تبليغاتX
دیلُمی‌یَل
خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک

اسفالت بلوار پاسداران

بالاخره خط اول بلوار ورودی شهر ( بلوار پاسداران ) اسفالت شد و وضعیت آزار دهنده و نازیبای این خیابان کمی تا قسمتی بهبود پیدا کرد. بایاست که از دست اندرکاران این کار قدردانی شده و به آن ها خسته نباشید گفت و برای آن ها بهروزی و پیروزی در آینده از خداوند بزرگ خواستار شویم. اما در کنار این مطالب لازم است نکاتی چند نیز گوشزد شد.

1-      قبل از هرگونه کار اسفالت می بایست سطح زیرین تمیز شود که برای این کار شستن و گرفتن باد به سطح کار معمول است؛ ولی متاسفانه این کار, برای این خیابان اعمال نشده است. اسفالت بصورت شتابزده و بدون انجام مراحل پیش نیاز ریخته شد.

2-      بعد از تمیز کاری، ریختن قیر مایع روی سطح تمیز شده جهت چسبندگی بین سطح پایه و اسفالت از واجبات است, متاسفانه این امر نیز صورت نپذیرفت.

3-      اسفالت بسیار شتابزده ریخته می شد و رعایت غلتک کاری و صافکاری آن نیز صورت نمی پذیرفت. این مشکل را می توان به سادگی دید چرا که هنوز پوشانده نشده است. نتیجه این شتابزدگی، سطحی بسیار ناهموار و نازیباست. پیشنهاد می کنم یک تانکر آب روی این اسفالت ریخته شود و نتیجه آن را ببینید.

4-      و در آخر اینکه: ما عادت کردیم که انجام کوچکترین وظایف مسئولین را منتی بزرگ بر دوش خود ببینیم. فقط خواهش می کنم حال که قرار است منتی سنگین بر دوش ما بگذارید، بی زحمت سنگ تمام بگذارید. خواهش می کنم.

لينک ثابت نوشته شده توسط داریوش راستی در یکشنبه سی ام مهر 1385 و ساعت 21:40
طولانی ترین نقاشی دیلم با موضوع شهادت حضرت علی

با تشکر از آقای دریانورد که زحمت کشیدند و عکس های زیر رو برای وبلاگ دیلمی یل تهیه کردند.گزارشی از این نقاشی به زودی در همین وبلاگ درج خواهد شد.

پیشنهادات به مسوولین امر

۱-پارچه برای شرکت علاقمندان به صورت مایل نصب شود تا در هر رده ی سنی فرد شرکت کننده متناسب با قد خود محلی را انتخاب کند و نقاشان کوچک ما برای رسیدن به پارچه خسته نشوند

۲- تبلیغات برای شرکت افراد به صورت گسترده تری صورت گیرد تا همه ی علاقمندان در این کارهای هنری شرکت کنند

این نقاشی طویل هم اکنون روبروی فلکه ساعت (دیوار درمانگاه امام صادق(ع)) نصب شده است .علاقه مندان می توانند این اثر هنری هنرمندان کوچک و بزرگ دیلمی را ببینند.

لينک ثابت نوشته شده توسط در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 18:9
درخواستی از نویسندگان وخوانندگان وبلاگ

با سلام وعرض خسته نباشید خدمت نویسندگان محترم وبلاگ بالاخص دوست خوبم جناب غلامی پور
موضوع :((نقدو نقادی وتحمل دیگران ))
می خواستم بحثی را شروع نمایم با موضوع فوق واینکه ما چقدربه انتقادات ودیدگاههای دیگران وتحمل آنها پایبندیم ؟انتقاد پذیری در جامعه ما چگونه است ؟
انتقاد پذیری یعنی تحمل دیگران . گوش فرادادن به صحبتها ونظرات دیگران وارزیابی وانتخاب بهترین دیدگاه
چرا برخی انتقاد پذیر نیستند ؟ مسائل شهرخودمان را بررسی نمائید . چرا برخی جوابیه ها حالت شکوائیه ولایحه دفاعیه دارد ؟ نمی دانم ولی بطورکلی برداشت من این است عرف جامعه ما به گونه ای است که کمتر تحمل نقد می باشد ودربین مسئولین وآحاد مردم به جد مشهوداست .
ازدوستی سوال کردم آیا شما انتقاد پذیر هستید ؟ گفت من آدم موفقی هستم ، چون انتقادات وتحلیل دیگران ازخودرا باکمال احترام می پذیرم .
وسوال دیگر اینکه آیا انتقاد همیشه خوب وسازنده است وآیا روش گفتاری خاصی دارد ؟
نقد اگرباحسن نیت وبدون از غرض شخصی ودرراه تقویت مخاطب باشد مفید است ودرغیراین صورت تخریب و .....
ازنويسندگان وخوانندگان محترم خواهشندم دراین مورد بیشتر مطلب بنویسند ، زیرا به نظر می آید اگر فرهنگ نقد وانتقاد وآنالیز خود ودیگران در جامعه رشد نماید ، کمک شایان توجهی به پیشرفت امور خواهد بود .
نوشته شده توسط مصطفی قائدی در مورخ 27/7/85ساعت 23:42

لينک ثابت نوشته شده توسط کریم غلامی پور در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 و ساعت 10:53
زیرذره بین2 ؛فرهنگسرا

آن مسائلی که همیشه در قیاس یک شهر با شهرهای دیگر بر آنها تاکید می کنیم و بیان آنها را وجهه تمایز بین دو شهر می دانیم ، بیشتر اوقات وضعیت قشر تحصیلکرده و تعداد مدارس و آموزشگاههای موجود در آنها هستند، گرچه همیشه ملاک تنها کیفیت و شرایط حاکم بر امر آموزش و تحصیل نیست بلکه در مثالی ساده تر می توانیم بگوییم : آن شهر سالن سینما دارد دیگری ندارد ، آن شهر سالهاست دانشگاه دارد دیگری به تازه گی صاحب دانشگاه شده است . اگر دقیق تر و ریز بین تر باشیم از وضعیت هنر و فرهنگ هنر هم در آن شهرها سراغی می گیریم ؛ از جایگاه و موقعیتش می پرسیم ، قصد داریم بدانیم هنر و هنرمند تاچه حد دراین شهرها پذیرفته شده و در حال پذیرش هستند. بله من می خواهم راجع به همین موضوع بنویسم . اولین نوشته ی من به عنوان نویسنده در وبلاگ بی ارتباط با این قضایا نبود بلکه شاخه ای از همین مشکلاتی بود که می خواهم باز هم از آنها صحبت کنم ، اولین بار استقبال زیاد بود بطوری که نه من و نه سایر نویسندگان تصور نمی کردیم با بیان مشکلات حاکم بر فضای هنری شهر ، خوانندگان این همه کنجکاو می شوند . این ازتعداد نظراتی که توسط آنها ارائه می شد ، کاملا مشخص بود . حال صحبت ازمکانی است که وظیفه ی ترویج هنر و سایر رشته ها را در شهرستانمان بر عهده دارد.  صحبت از فرهنگسرایی است نوپا که از تاریخ افتتاح آن مدت کوتاهی می گذرد ، گرچه بطور حتم دراین مدت کوتاه نیز آنچنانکه باید و شاید نام و آوازه ای برای خود نداشته و مردم از وجود آن بی اطلاع هستند . آنگاه که حرف از موسیقی و مشکلات هنر جویان بود ، می شد از بابت اینکه مرکز ترویج این هنر وظایف خود را بخوبی انجام نداده و ارزش و اهمیتی برای آن قائل نیست ، کاملا مطمئن شد . گرچه باز هم با وجود پیگیری های زیاد این ماجرا به نتیجه ای نرسید ، ولی باز هم امید خود را از دست ندادیم و به انتظار عملی شدن خواسته هایمان به راه خود ادامه دادیم . ولی هیچکس نمی توانست تصور کند روزی فرا می رسد که دیگر از همین فرهنگسرایی که وظایف خود را بخوبی انجام نمی داد ، خبری نباشد . گاهی وقت ها باید احتمال هر چیزی را بدهی و خود را بیهوده منتظر نگذاری ! 2 ماه پیش اساتید موسیقی فرهنگسرای ارشاد به ما هنر جویان اطلاع دادند که تا چند هفته برگذاری کلاسها به تعویق افتاده و تا زمان باز گشایی کلاسها مدتی طول می کشد . بنابراین پس از حدود 2 هفته پیگیر ماجرا  شدیم و با تماسهای پی در پی مطلع شدیم دیگر فرهنگسرایی در کار نیست و اداره ی ارشاد به مکان فرهنگسرا منتقل شده و تا اطلاع ثانوی فرهنگسرا تعطیل است . این تازه ظاهر قضیه بود چون هیچکسی از اینکه تا بحال مکان خاصی برای آنجا در نظر گرفته نشده به ما اطلاع نداد حتی ما خود متوجه شدیم اداره ی ارشاد به مکان فرهنگسرای ارشاد آمده و حدس می زدیم این جا به جایی دوطرفه  بوده به این معنی که فرهنگسرا هم به مکان قبلی اداره ی ارشاد رفته چون در گذشته نیز گاهی به این موضوع اشاره می شد ، بعضی می گفتند اداره ی ارشاد به این دلیل که کرایه ای نپردازد قصد دارد اسباب کشی کندو به فرهنگسرا بیاید ، و ما انتظارش را می کشیدیم . البته گفته می شود فرهنگسرا قرار است به خانه ی جوان انتقال یابد ، ولی خانه ی جوان کجاست!! همان ساختمانی که جنب مزار شهدای گمنام قرار دارد و نه به سیستم لوله کشی مجهز است و نه تلفن و نه برق کشی دارد ، به زبانی ساده تر نه آب دارد نه برق نه تلفن نه شیشه و نه پنجره!!!!!!! (( دیگه بهتر از این نمیشه)) حال خود می توانید قضاوت کنید : چطور می توان امید داشتن دوباره ی فرهنگسرا را داشت ؟! چطور می شود با وجود شنیدن جوابهای سر بالا از سوی کارمندان این اداره باز هم انتظار باز گشایی کلاسها را داشت ؟ آیا عدم وجود بودجه و کمبود امکانات ، پاسخی منطقی به جواب سوال ماست!! آنچه در این بین حائز اهمیت است بی قیدی و بی مسئولیتی تمام کسانی است که در این باره مسئولند . تا زمانی که چنین شرایطی بر فضای شهر ما حاکم است نه ازا ساتید و نه از هنرجو انتظار هیچگونه پاسخ و همکاری را نمی توان داشت . نمی دانیم این وضع تا چه زمان ادامه دارد ولی هرچه باشد چیزی جز اظهار تاسف را در بر ندارد.

 

 

لينک ثابت نوشته شده توسط الهام ستارپناهی در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 6:9
از سر دلتنگی

به باور من، یکی از بارزترین ویژگی ما ایرانی ها، بهانه گیری و نق زدن نهانی و به به و چه چه کردن آشکار می باشد. در باره نقاط ضعف داشته و نداشته زمین و زمان؛  در جمع های کوچک دوستانه و خانوادگی، ساعت ها با پشتکار مثال زدنی، سخن می گوئیم اما در صورتی که یکی از آن جملات ایراد شده، نیاز به واگویی برابر شخص نقد شده و یا محکمه ای باشد، گنگ شده و یا دیواری بلندتر از حاشا در مقابل خود نمی بینیم. چشمانی تیز بین برای دیدن نقاط ضعف همه کس و همه چیز داریم و از آنجا که همه ما مادرزاد، علامه دهر هستیم، کوچکترین شکی نیز به نقطه نظرات خود نداشته و همه آن ها را صائب می دانیم و به همین دلیل خود را سزاوار می دانیم که بی محابا آن ها را به زبان بیاوریم، البته در خفا و یا جمع های کوچک. و به همین نسبت نیز در به به کردن  مقابل دیگران چیره دستیم و کافیست که اینکار را شروع کنیم تا در ردیف کردن کلمات و عبارات متملقانه دست همه را از پشت ببندیم.

 به چرایی و چگونگی این ویژگی نمی پردازم ولی به نظرم این مسئله باعث می شود که باور و پالایش نظرات افراد بسیار دشوار گردد. هنگامی که شنونده  با پیش زمینه ذهنی باور فوق، به سخنان ما گوش می دهد به راحتی نمی تواند سره را از ناسره تشخیص دهد و اگر او هم از اهالی کوی فرهنگ ما باشد، راحت ترین کار ممکن، یعنی دروغ پنداشتن همه آن ها را به خود هموار می کند. آیا با این وضعیت می توان برای بهبود اوضاع؛ به نقدهای همدیگر استناد کنیم؟ بر پایه تعریف و تمجیدها؛ به تقویت بیشتر پرداخت و نقاط ضعف خود را در نظرات دیگران جسته و به رفع آن بپردازیم؟   

لينک ثابت نوشته شده توسط داریوش راستی در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 و ساعت 18:1
شهید عدالت

یا علی

لب تيغش به زهر کينه  تر کرد..

             علی را غوطه ور در خون سر کرد..

شگفتا،هيچ کس اين راز نگشود..

            چگونه کافری  شق القمر کرد؟

تعادل در جذب و طرد افراد
«أَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَعْصِيَكَ يَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْمًا ما.»
با دوستت آرام بيا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا، بسا كه روزى دوستت شود.

                          شهادت امام علی(ع) را تسليت می گوئيم. 


لينک ثابت نوشته شده توسط کریم غلامی پور در شنبه بیست و دوم مهر 1385 و ساعت 23:44
یک راه جلو گیری از افت تحصیلی

بنام خدا

قبولي دانش آموزان در سال 1372 در دانشگاهها خاطره اي نيست كه به اين آساني از ذهن فرهنگ دوستان ديلم خارج شود و خيلي از عزيزاني كه امروزه مردم شهر از خدمات آنها بهره مند هستند و حتي بعضي از دوستاني كه در اين وبلاگ مطلب مي نويسند جزء  دانش آموزان آن سال مي باشند اما وظيفه ما در برهه كنوني اين است كه شكر گزار اين نعمت الهي باشيم و حال كه شما عزيزان توانسته ايد به اين رتبه علمي دست يابيد بياييد دست دانش آموزان كنوني را نيز بگيريد و آنچه در توان داريد به كار بگيريد تا بار ديگر شاهد افتخار آفريني دانش آموزان ديگر نيز باشيم 

لينک ثابت نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم مهر 1385 و ساعت 23:10
پياده رو يا قهوه خانه ي شاه عباس

 

                                     

حتما بارها عبورتان به فلكه ورودي شهر ،روبروي شهرداري (فلكه جهاد ) افتاده است و شايد اين موضوع كه كل عرض پياده رو در جند محل تبديل به قهوه خانه شده است ،فكرتان را مشغول كرده باشد و چيده شده شدن ميزها ،صندلي ها و تخت ها و منقل و ... نصب پنكه سقفي بالاي انها ،دقيقا در پياده رو و پارك چندين خودرو را در خيابان كنار جدول روبروي همان محل در محل پارك ممنوع را نيز ديد ه باشيد .و هر وقت عبورتان به طور پياده به انجا بيفتد مجبور شده ايد از وسط خيابان رد شويد و شانس ان را داشته باشيد كه تريلي و تانكر ها و ... پشت سرتان بوق بزنند و جان سالم به در ببريد.

راستي چرا اين محل،آن هم درست روبروي روبروي شهرداري چند سالي است به همين وضع است و مسوولين شهر نسبت به ان ... . شايد اگر روزي مجبور شوند پياده ازان محل عبور كنند به فكر مي افتادند و شايد هم نظر ديگري داشته باشند و خواسته باشند براي حفظ سنت هاي قديمي قدمي برداشته باشند .نمي دانم نظر شما چيست؟

مطلبي از يك شهروند

لينک ثابت نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم مهر 1385 و ساعت 20:13
توسعه اجتماعی

اگر سیستم وجامعه ای پویا و رشد یافته را میطلبیم که حتما چنین خواهد بود توسعه ملزومات آن هم ضروری است. به باور بسیاری تحقق آرمانشهرها در سایه پیش زمینه های فکری و فرهنگی بسیاری بوده است که در این عرصه  اهالی فرهنگ نقش تاثیرگذاری خواهند داشت.

باورهای کهنه ای که به ساختار فرهنگی جوامع خصوصا در تفکرات سنتی ما رسوخ کرده سدراه بسیاری از کامیابیهای ممکن بوده است .

 

آ-آرزوهای کوچک

هرکس به اندازه خواسته هایش  بزرگ میشود.

این جمله از بزرگی است که برای رسیدن به موفقیتهای بزرگ  گامهای بزرگ بسوی اهداف  و آرمانهای بزرگتر را لازم میداند.

حتما حافظه تاریخی خیلیها کمک میکند که مروری بر خواسته ها و برنامه های توسعه طلبانه شهریمان داشته باشیم. طومارهای چند متری نوشتیم - آمارهای جمعیتی خیالی دادیم و دسته دسته متحصن شدیم تا شهرستان شویم . بعد از آن به جان هم افتادیم که کی چه کاره شود و کی نشود.تنها دلخوشیمان این بود که از گناوه ایها برهیم.غافل از اینکه که توسعه و تعالی شهرمان بسته به شهرستان شدن یا نشدن نیست.

بعد از آن چه کردیم؟ آیا قناعت به اسم و عنوان کافی است.اگر بجای تجسم خواسته های کوچک به ترسیم خواستهای بلندتر و شایسته  شان و سابقه تاریخی امان میپرداختیم ، آیا باز هم به این زودی از موفقیتهای مقطعی اقناع میشویم.

 

ب –بی تفاوتی مزمن

انفعال و رکود در مقابل تحولات اجتماعی دامنگیر همه مردم ما –عوام و خواص – شده است .

بی تفاوتی در مقابل نابسامانیها و رفتارهای خلاف اجتماعی بی تردید اولین رهاورد آن ایجاد فضای امن برای قانون شکنان خواهد بود. اگر یاد بگیریم که در مقابل هر رفتار نادرست و هنجارشکنی -اعم از بی اعتنایی راننده  یک موتور سیکلت به چراغ راهنمایی تا سهل انگاری یک کارگزار دولتی در ادای وظیفه – ایستادگی کنیم ، اولین گام به سوی توسعه که امنیت اجتماعی است را بنا کرده ایم. در واقع با این کار خود را در رفتار منفی دیگران سهیم و مقصر میدانیم ،که این همان اجتماع واحد انسانی است.

 

برای این دو مقوله و باقی قضایا گناه وقصور اول  متوجه نسل تحصیل کرده و فرهنگی جامعه است که درواقع تولید کنندگان فکر و جهت دهنده فرهنگ خواهند بود

 

 

                                                                                                                         ادامه دارد.....

لينک ثابت نوشته شده توسط غلامعلي نامي در پنجشنبه بیستم مهر 1385 و ساعت 15:27
خود سوزی

وقتی وارد کوچه شدم هنوز بوی سوختن گوشت و نفت به مشام می رسید ولی از کسی یا چیزی خبری نبود ، حتی یک نفر پیدا نمی شد تا بتوانم شرح ماالوقع را از وی جویا شوم ، البته شنیده بودم که سمیه خودسوزی نموده ولی من بدنبال علت بودم ؟!! فردای آنروز خبر رسید که او بخاطر شدت جراحات وارده در بیمارستان جان سپرده است ؟!!

این تراژدی یا موارد مشابه کراراً اتفاق افتاده و خواهد افتاد و من دوست داشتم چند نمونه از خودسوزی های صورت گرفته طی سالهای اخیر را بازگو نمایم ولی به جهت جلوگیری از شناسایی افراد و خانواده های آنها از ذکرشان صرف نظر می نمایم .

راستی آیا شده به موضوع خودسوزی در دیلم فکر کنید ؟ آیا بنظر شما آمار خودسوزی در شهر ما از متوسط درصد کشوری بیشتر نمی باشد ؟! هر چند این موضوع نیازمند کارشناسی بیشتری از طرف اهل فن است اما با کمی تأمل و توجه هر کسی می تواند متوجه شود که درصد افرادی که از طریق خودسوزی در این شهر جان خود را از دست داده اند بر حسب جمعیت ساکن از رقم بالا و نگران کننده ای برخوردار است ؛ بنده در چند نوبت از دوستان آشنا به علوم مربوطه منجمله جامعه شناسی و آسیبهای اجتماعی درخواست نمودم که نسبت به بررسی موضوع و استخراج آمار واقعی ، همچنین ریشه یابی آن اهتمام کنند که متاسفانه محقق نشد .

چرا بیشتر قربانیان خودسوزی را در بین زنان و دختران جوان و نوجوان می بینیم ؟! یک انسان در چه زمانی به این درجه از بیزاری می رسد که خودش را به فجیع ترین شکل ممکن نابود سازد ؟!

آیا تاکنون به علل و عوامل شکل گیری روند خودسوزی توجه نموده اید ؟ چرا این معضل اجتماعی در جوامع محدود و سنتی بیشتر مشهود و ملموس می باشد ؟

چند پیش به مطلبی برخوردم تحت عنوان بالا بودن درصد خودکشی در استان ایلام و وقتی که آنرا با استان و شهرستان خودم مقایسه نمودم به این نتیجه رسیدم که علل و عوامل مشابهی در هر دو نقطه حاکم اند که در شکل گیری پدیده خودسوزی موثر واقع می شوند ، یعنی محدودیت و محرومیت زنان و تضییع حقوق زن در جوامع ما شباهتهای انکار ناپذیری با استان ایلام دارد پس در مجموع به این نتیجه می رسیم ، هر چه محدودیتها بیشتر باشد آمار خودسوزی نیز افزایش خواهد یافت .

خوب چرا درصد خودسوزی در بین زنان بسیار بیشتر از مردان است ؟! شاید اینطور تصور شود که بیشتر خودسوزیها در خانواده های متزلزل و یا کم توجه به مسائل مذهبی صورت می گیرد ولی این تصور نمی تواند صحیح باشد چون موارد متعددی از خودسوزی در افراد مقیدتر ، حتی اشخاص تحصیلکرده و مذهبی هم سراغ دارم که متاسفانه بعلت احتمال شناسایی خانواده آنها و تبعات اجتماعی بعدی از ذکر آن معذورم . علل و عوامل خودسوزی در بین مردان و زنان تفاوت های فاحشی با هم دارند ؛ طبق بررسیهای انجام گرفته و مشاهدات شخصی، علت اکثر خودسوزیها در مردان دیلمی حول و حوش اختلالات روحی و روانی یا مشکلات اعتیاد می باشد در حالیکه گستره عوامل خودسوزی در جامعه زنان بسیار فراتر و مجزا از این چند مورد است . دخترک به محض شنیدن خبر نامزادی دوست پسرش با یک دختر دیگر از خلوت خانه استفاده نموده و با چند لیتر نفت خود را به آتش می کشد و یا ثریای بی مادر بخاطر آذار و اذیت خواهر ناتنی یش خود را می سوزاند  . چه شرایطی فراهم شده که آنها دست به خودسوزی می زنند؟! آیا یک اختلاف جزیی خانواده گی بین زن و مرد می تواند موجب این اقدام وحشتناک گردد ؟ مطمئناً خیر !! چون موارد حادتر و اساسی تری پشت قضیه است که متاسفانه بعلت عدم بیان آن از طرف خانواده ها همواره مسکوت می ماند و با مرگ فرد با او به گور می رود ؟! لذا توصیه می شود از طرف مسئولین امر بخصوص دستگاه قضایی ، پزشک قانونی و پلیس و با استفاده از کارشناسان خبره و آشنا به علوم روان شناسی ، آسیب شناسی اجتماعی و .... علل و عوامل پیگیری و ریشه یابی شوند تا با شناسایی علت ها و بیان آن به مردم ، از بروز موارد مشابه جلوگیری بعمل آید . پس با شناخت عوامل موثر و بیان آن به خانواده ها و آموزش افراد جامعه می توان از بیشتر تنش ها و ناملایماتی که نهایتاً منجر به خودسوزی می شوند جلوگیری نمود و پیشنهاد می شود این آموزش ها در سطح مدارس مخصوصاً دبیرستانها و مراکر آموزش عالی مطرح گردند .

مواردی چند از عوامل موثر در بروز خودسوری :

1 ــ احساس تنهایی و بی پناهی زن در جامعه ما   

2 ــ عدم درک متقابل دربین افراد خانواده   

3 ــ عدم امکان طرح مشکلات در خانواده حتی با نزدیک ترین افراد ( پدر و مادر ) که منجر به بروز عقده های روانی می شود و در نهایت حوادثی از این دست را بدنبال دارد .

 4 ــ کشاندن مشکلات بیرون از محیط منزل و تعمیم آن به درون خانواده .

5 ــ تقاضای خواسته های نابجا که بعضاً طرف مقابل از انجام آن عاجز است .

6 ــ شکست و عدم توفیق در روابط عاطفی و عشقی .

7 ــ تحمیل ازدواج اجباری بر دختران از طرف خانواده .

8 ــ اختلافات مزمن و دامنه دار بین زوجین .

9 ــ وجود مشکلات جسمی و یا روحی و روانی .

در فوق چند مورد از علل موثر در خودسوزی بخصوص در بین زنان را برشمردم ولی مجموعاً چنانچه در بحث « زنگل » بیان کردم و همچنین پست های بعدی که توسط عزیزان نویسنده عنوان شد ، زن دیلمی هنوز تنهاست ، هنور گیج است و نمی داند مشکلاتش را با چه کسی باید در میان بگذارد ، هنوز خیلی از دختران ما خجالت می کشند جزیی ترین مسائل و مشکلاتشان را برای پدر و مادر بازگو کنند و حتی بیماری خویش را از آنها پنهان می دارند چه رسد به بیان مسائل روحی ، عشقی و عاطفی ؟!! من با صراحت می گویم هنوز در بخش اعظم خانواده های دیلمی درک و ارتباط متقابل بین افراد خانواده اعم از زن و شوهر و فرزندان بوجود نیامده است ؛ زن و مرد ما ریزترین مسائلش را با دوستان در میان میگذارد ولی حاضر نیست آنرا به طرف مقابلش بگوید ، پسر و دختر ما مشکلات و خواسته هایش را به دوستش می گوید، نه پدر و مادر !! چرا ؟؟ چون پسر با پدر و دختر با مادر و زن با مرد و همه و همه با هم بیگانه اند و از هم خجالت می کشند ، یک حیای ذاتی و غریزی ، بازمانده از گذشته های دور که می بایست اصلاح و تعدیل گردد ........

 

 

 

لينک ثابت نوشته شده توسط کرامت الله طاهری در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 17:37
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد