تبليغاتX
دیلُمی‌یَل
خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک

دو سال گـــذشت ...

و باز 30 بهمنی دیگر و دومین سالگرد تولد وبلاگ « دیلُمی یَل »

دو سال گذشت با تمام کش و قوس هایش ، فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذاشتیم ، دیلمی یل گاه اوج گرفت و زمانی هم تا ورطه نابودی پیش رفت امّا هرگز نگسست ، نبرید و نشکست ، استوار ماند تا در اقیانوس متلاطم زمانه همچنان پیشتاز باشد ، نویسندگانی آمدند و تعدادی نیز به آرامی کنار رفتند ، تشویق شدیم و بارها ما را متهم نمودند ، ساسان عزیز عطای وبلاگ را به لقایش بخشید و رفت تا از تیغ تیز طعنه همشهریان دیلمی یش در امان باشد ، عبدالرضا قلم را با احتیاط دو چندان بر کاغذ جاری کرد تا بیشتر مورد هجمه واقع نشود ، مهدی خاموش ماند و محمد باقر سکوت اختیار کرد و بعضاً داریوش ماند و حوضش تا یکه و تنها کشتی طوفانزده وبلاگ را ناخدایی کند و انصافاً هم زیبا ناخدایی کرد.

امّا هر چه بود گذشت و دیلمی یل زنده ماند و به سرنوشت دهها وبلاگ بومی و همشهری دوچار نشد ، دیلمی یل هنوز تنها صدای رسای مردم آن مرز و بوم است ، بدون خط بندی سیاسی ، هنوز از کوچه باغهای دیلمی یل می شود نوستالوژی را احساس کرد ، هنوز بوی نان تازه و « اُو ماهی خطیروک» را می توانیم از لابلای مطالب دیلمی یل استشمام کنیم ، هنوز در آنجا می شود گریزی به کودکی زد ، هنوز آرامش دریا ، شلوغی بازار و رنگ ماهی شوریده و غزال را در تصاویر دیلمی یل به عینه می بینیم ، هنوز شکوه محرم و عشق حسینی را در دیلمی یل شاهدیم ، هنوز نیمه جانی باقی است و امید به بهبودی می رود.

ما اکنون دومین سال تولد دیلمی یل را به جشن می نشینیم تا برای سال سوم برنامه ریزی کنیم ، پارسال گفتم و باز هم می گویم ، بیاییم تا محیط مجازی را به طبیعت واقعی و حقیقی بکشانیم ، بهاری در پیش است و تعطیلات سال نو ، روز تعطیلی و جنگل عامری و حضور تمام نویسندگان دیلمی یل با خیل خوانندگان مشتاق، از هم اینک روزی را و ساعتی را مشخص کنیم و وعده بگذاریم و دیداری و گپ و گفتی و آشنایی دوباره ، از همه بخواهیم تا تشریف بیاورند ، حتی آنها که با نام مستعار ما را به چالش کشیدند ، آنها را نیز دعوت کنیم ، از جناب همشهری گرفته تا بوکالی و جوان ، از بورضا تا شیخ شرجی و ... ، نیازی به شناسایی نیست ، بیاییم سال جدید را بنام دوستی و عشق شروع کنیم ، بیاییم با هم و در کنار هم برای آبادانی شهر و دیارمان گام برداریم ، چه تو که در دیلم حضور داری و چه من که فرسنگها از آنجا فاصله دارم ، آینده در دستان ماست و مطمئناً سال 1378 سالی پر خیر و برکت برای ما خواهد بود چرا که همواره دیو چو بیرون رود فرشته در آید ...

 

لينک ثابت نوشته شده توسط کرامت الله طاهری در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 23:57
اطلاعیه

نمایشگاه نمونه های زیستی
بومی شهرستان دیلم

گروه زیست شناسی با همکاری دانش آموزان

مکان برگزاری: آزمایشگاه مرکزی رازی

افتتاح : سه شنبه 30/11/86 به مدت یک هفته

ساعات بازدید : صبح 8 الی 12 بعد ازظهر 3 الی 5

 

مدیریت آزمایشگاه رازی دیلم

 

لينک ثابت نوشته شده توسط عبدالرضا شهبازی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 14:46
این روزها .... والیبال
مسابقات والیبال باشگاهی دیلم ، این روزها در سالن والیبال اداره ی تربیت بدنی در جریان است ، جالب این که در این دوره تیم هایی از بخش ها و روستاهای دیلم نیز شرکت دارند .

دیشب در یک بازی نزدیک و فشرده دو تیم آزادی و شاهین رو به روی هم قرار گرفتند و در پایان تیم آزادی با نتیجه ی ۳ بر ۱ برنده ی بازی شد.

نکته ی جالب توجه دیگر در این دوره از بازی ها ، برگزاری نمایشگاه عکس مربوط به سال های پیش است که بازی های والیبال در زمین روباز برگزار می گردید و همچنین تهیه ی فیلم از مسابقات و مصاحبه با بازیکنان قبل و بعد از بازی است.

فینال این بازی ها دو شنبه ی آینده برگزار می گردد.

لينک ثابت نوشته شده توسط محمدرضا زاهدی‌پور در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 14:35
به یاد شالومون
مو کلی یه که نومه مه دیلوم، آغا بد جوری دلوم هوی سر زهر کرده، به نظرم الان دیه کم کم سر و کله ی جیکه و ترشوک و غارچ و گرده ی زمین و منگک و ... ( کرامت بیو کمک ) هم پیدا ایابو، کا خوش به حال ونالی که دیلمن و ایترن برن بازار ماهی فروشل و یا سر اسکله، بوی خشه ماهیه تازه یه ببرن، ایترن ببینن که هنی هامورل من سله یل دیمبل بازی ایکنن، نیابو بی دس ورداریشون، از بس تازن هنی شیره لیز بدنشون خشک نوابیده، ایگوم راسی گب گاب حلال وابید یا نه؟ راسی بچیلِ الان ایدونن رمان و تسوق چنه یا سی همشون ایگن " گنجیک "؟ ایگوم هنی موقی که هوا سرد ایابو، من دیلم ایترین یه کوکنجیری ببینین که کر دیوار کز کرده بو؟ اوسو ما معمولا یه شالویی من حونه ایواداشتیم، ایسو چه؟ ایگوم بچه جوونکل شما اصلا پر و باله شالوه لمس کردینه؟ یکی و شالوولی که داشتیم ایقه وش وابسته وابیده بیدیم که وقتی مرد، تا یه هفته حوونی ما عزی عمومی بید! با کبکبه و دبدبه من باغچه مون قبرش کردیم و سرش گیروسیم. خدا رحمتش کنه آغام، کلی و پسینل که ایومه حونه، چندتا ماهی بیا هم ایاوه و یه ربع ساعتی گیر شالووه کو ایابید. تووسونل که ایرفتیم من تویی که کمتر افتو ایگرفت و تی ما معروف به انباری بید، ایخوسیدیم، شالومون دم در سرا ایخوسی، فاصله در حونه تا انباری هم زیاد بید، همیشه هم تووسون برق نبید که صدی زنگ در بیای، تا من ای اوضاع و احوال یکی لنگره دره ایزه، شالو بدو بدو ایو مه دم در تو انباری و خلقمون ایکه تا بریم دره واز کنیم. خلاصه ا ایترین شما هم سی خوتون یه شالویی وادارین.

لينک ثابت نوشته شده توسط داریوش راستی در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 21:6
نامه نانوشته!

شاید شما نیز چیزی از نامه تاریخیِ چارلی چاپلین به دخترش ژرالدین شنیده باشید. این نامه با لحنی غمگین و حسرت بار ، مملو از پند و اندزهای اخلاقی است از چاپلین پیر به دختر جوانش. هنوز نیز بسیاری بر این باورند که براستی چاپلین چنین نامه ای به دخترش نوشته و هنوز ممکن است گاه و بی گاه به آن ارجاع دهند. ولی واقعیت این است که چارلی چاپلین هیچگاه چنین نامه ای ننوشت بلکه روزنامه نگاری ایرانی (فرج الله صبا) این نامه را به نام چاپلین در مطبوعات رواج داد و مردم نیز بی هیچ تاملی و بی هیچ سند خواهی و منبع پرسی آن را پذیرفتند و با خواندن آن گاه اشک ریختند!

زندگی نامه چارلی چاپلین را در اینجا واینجا، زندگی نامه ژرالدین را در اینجا و اینجا و آن نامه کذایی را نیز در اینجا بخوانید.
لينک ثابت نوشته شده توسط عبدالرضا شهبازی در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 15:31
قصه ملک جمشید و طلسم آصف

راستش اول قصد نداشتم درباره پست اخیر خانم شفیعی مطلبی بنویسم  ولی برای این که برخی مسائل روشن تر دیده شود ناچار شدم یادداشتی برآن بنویسم. امیدوارم آنچه در پی می آیدخاطر عاطر کسی، خصوصاً خانم شفیعی را نیازارد که آن چه می نویسم از سر درد است و دردگزاری نه از سر کینه و عداوت.

راستش را بخواهید مطلب اخیر خانم شفیعی مرا به یاد تمثال پیامبر اکرم می اندازد که زمانی خبر داغ رسانه های ایران شد و این تمثال کذایی گُر و گُر چاپ شد و بر در و دیوار آویخته شد و کذا و کذا. ولی در این میان هیچکس از خودش نپرسید این عکس در کجای موزه رُم نگهداری می شود؟ چرا تا به حال خبری از آن نبوده است؟ هر چه باشد اسلام قدمتی هزار و چند صد ساله دارد پس لابد همان مسولان موزه نیز برای زیاد کردن شمار بازدید کنندگانان باید این خبر را در بوق و کرنا می گذاشتند. ولی کی اولین بار متوجه این خبر شد؟ هیچ کس نمی دانست. چه کسی عکسی از آن گرفت و در ایران آن را تکثیر کرد؟ هیچ کس نمی دانست. چه کسی برای صحت و سقم این کشف طی هیاتی تخصصی رهسپار ایتالیا شد تا از کم و کیف کار سر در بیاورد؟ هیچ کس نمی دانست. هر چه باشد عکس پیامبرِ یک میلیارد مسلمان بود. آیا در دیگر کشورهای مسلمان نیز این عکس را کشف کرده بودند و یا این کشف منحصر به ایران بود؟ هیچ کس نمی دانست. و ده ها پرسش بی پاسخ دیگر. تا این که کاشف به عمل آمد این عکس نوجوانکی تونسی بوده است در اوایل قرن بیستم.

حال داستان اینشتین یهودی است با آیت الله بروجردی مسلمان.

درست همان مجهولات است در متن داستان و درست همان اذهان ساده بین و ساده نگر.

1-       «آلبرت انيشتين» فيزيكدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله‌ علمي خود با عنوان "دي ارکلارونگ Die Erklarung – به معناي بيانيه" که در سال 1954 در آمريکا و به زبان آلماني نوشت، اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح داده و آن را کامل‌ترين ومعقول‌ترين دين دانسته است.

 

توضیح: نشانی آخرین رساله علمی انشتین کجاست؟ اگر نشانی اینترنتی این رساله موجود نیست، از چه منبعی دانسته شده است که فلان اثر آخرین کار انشتین است و آن هم با این عنوان؟ از یک کتاب؟ از یک نشریه معتبر؟ از کجا؟ کجاست نشانی آن؟ تنها اثری از انشتین که عنوان Erklarung دارد رساله ای است که در سال 1915 نوشته است. 1915 انشتین در آمریکا چه می کرده است؟:

Erklarung der Perihelbewegung...1915

( پاورقی شماره ۴ از صفحه اول را ببینید)

 

2-       اين رساله در حقيقت همان نامه‌نگاري محرمانه اينشتين با مرحوم آيت‌الله العظمي بروجردي است... اصل نسخه اين رساله اکنون به لحاظ مسايل امنيتي به صندوق امانات سري لندن (بخش امانات پروفسور ابراهيم مهدوي) سپرده شده و نگهداري مي‌شود

 

توضیح: کجاست منبع این نامه نگاری؟ کجاست نشانی این پروفسور ابراهیم مهدوی مجهول الهویه؟ اصلاً این جناب پروفسور پروفسور در کدام رشته است؟ لابد در دانشگاهی تدریس می کند. کجاست آن دانشگاه کذایی؟ اگر این نامه نگاری اینقدر محرمانه بوده است و در صندوق امانت سری نگهداری می شود، چه کسی از این جریان بو برده است؟ چه کسی این جریان را به رسانه ها گفته است؟ کجاست نشانی آن جا و مکانی که این خبر را مستند گفته باشند؟ شده است یک بار این جناب پروفسور را در مطبوعات یا رسانه های ملی دیده و مصاحبه اش را شنیده باشیم؟ آیا انجمن فیزیکدانان ایران اصلاً از این جریان مهم و این اعتراف نامه آخر عمری مرحوم انشتین خبری دارند یا این که فعلاً وبلاگها و سایتها این خبر دست اول را شنیده و تحلیل!!! کرده اند. شده است یک بار در روزنامه ای یا مجله ای و یا دست کم در مصاحبه ای تلویزیونی فیزیک دان معتبری در چند و چون و اثبات این مطلب حرفی زده باشد؟ از این طرف قضیه، آیا از شاگردان و نزدیکان آیت الله بروجردی هیچ کس نفهمید که این مرجع بزرگ با دانشمند زمان خود نامه نگاری کرده است؟ مگر می شود؟ آیا اگر تا زمان مرگ آن قائد عظیم الشان این قضیه را فقط ایشان می دانست بعد از وفاتشان یهودیان بودند که به نوشته ها و آثار و نامه های محرمانه ایشان دسترسی یافتند و آن را به یک عتیقه فروشی در انگلستان رساندند؟

 

3-       اينشتين در اين رساله "نظريه نسبيت" خود را با آياتي از قرآن کريم و احاديثي از كتاب‌هاي شريف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبيق داده و نوشته است که هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نمي‌شود وتنها اين مذهب شيعه است که احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده "نسبيت" را ارائه داده ولي اکثر دانشمندان آن را نفهميده‌اند.

 

توضیح: از سال 1954 به این سو که قریب نیم قرن از این اعتراف نامه کذایی می گذرد، دیده اید یا شنیده اید که فیزیک دانی از هر کجای دنیا که دوست دارید توضیحی، تکمله ای، شرحی، حکایتی و یا تفسیری بر اسلامی بودن ریشه نسبیت نوشته باشد؟ دیده اید که فیزیکدانی اثبات کرده باشد آنچه انشتین درباره ریشه اسلامی بودن نسبیت می گوید صحیح یا غلط است؟ اصلاً بقیه که کافرند، از داخل ایران دیده اید که فیزیک دانی از این اعتراف انشتین چیزی گفته باشد؟ خانم شفیعی شما که کارشناسی ارشد فیزیک می خوانید از استادانتان چیزی در این باره شنیده اید؟

 

4-       پروفسورابراهيم مهدوي (مقيم لندن) ، با کمک يکي از اعضاء شرکت اتومبيل‌سازي "بنز" و به بهاي 3000000دلار از يک عتيقه‌فروش يهودي خريداري كرد.

 

توضیح: این پروفسور مهدوی را تنها می دانیم که مقیم لندن است. اصلاً همین نشانی کفایت می کند. درست مثل این که بخواهیم کبلایی دخو را ببینیم باید برویم روستای چلغوز آباد سفلی. آنجا همه می دانند خانه کبلایی دخو کجاست. بنابراین کافیست بروید لندن همان جا در فرودگاد هیثرو از دربان فرودگاه هم که بپرسید پروفسور مهدوی را می خواهم با دست خانه اش را نشانت می دهند .

این پروفسور مهدوی ما سه میلیون دلار را جرینگی می دهد به این یهودی خدا نشناس. راستی از خودتان پرسیده اید این که در شرکت بنز بوده و کلی مایه برای این کار خرج کرده کی بوده؟ اصلاً مهم نیست. شما که تا حالا این قدر مجهولات را پذیرفته اید این هم روش.

 

5-       دستخط اينشتين در تمامي صفحات اين کتابچه توسط خط‌ شناسي رايانه‌اي چک شده و تأييد گشته است.

توضیح: اول این که ما سرانجام نفهمیدیم این نامه است یا کتاب است یا کتابچه و یا رساله. دوم آن که کجاست نشانی آن خط شناسی رایانه ای که عهده دار تعیین اصالت این نامه بوده است؟ نتیجه مکتوب این خط شناسی کجاست؟ اگر نشانی وجود ندارد پس از کجا می گویید؟ اگر هیچکس خبر ندارد پس چه کسی این خبر را نقل کرده است؟

 

آخر این همه مجهولات را می بینیدو همه را می پذیرید و از آن به شگفت می آیید؟ اگر دقت کرده باشید وبلاگها و سایتها مختلف دقیقاً مطلب شما را بدون کم و کاست نقل کرده اند. بدون یک واو کم یا زیاد. دریغ از یک شرح و توضیح کوچک. برای خوانندگان ساده بین و ساده نگر خود که دربدر دنبال یک حکایت قشنگ می گردند تا سوژه چند روزه آنان شود نه شما.

 

 

 

لينک ثابت نوشته شده توسط عبدالرضا شهبازی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 16:41
چگونه یک حدیث اینشتین را شگفت زده کرد!
«آلبرت انيشتين» فيزيكدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله‌ علمي خود با عنوان "دي ارکلارونگ Die Erklarung – به معناي بيانيه" که در سال 1954 در آمريکا و به زبان آلماني نوشت، اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح داده و آن را کامل‌ترين ومعقول‌ترين دين دانسته است.http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/6/62/Einestein.png
اين رساله در حقيقت همان نامه‌نگاري محرمانه اينشتين با مرحوم آيت‌الله العظمي بروجردي است.
اينشتين در اين رساله "نظريه نسبيت" خود را با آياتي از قرآن کريم و احاديثي از كتاب‌هاي شريف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبيق داده و نوشته است که هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نمي‌شود وتنها اين مذهب شيعه است که احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده "نسبيت" را ارائه داده ولي اکثر دانشمندان آن را نفهميده‌اند.
يكي از اين حديث‌ها حديثي است که علامه مجلسي در مورد معراج جسماني رسول اکرم (ص) نقل مي‌کند که: «هنگام برخاستن از زمين، لباس يا پاي مبارک پيامبر به ظرف آبي مي‌خورد و آن ظرف واژگون مي‌شود. اما پس از اينکه پيامبر اکرم(ص) از معراج جسماني باز مي‌گردند مشاهده مي‌کنند که پس از گذشت اين همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ريختن روي زمين است». اينشتين اين حديث را از گرانبهاترين بيانات علمي پيشوايان شيعه در زمينه "نسبيت زمان" دانسته و شرح فيزيکي مفصلي بر آن مي‌نويسد. اينشتين همچنين در اين رساله "معاد جسماني" را از راه فيزيکي اثبات مي‌کند. او فرمول رياضي معاد جسماني را عکس فرمول معروف "نسبيت ماده و انرژي" مي‌داند:

E = M.C2 >> M = E :C2


يعني اگر حتي بدن ما تبديل به انرژي شده باشد دوباره مي‌تواند عينا" به تبديل به ماده و زنده شود.
اينشتين در اين کتاب همواره از آيت الله بروجردي با احترام و به لفظ"بروجردي بزرگ" ياد کرده و از شادروان پروفسور حسابي نيز بارها با لفظ"حسابي عزيز" ياد کرده است.
( اصل نسخه اين رساله اکنون به لحاظ مسايل امنيتي به صندوق امانات سري لندن (بخش امانات پروفسور ابراهيم مهدوي) سپرده شده و نگهداري مي‌شود. اين رساله را پروفسورابراهيم مهدوي (مقيم لندن) ، با کمک يکي از اعضاء شرکت اتومبيل‌سازي "بنز" و به بهاي 3000000دلار از يک عتيقه‌فروش يهودي خريداري كرد.)
دستخط اينشتين در تمامي صفحات اين کتابچه توسط خط‌ شناسي رايانه‌اي چک شده و تأييد گشته است

نویسنده:به دنبال این رساله در اینترنت و ترجمه آن هستم در صورت یافتن مقاله و ترجمه آن را در اختیار خوانندگان وبلاگ قرار خواهم داد

برگرفته از وبلاگ گروه نجوم پژوهشسرای بوشهر

http://bushehrnojum.blogfa.com/

http://www.pajhoheshsara.com/papers/default.aspx

لينک ثابت نوشته شده توسط طیبه شفیعی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 10:19
دومین ISP

سرانجام پس از کش و قوسهای فراوان و عبور از هزارتوی ادارات، برادران اسماعیلی زاده ( آقای حسن اسماعیلی زاده و برادران) موفق شدند دومین ISP را بطور رسمی از ابتدای این هفته راه اندازی کنند. فعلاً کارت های اینترنت ساعتی ISP جدید وارد بازار شده است و راه اندازی خدمات ADSL نیز به بعد از 22 بهمن ماه موکول شده است. امید که در فضای رقابتی بوجود آمده شاهد بهبود هر چه بیشتر کیفیت خدمات دهی اینترنتی در دیلم باشیم. و با آرزوی موفقیت هم برای جناب رحیمی که در گذشته به تنهایی رتق و فتق امور اینترنت دیلم را بر عهده داشت و هم برای برادران اسماعیلی زاده که به تازگی وارد این عرصه شدند.

لينک ثابت نوشته شده توسط عبدالرضا شهبازی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 22:49
بدون شرح
بدون هیچ شرح و تفسیری، درخواست دارم که نوشته زیر را بخوانید، البته این نوشته از من نیست بلکه قسمتی از یک مقاله در سایت تابناک است که می توانید کامل آن را اینجا بخوانید.

"1ـ در مدخل شهر صور در جنوب لبنان، درست روبه‌روي محل عمليات شهيد احمد قصير، يک سينمايي است که شايد تنها سينما در منطقه شيعه‌نشين جنوب لبنان باشد. صاحب اين سينما و عمده مخاطبانش، شيعه هستند، اما فيلم‌هايش توسط شرکت‌هاي توزيع فيلمي که وابسته به کمپاني‌هاي آمريکايي است، تأمين مي‌شود. حدود يک سال پيش، اين سينما، فيلم ضد ايراني 300 را به نمايش گذاشته بود. فهميدن اين موضوع زياد سخت نيست که نمايش اين فيلم در قلب جامعه شيعه لبنان با چه هدفي صورت گرفته. در آن زمان، رايزن فرهنگي وقت جمهوري اسلامي ايران، سخت مشغول برگزاري کنفرانسي درباره سيره يکي از علماي بزرگ لبنان بود و انگار نه انگار که اصلاً چنين فيلمي در کل لبنان و تنها سينماي موجود در منطقه شيعه‌نشين اکران شده است. يکي ديگر از کارهاي اين رايزن محترم اين بود که به محض پذيرش اين مسئوليت ـ در حالي که سفير ايتاليا تلاش مي‌کند تا هر طور شده، زبان ايتاليايي به عنوان زبان سوم در مدارس لبناني تدريس شود ـ ايشان تشخيص دادند که کلاس تدريس زبان فارسي ضرورتي ندارد و آن را تعطيل کردند.

2ـ حدود دو سال پيش، به همراه دوستي براي کاري به رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در سوريه رفته بوديم و اين توفيق را داشتيم که با رايزن محترم فرهنگي کشورمان در دمشق ملاقات کنيم. ايشان با توضيحي درباره فعاليت‌هايي که در رايزني انجام شده است، نمونه‌اي از کارهايي را که انجام داده بودند، به ما نشان دادند. يکي از مهمترين کارهايي که توسط رايزني فرهنگي ايران در سوريه انجام شده بود، چاپ کتاب معرفي مناطق زيارتي و سياحتي سوريه بود که با راهنمايي و همکاري وزارت فرهنگ سوريه انجام شده بود. "

لينک ثابت نوشته شده توسط داریوش راستی در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 12:7
Spoof of 300

پس از ساخت فیلم 300 اکنون نوبت اکران نوع کمدی آن (Spoof Comedy) بر پرده سینماهای آمریکا و جهان هستیم با نام " اسپارت ها را ملاقات کنید" (Meet the Spartans ). Spoof Comedy نوعی تقلید مضحک و کمیک از فیلمهای بسیار جدی است. برای مثال سری فیلمهای Scary Movie به تقلید کمیک از چندین فیلم جدی و ترسناک مانند "کینه"، " حلقه"، "اره"، "جنگ دنیاها" و چندین فیلم دیگر ساخته شدند. معمولاً درک نکات کمیک این گونه فیلمها مستلزم دیدن ده ها فیلم و برنامه تلویزیونی است که قرار است در این فیلم به تمسخر گرفته شوند. از این رو هر چه فرد فیلمها و برنامه های تلویزیونی کمتری دیده باشد به همان نسبت کمتر از این گونه فیلمهای کمدی چیزی متوجه می شود.

فیلم کمدی 300 به کارگردانی جیسون فریدبرگ و آرون سلتزر محصول 2008 است. محوریت این فیلم بر قصه فیلم اصلی 300 بنا شده است ولی گاه و بی گاه از تلمیحاتی به دیگر فیلمها نظیر فیلم تغییر شکل دهندگان (Transformers)بهره می جوید، هر چند درک کامل نکات خنده دار و کمدی آن مستلزم دیدن فیلمهای بسیار و آشنایی با شخصیت های گوناگون است. این فیلم به رغم برخورد بسیار سرد منتقدین با آن، فروش خوبی داشت ($18,505,530 درهفته اول) و در کنار فیلم رامبو حائز رتبه چهارم فیلمهای در حال اکران سینماهای آمریکاست ( البته فعلاً).

 

لينک ثابت نوشته شده توسط عبدالرضا شهبازی در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 21:33
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد