخش دوم فيلم بر حضور مسلمانان در هلند و اروپا متمركز مي شود و تفاوت باورهاي ديني آنان را درباره زناكاران و جهاد و روابط همجنسگرايانه مطرح مي سازد و آن ها را به عنوان خطري براي جوامع اروپايي مطرح مي كند. در اين فيلم كوتاه كه « فتنه » نام گذاري شده روايت كلامي وجود ندارد و فيلم صرفا با كنار هم گذاشتن آيات و صحنه هايي از فيلم هاي تلويزيوني مختلف و يا بريده روزنامه ها روايت خود را پيش مي برد. در اين فيلم صحنه هايي از ويدئوهاي سر بريدن غربي ها توسط افراد گروه القاعده سخن راني هاي شديداللحن خطباي اسلامي از شبكه تلويزيوني اقر عربستان سعودي و صحنه هاي مربوط به كشته شدن كارگردان هلندي ضد اسلامي تئوفان خوخ (ون گوگ ) به دست يك مراكشي مسلمان گنجانده شده است . در صحنه هايي از فيلم نيز يهودكشي و يهودستيزي از زبان امامان مساجد و جمعه كه به زبان عربي سخنراني مي كنند برجسته مي شود. پس از آن تصاويري از بعضي مسئولان ايراني (احمدی نژاد و مرحوم آیت الله مشکینی )پخش مي شود كه وعده مي دهند اسلام تمام جهان را فتح خواهد كرد. تهديدهاي مختلف نسبت به سياستمداران ضد اسلامي هلند از ديگر تصاوير اين فيلم هستند. فيلم گيرت ويلدرس با تظاهر به آغاز پاره كردن صفحه اي از قرآن كه به زعم او حاوي آيات مبلغا خشونت است محوسازي تصوير پاياني فيلم را پيش از انجام آن تمام مي كند.صداي پاره شدن صفحه شنيده مي شود اما در تيتراژ پس از اين صحنه مي آيد : « صدايي كه شنيديد صداي پاره كردن صفحه اي از كتاب شماره هاي تلفن بود » . او در اين تيتراژ مي گويد : « دولت مي خواهد كه شما به اسلام احترام بگذاريد اما اسلام براي شما احترامي قائل نيست . » در تيتراژ پاياني فيلم پيامهايي مي آيد درباره اينكه بايد ايدئولوژي اسلامي را شكست داد همانطور كه ايدئولوژي كمونيستي شكست داده شد.

درحالي كه « گيرت ویلدرس » نماينده افراطي پارلمان هلند با انتشار فيلمي موهن اسلام را دين خشونت معرفي كرده است يكي از تظاهر كنندگان فرانسوي كه عبارات او را به يهوديان نسبت داده بود بازداشت شد. به گزارش خبرنگار « تابناك » روز شنبه تظاهراتي به وسيله احزاب چپ هلند عليه حركات نژادپرستانه و نيز در محكوميت پخش فيلم كينه زاي « فتنه » در آمستردام برپا شد. در اين تظاهرات يكي از شركت كنندگان با همراه داشتن پلاكاردي حاوي جملاتي از فيلم « فتنه » به وسيله پليس دستگير و روانه زندان شد. اين فرد در پلاكارد خود عين جملات ویلدرس را آورده و فقط هرجا كه وي از « اسلام » نام برده بود از كلمه « يهوديت » استفاده كرده و به جاي كلمه « مسلمانان » « يهوديان » را نوشته بود. وي با اتهام توهين به مقدسات دستگير و به همين جرم محاكمه خواهد شد. در همين حال نشريه فرانسوي « ريويليك دولتر » در مقاله اي ضمن اشاره به گرايش نژادپرستانه « ویلدرس » در سال هاي گذشته به روابط نزديك وي با جامعه صهيونيستي پرداخته و مي نويسد : « ویلدرس » يكي از هواداران صهيونيست ها بوده و در 25 سال گذشته بيش از چهل بار به اسرائيل سفر كرده و طبق اظهارات قبلي وي روابط نزديكي با « شيمون پرز » و « ايهود اولمرت » داشته است . اين نشريه مي افزايد : وي بارها مشابه قوانين جاري در اسرائيل را به پارلمان كشورش پيشنهاد داده است و در آخرين پيشنهاد خود از دولت هلند خواسته است با مسلمانان رفتاري مشابه اسرائيل را در پيش گيرد. .

منبع : http://www.jeslami.com/1387/13870115/index.html روزنامه جمهوری اسلامی مورخ 15/1/1387

لينک ثابت نوشته شده توسط کرامت الله طاهری در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 22:22
سفرنامه (1)

 

به نام خداوند جان وخرد

تعطیلات نوروز توفیقی حاصل شد که به زیارت دیلم و همشهریان گرامی نائل شویم. چند سال بود که به دیلم نیامده بودیم. به نسبت سالهای گذشته ورودی شهر کمی مرتب تر شده بود و ساخت وسازهای جدیدی به چشم می خورد. در بلوارها درختانی کاشته شده بود که کمی منظم تر از کاشته های پیشین بودند. اما سطح معابر همچنان کمی کثیف وغبارآلود می نمود شاید چون چشمانمان به تمیزی اصفهان عادت کرده بود اینطور می دیدیم. در اصفهان گاهی پس از اینکه خیابان ها در صبحگاهان توسط رفتگران تمیز می شود با ماشین های مخصوصی کناره های بلوارها و یا سطح معابر شسته می شود و با توجه به اینکه دیلم در کنار منبع عظیمی از آب به سر می برد شاید بهتر باشد به دفعات بیشتری این کار توسط شهرداری دیلم انجام شود. تنها تغییر مهمی که من به شدت از دیدنش خوشحال شدم برداشتن آن فلکه (میدان) کوچکی بود که پیشترها در آن ساعتی نصب شده بود و بسیار گمراه کننده و نابجا می نمود. سطح خیابان نیز پوشیده از همان آسفالت های کهنه ودلگیر همیشگی بود و حتی لامپ های تزیینی بسیار بزرگی که به گوشواره های بزرگ عربی در گوش دخترکان نحیف و کوچک اندام می مانست نیز نمی توانست از زشتی لکه ها و گودال های نشسته بر صورت پیر خیابان بکاهد...

 

 

لينک ثابت نوشته شده توسط معصومه راستی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 10:33
عکس هایی از دیلم

 

سال نو بر همه همشهری های عزیز مبارک باد.

عکسی که در بالا می بینید یکی از عکس هایی است که توسط شخصی به نام کیان امانی از بازار و مخصوصا" ساحل دیلم گرفته شده و هم اکنون در سایت مربوط به خبرگزاری میراث فرهنگی درج شده است. جالبی این عکس و عکس های دیگر در این سایت به روز بودن آن است به طوری که این عکس ها مربوط به دو روز قبل بوده یا حداقل دو روز قبل در این وب سایت درج شده است. برای دیدن بقیه عکس ها، اینجا  را کلیک کنید.

لينک ثابت نوشته شده توسط محمد باقر غضبانی در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 15:12
نوروز 87 مبارک

فرارسیدن نوروز باستانی و آغاز سال ۱۳۸۷ خورشیدی بر همگان میمون و مبارک باد.

لينک ثابت نوشته شده توسط عبدالرضا شهبازی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 9:10
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد