تبليغاتX
دیلُمی‌یَل
خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک

خبر
با سلم

همانطور که قول داده بودم مایلم برای اطلاع دوستان علاقه مند به شهر دیلم هر چند گاهی اخبار وشرایط جدید ایجاد شده در دیلم را به اطلاع شما برسانم.۱

۱-در روزهای سه شنبه و چهار شنبه هفته گذشته در دو مرحله در جنگل عامری آتش سوزی رخ داد که با عملیات به موقع آتش نشانی آتش خاموش شد ولی خسارت زیادی به درختان وفضای سبز ان وارد شد.

۲-آقای مهدی ناصر پور به سمت رییس اداره تربیت بدنی شهرستان برگزیده شد.ایشان دارای مدرک کارشناسی تربیت بدنی از دانشگاه ارومیه است وچندین سال سرپرست تربیت بدنی امام حسن بود.

۳-باانتخاب یک پیمانکار مناسب لایروبی از تمامی کانالهای سرباز وسرپوشیده شهر بطور جدی در حال انجام می باشد.شایان ذکر است عدم لایروبی مناسب در چند سال اخیر شاهد آبگیری شدید در فصل بارندگی بودیم.

لينک ثابت نوشته شده توسط سید حیدر میرجهانمردی در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:7
كتابخانه عمومي بندر ديلم 3

 

چگونگي اداره ي كتابخانه هاي عمومي در كل كشور :

 

 

سازمان فرهنگ و ارشاد در هر شهرستان ، موظف به مكان يابي مناسب و اختصاص بودجه جهت ساختمان سازي و احداث  كتابخانه ي عمو مي براي شهرستان مورد نظر است.بعد از مرحله ي ساختمان سازي ، كتابخانه زير نظر" نهاد هيات امناي كتابخانه هاي عمومي كشور" در تهران و انجمن كتابخانه ي شهرستان و استان قرار مي گيرد.

كتابخانه هاي عمومي در كل كشور زير نظر نهاد هيات امناي كتابخانه هاي عمومي كشور در تهران اداره مي شوند. اين نهاد موظف به تهيه و خريد كتاب براي كتابخانه هاي عمومي از ناشران مختلف و جذب نيروي انساني براي اداره ي كتابخانه از فارغ التحصيلان رشته ي كتابداري به صورت رسمي است.

انجمن كتابخانه ي هر شهرستان نيز زير نظر انجمن كتابخانه ي استان قرار دارد.

انجمن كتابخانه ي شهرستان داراي 5 عضو ثابت و 4 عضو متغير است .

اعضاي ثابت شامل:

1-       فرماندار شهرستان به عنوان رئيس انجمن

2-        مسؤول فرهنگ و ارشاد به عنوان دبير انجمن

3-        شهردار

4-       رئيس آموزش و پرورش

5-       رئيس شوراي شهر

و اعضاي متغير (در ديلم) شامل:

1-       بخشدار امام حسن

2-       مسؤول كتابخانه ي امام حسن

3-       كارمند آموزش و پرورش

4-       دبير آموزش و پرورش

 

كليه تصميم گيري ها در رابطه با  اداره ي كتابخانه ، بر عهده ي  اين انجمن است. علاوه بر اين ،  انجمن موظف است در جلسات خود مشكلات كتابخانه را نيز بررسي و حل و فصل كند. بعضي از مشكلات بايد توسط اعضا حل شود و بعضي به استان و هيات امناي تهران ارجاع داده شود .

 

 مشكلاتي مانند كمبود كتاب و كمبود نيروي انساني و... بايد توسط انجمن به استان و تهران ارجاع داده مي شود.و مشكلاتي  مانند هزينه هاي آب و برق و پرداخت نشدن فيش هاي مربوطه ، چگونگي انبار كتابها و ... بايد در جلسه مطرح و تصميم گيري شود.

انجمن براي حل بعضي  مشكلات كتابخانه از نيم درصد درآمد شهرداري و حق عضويت اعضا استفاده مي كند.

 

يكي از مشكلات كتابخانه ي ديلم عقب ماندن پرداخت 6 ماهه ي پول آب و برق و تلفن بود كه توسط نويسندگان وبلاگ اين هزينه پرداخت شد . يكي ديگر از مشكلات كمبود نيروي انساني بود كه هنوز آقاي افراسيابي پيگير اين مسئله هستند، در صورتيكه هيات امناي تهران نيز با جذب نيروي رسمي موافقت نكند .با توجه به نيم درصد درآمد شهرداري (در صورت پرداخت)، با هماهنگي با انجمن كتابخانه ي استان ، كتابخانه مي تواند نيروي قراردادي جذب كند و اين مشكل نيز حل خواهد شد.

در پايان از فرهنگ و ارشاد تقاضا مي كنيم مشكل مكان كتابخانه رو هم كه بسيار نا مناسب است رو پيگيري كنند و اين مشكل رو نيز حل كنند.

 

 

 

 

 

لينک ثابت نوشته شده توسط در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:24
ليلی و مجنون
گله مي‌كرد ز مجنون ليلی / كه شده رابطه‌مان ايميلي
حيف از آن رابطه‌ی انسانی / كه چنين شد كه خودت مي‌داني
عشق وقتی بشود دات‌كامی / حاصلش نيست به جز ناكامي
نازنين خورده مگر گرگ تو را / برده يا دات‌نت و دات‌ارگ تو را
بهرت اي‌ميل زدم پيشترك / جای سابجكت نوشتم: به درك
به درك گر دل من غمگين است / به درك گر غم من سنگين است
به درك رابطه گر خورده ترك / قطع آن هم به جهنم به درك
آنقدر دلخورم از اين ايميلم / كه به اين رابطه هم بي‌ميلم
مرگ ليلی نت و مت را ول كن / همه را جای OK کنسل کن
OFF كن كامپيوتر را جانم / يار من باش و ببين من ON ام
اگرت حرفی و پيغامی هست / روی كاغذ بنويس با دست
نامه يك حالت ديگر دارد / خط تو لطف مكرر دارد
خسته از Font و ز Format شده‌ام / دلخور از گردالی @ (ات) شده‌ام
كرد ريپلای به ليلی مجنون / كه دلم هست از اين سابجكت خون
باشه فردا تلفن خواهم كرد / هر چه گفتی كه بكن خواهم كرد
زودتر پيش تو خواهم آمد / هی مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتی تو عزيزم ليلی / ديگر از من نرسد ايميلي
نامه‌ای پست نمودم بهرت / به اميدی كه سرآيد قهرت
لينک ثابت نوشته شده توسط ساسان یگانگی در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 8:13
حافظ در عصر جدید

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بي خيالي
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باری
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقي
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگي
گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگي
گفتم : سراغ داری ميخانه ای حسابي ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
! گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي

لينک ثابت نوشته شده توسط حسن درویشی در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 11:38
جوانان دیلم

درود بر شما

داشتم نظرات دوستان را مرور می کردم که به نوشته ای از آقای حسین افتخاری، رسیدم. قلمی روان داشت و اصول نوشتن از مقدمه به نتیجه گیری را خوب رعایت کرده بود. در مرحله اول از داشتن چنین جوانانی در زادگاهم خرسند شدم. حیف است این قلم ها، ناشناخته باشند و پس از مدتی ناامید شده و از نوشتن بمانند. برای آشنایی بیشتر شما با ایشان، عین نوشته را کپی می کنم و البته این کار به معنی تائید نظرات نویسنده توسط اعضای وبلاگ نیست. بلکه راهی برای ارتباطی گسترده تر با همشهریان جوان و ارج نهادن به قلم آن هاست.

با عرض سلام خدمت مدیر و نویسندگان وبلاگ دیلمی- یل
دیشب 28/2 /85 وبلاگ شما را برای اولین بار بازدید کردم و با توضیحاتی که استاد میرجهانمردی هنگام معرفی به من داده بودند متوجه شدم وبلاگ شما می تواند محلی برای تضارب آرا واندیشه ها در راستای کارهای فرهنگی و شاید هم اقتصادی و سیاسی باشد تا با روی هم ریختن افکار بتوان مردم و شهر را به آنچه من تعالی و خیلی ها پیشرفت و تمدن می نامند سوق داد. بدین لحاظ بعنوان اولین همکاری با آن شورای محترم پیش زمینه را در خصوص طرح اعتلای فرهنگی دیلم خدمتتان اسال می کنم.باشد که همکاریمان در راه تحقق آیه " تعاونوا علی البر و التقوی " باشد.
پیش زمینه ای بر طرح اعتلای فرهنگی دیلم
(استفاده از اهرم های فرهنگ سازی اسلامی موجود جهت ارتقائ سطح تعالی شهر دیلم)
تحقیق وطراحی : حسین افتخاری
معضلی که همیشه شهر ما در سطح مدیران ارشد از آن رنج می برد ، نداشتن مدیری با دید بلند و وسیع به همراه نگاه به آینده است و دیگر اینکه فرهنگ و فرهنگ سازی اسلامی که اساس دنیا و عقبای ما بر مبنای آن است هنوز برای اکثر مدیران ما تعریف شده نیست و حتی نمی دانند فرهنگ به چه معنی است و فرهنگ سازی چگونه است ؟ اینجاست که بر ما مردم واجب است ( از محل وجوب امر به معروف ) برای تعالی شهر اقدام کنیم آنهم فارغ از سیاست و فارغ از پست و مقام خواهی و فارغ از طلب معروفیت .
بطور کلی انسانها بسته به سطح تفکرشان با سه دیدگاه نسبت به مسائل نگاه کرده و اظهار نظر میکنند:
1- با دید تکنیکی (تکنیسین ) 2- با دید تاکتیکی (تاکتیسین ) 3 – با دید استراتژیکی (استراتژیستین )
بطور مثالی : در یک پروژه برج سازی استاد کار لوله کشی که متخصص لوله کشی یک واحد آپارتمانیست را در کار خود یک تکنیسین می گوئیم . در یک نگاه بالاتر مهندس لوله کشی برج را که با دیدی بالاتر چگونگی ارتباط میان لوله کشی تمامی آپارتمان های آن برج را طراحی میکند را کسی با دید تاکتیکی گرفته ودر بالاترین نگاه معمار برج را که با نگرشی بالاتر از همه تمامی تخصص های لوله کشی، برق کشی، گاز رسانی، شوفاژ و غیره را تلفیق کرده و برج را طراحی میکند کسی با دید استراتژیک می گیریم. ( مثال برای درک مفاهیم است )

دید استراتژیک سه شاخصه دارد : 1- از بالا نسبت به مسائل نگاه کردن 2- وسیع و همه جانبه نگر بودن 3- نگاه به دور دست وآینده داشتن مانند فرق کسی که در وسط شهر ایستاده باشد با کسی که با هلیکوپتر بالا رفته و به پائین نگاه کند پس به تبع : 1- همه چیز را میبیند 2- دایره دید او وسیع است و3- در نگاه افقی نیز تا دور دست را میبیند.
به جرات میتوانم بگویم در عرصه مسائل فرهنگی شهر دیلم هیچ کس مانند من دارای دید وسیع ، همه جانبه و بلند مدت نسبت به چگونگی کار فرهنگی نیست و لذا بر آن هستم تا جائی که بتوانم طرح جامع اعتلای فرهنگی دیلم را نوشته و جهت اصلاح وسپس اجرا بزودی در معرض دید عموم قرار دهم. اما :
در طراحی این پروژه اولین گام شکافتن ترکیب سخت و تعریف ناپذیر "فر" و "هنگ" (فرهنگ) است . کلمه فرهنگ در فارسی معادل کلمه " اگری کالچر" در انگلیسی است که مفهوم اصلی آن : کشت و زرع است. بله انگلیسی ها به مراتب بهتر ما کلمه ای را که بتواند معنای واقعی فرهنگ را برساند را انتخاب کرده اند چون فرهنگ سازی یعنی کشت و زرع ولی نه در زمین بلکه در ذهن افراد یک جامعه و کشت و زرع چهار مرحله دارد :1- آماده کردن و شخم زدن 2- کاشت 3- داشت 4- برداشت
یعنی ابتدا باید در ذهن افراد نسبت به موضوعی که می خواهیم آن را جا بیندازیم مقدمه چینی کرده و ذهن آنها را آماده کنیم . سپس آن موضوع را به آنها ارائه کرده و در ذهن آنها آن را بکاریم. سپس در طول چند سال موضوع را آنقدر تکرار کنیم تا در اذهان نهادینه شود . پس از طی این مراحل طولانی چیزی که به رفتار افراد تبدیل میشود همان چیزی است که شما یک وقتی آن را کاشته اید. پس مهمترین گزینه در فرهنگ سازی استمرار و پیگیری است.

ولی شما به راحتی می بینید در اثر ندانستن تعریف کلمات توسط مسئولین ، هر نهادی به نوبه خود همایشی برگزار می کند و بودجه های بیت المال را صرف می کنند و فقط در طول دو ساعت مثلا یک دکتر می آورند تا در خصوص حجاب برای خانمها صحبت کند ، بعد از جلسه هم همه چیز ول می شود اسمش را هم می گذارند کار فرهنگی. این همه هیئت های مذهبی کار می کنند ولی چرا تاثیر گذاری کم است؟ چون همه اش برای شش روز است از چهارم محرم تا دهم . امام حسین را که کشتند همه چیز ول می شود تا اربعین و بعد از آن هم تا عاشورائی دیگر. میدانید؟ کار از اساس خراب است: گزاره های فرهنگی را که حسین (ع) بخاطر آنها رفت، جنگید و شهید شد را ول کرده و فقط گریه می کنیم که چرا حسین را کشتند؟ آنوقت نماز نخواندن در بین جوانان، به غایت . روزه نگرفتن ، به غایت . چیزی که یزید می خورد و مست می کرد و حسین با او جنگید تا در اسلام چنین نباشد، در عروسی هایمان به غایت . امر نکردن به معروف، فراگیر. نهی کردن کسی از منکر ، عیب است زشت است ما چکار به مردم داریم مملکت صاحب دارد به ما چه !!. خبر داشتن از همسایه و فقرا با آنهمه تاکید اسلام ، خیلی کم . رشوه خواری با هزار و یک دلیل بر رد اتهام خود و با گذاشتن هزار و یک اسم بر آن مانند : شیرینیه ، هدیه است و ... ، به غایت .از بیت المال می دزدیم می گوئیم سهم خودمان را برداشته ایم ، عجب !!! آنوقت در مقابل همه اینها کار فرهنگی البته با تعریفی که ما داریم ، هیچ . اما مدعیان کار فرهنگی : همه !! هر کس که به نوعی مسئولیت دارد ادعای کار فرهنگی در شهر را هم دارد. یا آنها سر خود را زیر برف کرده اند یا من حرف های ایده آلیسم و یا رمانتیکانه میزنم. اما اوضاع اینچنین نمی ماند تا طرح اعتلای فرهنگی دیلم منتظر باشید . با من تماس بگیرید: heftekhary@yahoo.com

لينک ثابت نوشته شده توسط داریوش راستی در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 10:46
کلوزآپ
کوتاه سخن اينکه می‌خواهم به خوانندگان گرامی اين وبلاگ اين مطلب را بگويم که نظرات شما و واقعاً همه آنها چندين بار توسط نويسندگان وبلاگ خوانده شده و مورد بحث و بررسی قرار می‌گيرد. اين مساله نشان از آن دارد که نظر شما هر چه که باشد برای نويسندگان اين وبلاگ ارزشمند است و مورد بحث و کنکاش قرار می‌گيرد اگر چه ممکن است شما از صحبت‌های پشت پرده مطلع نباشيد. چيزی که مهم است اينکه نظرات شما هم کم از اصل مطالب نيست و به وبلاگ جهت می‌دهد. لذا شما هم در نظردهی‌های خود بيشتر دقت کنيد.

مطلب ديگر اينکه احساس می‌کنم که بار زيادی بر روی اين وبلاگ قرار گرفته است و انتظارات خاصی (به حق يا به ناحق) از آن می‌رود بگونه‌ای که زير ذربين رفته است. اين اتفاق به خودی خود باعث خوشحالی است و يک وبلاگ و نويسندگان آن بايد خيلی خوشحال باشند که وبلاگشان به درجه‌ای از اهميت دست يافته و از سوی خوانندگانش تا حدی جدی گرفته می‌شود. والا هزاران وبلاگ هستند با مطالب متنوع که خوانندگان آنها از تعداد انگشتان دست فراتر نمی‌روند.
بی‌پرده بگويم، دليل اين امر را اولين حضور جدی ديلم و مسائلش در اينترنت و وب می‌دانم. حضوری در شکل جديد و فراتر از قالبهای رسمی و سنتی که تا به امروز حول اين شهر و مردمش بوده است. اين وبلاگ، اگر حافظه‌ام و جستجويم در گوگل ياری دهند، به نوعی اولين تريبون آزاد بخشی از جوانان يا اهالی ديلم است که آزادانه می‌آيند و مطالبی را در زمينه‌های مختلف مطرح می‌کنند، حال بعضی‌ها در کسوت نويسنده وبلاگ و البته تعداد بيشتری در قالب خواننده و نظردهنده. اگر اين مقدمه را قبول داشته باشيم، قبول خواهيم کرد حجم بالايی از مطالب (مطالبات) و مسائل رنگارنگ اين شهر محروم می‌خواهند خود را به نوعی از روزنه اين وبلاگ به عرصه حضور برسانند و به نوعی با يک انفجار مسائل انباشته شده مواجه هستيم. حال آيا اين وبلاگ محل مناسبی برای اين کار هست يا نه و اين که آيا اين وبلاگ يا وبلاگ‌های مشابه تاب و تحمل اين انباشتگی را دارند يا خير بحث‌های دامنه‌داری هستند که دامن زدن به آنها در توان و تخصص اين نوشته و نويسنده آن نيستند و نظرات دوستان را طلب می‌کند. چيزی که عيان است نوشته‌های مختلف دوستان و نظرات جورواجور خوانندگان و البته عجله و بی‌صبری برخی از هر دو طرف.
يکی دنبال کار فرهنگی است. ديگری می‌خواهد چيزی زودتر اجرايی شود. خواننده‌ای گله می‌کند پس شما داريد در اين وبلاگ چکار می‌کنيد؟ زودتر! ديگری از تاريخ شهر می‌گويد. نظردهنده‌ای چراغ خاموش می‌آيد و نوری بر وبلاگ می‌تاباند بی‌آنکه خود نوری ديده باشد. کسی دل می‌سوزاند. کسی تحقير می‌کند. ديگری حمايت می‌کند. آن يکی فقط می‌خواند و چراغ خاموش می‌آيد و همانطور می‌گذرد و نظاره‌گر است. خلاصه همه جورش را داريم و اگر غير از اين بود بايد در عجب بود. غير از اين می‌شود همان قالب و پيله‌ای که تاکنون دور خود داشته‌ايم. اين فضای جديد وهم انگيز است. سوال برانگيز است. ايجاد شک می‌کند. گمراه می‌کند. اميدوار می‌کند و به همان سرعت هم نااميد. اما اميد به چه؟ نااميدی از چه؟ واقعاً همين حالا از خودمان سوال کنيم: من نويسنده يا من خواننده و در کل من ديلمی از اين وبلاگ چه انتظاری دارم؟ اين وبلاگ چه می‌تواند برای من و شهرم بکند؟ چرا آن را می خوانم؟ چرا آن را می‌نويسم؟ سوالات زياد است. جوابشان با خودتان.

کلوزآپ: مطلبی در مورد مشکلات ترمينال شهر در وبلاگ زده شده است و عده‌ای هم نظرات مختلفی داده‌اند. از قضا شهردار شهرمان از وجود اين وبلاگ با خبر است و اتفاقاً خوش شانس هستيم که روزی آن مطلب و نظرات اهالی شهر را می‌خواند.
نتيجه: شهردار از نظرات و مطالب شهروندان در مورد نارضايتی‌شان از وضع ترمينال بدون واسطه مطلع شده است. همين!
سوال: آيا شما برای گفتن همين نظرات‌تان اصولاً در گرما می‌رفتيد در شهرداری؟ آيا رئيس دفتر شهردار به شما وقت می‌داد؟ آيا شهردار در دفترش حاضر بود؟ آيا شما به راحتی و بدون لکنت و مثل همين وبلاگ با شهردار شهرتان آزادنه و متهورانه حرف می‌زديد؟ آيا شما حوصله اين کار را می‌داشتيد؟ آيا... آيا شهردار پس از شنيدن حرفتان فوراً دستور اقدام می‌داد؟ يا وی هم مسائل و حرفهای خود را داشت؟ آيا می‌توانستيد ده نفر را راضی و همراه به اين کار کنيد؟ اگر بيست نفر جور می‌کرديد باز هم مساله ترمينال ديلم حل شده بود؟
اگر جوابتان به سوالات فوق بله است که ديگر چند سطر باقی مانده را نخوانيد و همين الان با دفتر شهردار تماس بگيرید و طلب وقت ملاقات کرده و کار را شروع کنيد. شما سوپرمن اين مردميد! اگر هم جوابتان منفی است پس چرا انتظار داريد صرف وجود يک وبلاگ و طرح مسائل مختلف در آن، همه آن مسائل صرف طرح حل هم شوند؟ شهری که عوامل اجرائی و مسوؤلين امور آن با مسائلش دست به گريبان هستند (مانند هر شهر ديگری)، چرا انتظار هست که با نوشتن در مورد آن در يک وبلاگ (وبلاگ را می‌شناسيد؟) يک تنه همه چيز را ظرف يک ماه از بدو تولد حل کند. بيائيد اندکی منطقی‌تر، اندکی صبورتر، اندکی منصف‌تر و اندکی همراه‌تر باشيم. (داخلی: دود سفيد! بقيه دودکشها زنگ زدند!)

پی نوشت: بعد از پست این مطلب حکیمانه(!) رفتم سراغ نت دیدم بعله! بی بی سی فارسی هم وبلاگ داره شده! به نظر خودم خبر مهمی بود. این یک تیکه متن رو هم برای شما انتخاب کردم: "داشتم فکر می کردم که اولين نوشته خودمو تو وبلاگ چه جوری بايد شروع کرد، اونهم وبلاگ بی بی سی فارسی! بعد ديدم اين "تفکر" داره زيادی طولانی می کشه! به خودم گفتم، سخت نگير، وبلاگ، وبلاگه، حالا می خواد مال بی بی سی باشه يا بچه های باحالی که در گوشه و کنار دنيا وبلاگ دارن..." متاسفانه فکر کنم خیلی ها نتونن اون رو بخونند چون بی بی سی ظاهرا فیلتره!

لينک ثابت نوشته شده توسط ساسان یگانگی در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 10:17
ماشین دودی

بنده خدایی می گفت: بچه که بودیم قطار شهری تهران - شاه عبدالعظیم راه افتاد. به آن ماشین دودی می گفتند. موقعی که در ایستگاه بود، همه دور آن می چرخیدیم و از عظمت و بزرگی آن شگفت زده می شدیم و به به و چه چه می کردیم ولی همین که به راه می افتاد دنبال آن می دویدیم و هو می کشیدیم و ماشین دودی را با سنگ هدف می گرفتیم. حال حکایت ما انسان هاست. تا وقتی آدم های اطراف ما ساکن و یکجا باشند و هیچ حرکتی نکنند، به به و چه چه می کنیم و هیچ عیبی هم در آن ها نمی بینیم چون کاری نمی کنند که عیبی نمایان شود و به اصطلاح مشق نانوشته، غلط ندارد. ولی بیچاره کسی که حرکتی بکند، دنبالش می افتیم و هو می کشیم و نقاط ضعفش را پیدا کرده و با سنگ که نه، با تیر زهرآگین نیشخند و متلک هدف قرار می دهیم. تا کی می خواهیم بدینگونه زندگی کنیم؟ تا کی باید افراد بی مسئولیت و ساکن ارزشی بیش از افراد فعال و متعهد داشته باشند. بیائید حرکت را ارزش بدانیم و از افرادی که حرکت می کنند، هر چند ناچیز و بی مقدار از نظر ما، حمایت کنیم. شاید برخی به نیرو و حرکت اولیه نیاز داشته باشند. بیائید اگر محرک نیستیم، سرعت گیر هم نباشیم.

لينک ثابت نوشته شده توسط داریوش راستی در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:16
بندر دیلم

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

آشنايي با شهرستان ديلم

1- قدمت تاريخي :

قرائن تاريخي نشان مي دهد كه قدمت اين بندر به دوره هخامنشي مربوط مي شود ، كه وجه تسميه آن به خوبي روشن نيست . چرا كه در ادوار مختلف اين منطقه اسمهايي داشته است . بندر تيلمون (ديلمون) برگرفته از: نام قديم بحرين و سـرانجام بنــدرديلم نــامهايي بوده انـد كه بـه اين شهرستان اتلاق گرديده است./ط 21/2

و نام هاي ذكرشده ديگري درتاريخ است كه اين شهر را ديـل، ديلـه هم ناميده اند.

در دوره هخامنشي دو رشته راه، پارسارگاد و تخت جمشيد را به هرمز، بندرديلمون و آستانه دركرانه خليج فارس مربوط مي ساخته كه بنادر ديلمون ، هرمز و ريشهر ( بوشهركنوني ) در دوره مذكور از مراكز تجاري بوده اند، صدور روغن چراغ ، نفت از بندر شي نيز (سي نيز) باقي مانده از دوره ساسانيان و پارچه هاي كتاني و فلزات گرانقيمت مرسوم بوده است.

آثــار پنج شهــر تاريخي با نامهاي سي نيز (شي نيز) ، اسلجان، مهروبان، سنجاهان و توستان از دوره هاي قبل از اسلام در اين شهرستان كشف و به ثبت رسيده است كه با وجود اسناد تاريخي و سفرنامه هايي ازجمله سفرنامه ناصرخسرو ، تاريخ اين شهرستان بين 2300 الي 2500 سال اعلام گرديده است.

 

2- جغرافيايي و اقليمي :

شهرستان ديلم با 2735 كيلومتر مربع مساحت و قريـــب به 000/30 نفر جمعــيت بـــه عـنوان شمالي ترين نقطه استان بوشهر با مختصات جغرافيايي 29 درجه و44 دقيقه تا 30 درجه و14 دقيقه عرض شمالي و 50 درجه  و 8 تا 50 درجه و 26 دقيقه طول شرقي واقع گرديده است.

محدوده اين شهرستان از شمال به استانهاي كهگيلويه و بويراحمد و خوزستان -  از شرق به استان فارس ، از جنوب به شهرستان گناوه و خليج فارس از مغرب نيز به خليج فارس محدود مي شود.

از نظر طبيعي به سه بخش عمده كوهستاني (كوهپايه هاي زاگرس) و تپه هاي ماهوري ، جلگه پست و حـــاصلخيز دشت ليراوي تشكيل مي گردد. قسمتي از نوار ساحلي نيز متشكل از : شـــوره زار و ماسه زاراست. هيچ رودخانه دائمي وجود ندارد. و تنها رودها و دره هـــاي فصلي از كوهپايه هاي شرقي به طرف خليج فارس امتداد دارد.

 

  

3-  جغرافياي سياسي :

فرمانداری شهرستان دیلم بر اساس مصوبه 22/7/1374 هیات دولت جمهوری ایسلامی ایران بخش دیلم از شهرستان گناوه منفک و به شهرستان تبدیل گردید.

شوراهای اسلامی شهر و روستا :

شورا ی اسلامی شهرستان 1

شورای اسلامی شهر 2 ( دیلم و امام حسن )

شورای اسلامی بخش 2 (مرکزی و امام حسن)

شورا ی اسلا می روستا 16 که ( 7 شورا جزء بخش امام حسن ) و ( 9 شورا عضو بخش مرکزی )

شهرستان ديلم با مركزيت شهر ديلم داراي دو بخش مركزي و امام حسن مي باشد كه بخش مركزي با دو دهستان حومه و ليراوي شمالي و مركب از 21 روستا مي باشد.

بخش امام حسن با مركزيت شهر امام حسن داراي دو دهستان ليراوي مياني و ليراوي جنوبي كه شامل 21 روستا مي باشد تشكيل مي گردد.

شهرستان ديلم داراي دو شهر ديلم و امام حسن است.

 

4- جمعيت :

بر اساس سرشماري مركز بهداشت درسالجاري جمعيت تقريبي شهرستان 28250 نفر بوده كه از اين تعداد تقريبي 14281 نفر مرد و13969 نفر زن بوده و21201 نفر شهري و7049 نفر روستايي ي باشد.

 

5- اشتغال :

اشتغال مردم  شهرستان را بطور كلي مي توان به چند بخش تجاري، صيادي ، كشاورزي وخدماتي تقسيم كرد.

تجارت: طيف گسترده اي از مردم ديلم با مسافرت به كشورهاي عربي در امر صادرات و واردات كالاها به امور خدماتي در اين بخش كشاورزي مشغول فعاليت مي باشند. از طريق دريا بصورت مسافرت به كشورهاي حاشيه خليج فارس و رونق بازار كار امروزي فعاليت دارند مي باشند . درپي آن بخشي از مردم نيز در بازار شهر با مبادله كالاهاي مذكور به فعاليت اقتصادي مي پردازند.

 

صيادي : فعاليت در اين بخش با وجود صيدگاههاي بهرگان، و ديگر صيدگاهاي منطقه بصورت سنتي در اسكله هاي صيادي ديلم و امام حسن صورت مي پذيرد. پرداختن به صنعــت پرورش ميگو در بيش از 50 مزرعه پرورشي از ديگر مشاغل وابسته به شيلات طي سالهاي اخير دراين شهرستان مي باشد.

كشاورزي :

كشاورزان اين منطقه با برخورداري از 42 هزار هكتار اراضي مستعد كشاورزي به كشت غلات (گندم وجو) بصورت گسترده و با روش ديم مشغول به فعاليت مي باشند.

توجه دولت در سالهاي اخير با سرمايه گذاري در اين بخش و انتقال آب سد چم شير، توسعه كشاورزي مكانيزه و بهره برداري از آبهاي سطحي اميد به رونق و توسعه را دراين بخش درسالهاي آتي نمودار مي سازد.

 

   خدمات:

وجود شركتهاي متعدد درحوزه هاي نفتي در اين منطقه ( متاسفانه در بخش خدمات دولت نتوانسته

است رضايت عمومي را جلب نمايد ) !!!؟ انتظار دارند بتوانند از اين موقعيت و فرصت جهت اشتغال و كاهش بيكاري  مردم بويژه جوانان منطقه بهره بيشتري داشته باشند.

بخشي در ادارات و نهادها و تعداد كمي هم در اين شركتهاي موجود در منطقه فعاليت مي نمايند.

درهرحال بيكاري  يكي از مسائل و مشكلات عمومي گربيانگير اين منطقه مي باشد.

6 - مناطق و میادین نفتی :

میداین نفتی نوروز و سروش و بهرگانسر

تلمبه خانه گوره  که کار انتقال نفت از حوزه ها ی نـــفتی را با پایانه ها ی نفتی خارگ و بهرگان میسر می سازد.کارخانه گاز ngl 1300    در مجاورت روستا ی سیاهمکان تامین کننده بخشی از مواد اولیه پتروشیمی ماهشهر

7 - شيلات-  گمرك :

در شهرستان با وجود 62 فروند قايق دراسكله ديلم، 84 فروند قايق دراسكله صيادي امام حسن و60 فـــروند لنج صيــادي دراسكله صيادي ديلم ، صيد وصيادي بصورت سنتي دراين منطقه صورت مي گيرد.!!!

196 فروند لنج سفاري دراسكله تجاري ديلم به امر تجارت در بخش صادرات و واردات مي پردازند.

 

 8 - آموزش و پرورش :

 آموزش و پرورش شهرستان با دارابودن 18 آموزشگاه درمقطع كودكستاني- 36 آموزشگاه درمقطع ابتدايي – 17 آموزشگاه در مقطع راهنمايي- 18 آموزشگاه درمقطع متوســطه – 7 آمـــوزشگاه در مقطع دبيرستان به امر تعليم و تربيت 600/7 دانش آموز و نوآموز درحوزه هاي شهر و روستا يي مي پردازد.

 

9 - خدمات پس از انقلاب :

در بخش آب روستايي : 

روستاهاي برخوردار از آب 32 روستا و روستاهاي غيربرخوردار از آب 3 روستا كه جمع خانوار آنها 6 خانوار مي باشد.

در بخش برق :

كليه روستاهاي شهرستان داراي برق مي باشند به جزء روستاهاي مال سنان، قنات ، شيرونك و اسفندياري كه جمعيت خانوارهاي آنان زير 5 خانوار مي باشد.

دربخش راه :

كليه روستاهاي شهرستان داراي راه روستايي مي باشند  بجز روستاهاي مال سنان، قنات ، اسفندياري در بخش امام حسن و روستاي سياهمكان كوچك واقـــع در بخـــش مركزي فاقد راه مي باشند.

باستين در بخش امام حسن داراي راه شوسه مي باشند.

دربخش تلفن :

مـــال سنان ، قنات ، شيرونك و اسفندياري در شهرستان ديلم كليه روستاهـــا بجز روستاي زير 5 خانوار ( مال سنان، قنات، شيرونك و اسفندياري ) داراي تلفن مي باشند.

در بخش درمان :

شبكه بهداشت و درمان شهرستان ديلم داراي 4 مركز بهداشت درماني ( مركز بهدشات شبانه روزي امام رضا(ع)- حضرت فاطمه ، امام سجاد سياهمكان و شهيد حسين زاده امام حسن ) و تعداد 11 خانه بهداشت روستايي و 5 اكيپ پزشك خانواده در شهرستان فعاليت مي نمايد.

3 داروخانه شهري و يك داروخانه مستقر در مركز درماني امام رضا(ع) ارائه خدمات دارند.

 

10 - مساجد – حسينيه ها و علماء و افراد مطرح كه درگذشته به شهرستان سفر و سخنراني نموده اند:

 

مساجد:

تعداد مساجد شهر  13 مسجد– حسينيه شهر ديلم 6- شهر امام حسن 1

مساجد روستا: 30 مسجد- حسينيه روستا 8 حسينيه

علماء:

 قبل از انقلاب آيت الله الهي – آيت الله عبايي خراساني

پس از انقلاب آيت الله ملكوتي ( امام جمعه تبريز ) – آقـــايان: فخرالدين حجازي – بادمچيان – آيت الله خزعلي- عسكراولادي- محسن رضايي-( شمخاني- رحيم صفوي  بدون سخنراني)–

حجه الاسلام رفسنجاني و ناطق نوري

آيت الله نمازي( دادستان استان) – آيت الله غيوري (نماينده رهبر در سفر به استان)- حجه الاسلام كروبي (بحث انتخابات)- آقايان: سعيدي كيا ( وزير مسكن)-  نژاد حسينيان وزير وقت صنايع- موسوي لاري ( وزير سابق كشور)- اسكندري وزير جهاد كشاورزي – حجتي وزير سايق جهاد كشاورزي (بدون سخنراني)- بشارتي (رئيس دفتر مناطق محروم)- مهندس بيطرف (وزير نيرو)- كرباسيان ناظر گمركات ايران

 

 

 

در پایان از آقای حسن درویشی مسوول دفتر فرماندار ی بندر دیلم تشکر می کنیم که این اطلاعات رو در اختیار ما قرار دادند.

 

 

لينک ثابت نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:21
در حاشیه جلسه

 

با اجازه مدیر وبلاگ،

 معمولا در کنار رویداد های مهم یکسری خبر ها بعنوان حاشیه اتفاق می افتد.که معمولا از خود اصل خبر گاهی مهم تر و جالبتر میشود.با توجه به اینکه پس از خواندن متن مقاله "صورت جلسه" احساس کردم که شاید بعلت کمبود وقت مدیر جلسه، این گزارش خیلی خلاصه شده می باشد.وممکن است این احساس را در خوانندگان ایجاد کند که جلسه خیلی مختصر و مفید بوده بنابر این تصمیم گرفتم که مقاله زیر را اماده کنم.

نمی دانم دوستان صلاح می دانند یا نه ولی به هر حال من فعلا سایر افراد را بدون ذکر نام می اورم و نظراتشان را می نویسم.اگر بعدا کسی از دوستان خواستند می توانند بگویند که نام ها اضافه شود ویا مطلب از وبلاگ حذف گردد.

نفر اول: ایشان معتقد بودند که بهتر است بجای عضو گیری های جدید ما سایر دوستان را تشویق به تشکیل گروه های موازی کنیم.و در مورد وبلاگ می گفتند با توجه به اینکه دنیا امروز بسمت مکتوب کردن اهداف وتعیین خط مشی می باشد بهتر است ما هم هدف وبلاگ و گروه را بصورت مکتوب در بیاوریم .تا "هر کسی از ظن خود شد یار من" برای ما پیش نیاید.در مورد کتابخانه این دوستمان عقیده داشتند به کسی که گرسنه است باید ماهیگیری یاد داد  نه برای او ماهی خرید .و باید علت عدم پرداخت قبوض کتابخانه ریشه یابی شود.

نفر دوم : که این وبلاگ را مکانی مقدس می دانست و نوشتن به منظور اطلاع رسانی را کاری مفید می دانست و این وبلاگ را به مانند یک مجله خبری فرهنگی میدانست.

 

نفر سوم:معتقد بودند که به عنوان یک دیلمی که بخشی از موفقیت خود را مدیون دیلم می دانند.نیاز به کار عملی بیشتر را احساس می کنندو همینطور فکر می کردند بهتر است با مسولان ارتباط بیشتری داشته باشیم.

 

نفر چهارم : که خودم باشم البته خیلی کم صحبت کردم ولی در کل با نفرات اول و دوم در مورد تعیین اهداف وخط مشی وبلاگ کاملا موافق بودم و نوشتن در این وبلاگ را هم امری مهم می دانم که نظرات بازدید کنندگان مبین سطح انتظاراتشان هست.نکته دیگری که من در خواست کردم ولی نهایی نشد نوشتن پارچه در مورد زمان و محل پاکسازی ساحل بود که منتظر نظرات اعضاء در وبلاگ هستم در ضمن مسولیت این کار را نیز خود بعهده می گیرم.

 

نفر پنجم: ایشان هم با نظرات نفر اول در مورد کتابخانه ونفر دوم در مورد وبلاگ و با ارزش بودن ان موافق بود.

نفر ششم : معتقد بود که نباید این احساس در خوانندگان وبلاگ ایجاد شود که ما می خواهیم ومی توانیم دور از دیلم و با ماهی یکبار دیلم رفتن کل معزلات و مشکلات چندین وچند ساله شهر را حل کنیم.و اینکه نباید طوری برخورد شود که مسولان شهر احساس کنند هدف ما اخلال در شهر و زیر سوال بردن انها است.و اینکه معتقد بودند برای کارهایمان نباید از مسولین شهری کمک بگیریم بلکه روی کمک های مردمی حساب کنیم.

نفر هفتم : احساس می شد معتقدند که مسایل در وبلاگ پیگیری نمی شود ودر حد شعار می ماند.

 

نفر هشتم:هم معتقد بود که نیاز است که اعضا و نویسندگان ساکن دیلم بیشتری به گروه اضافه شوند.

 

در حاشیه:

اقای میرجهانمردی گفتند که جوابیه ای از شهردار  در مورد مشکلات شهری که در وبلاگ مطرح شده،دارند که بزودی در وبلاگ درج می کنند.و همینطور قرار شد با توجه به ارتباط بیشتر ایشان با دیلم خبر های  در مورد دیلم را ایشان در وبلاگ درج کنند.

با توجه به طولانی شدن بحث کتابخانه در مورد ان رای گیری شد  که  پرداخت قبوض کتابخانه تصویب شد.طی تماس تلفنی بنده با خانم شفیعی قرار شد اطلاعات بیشتری در مورد نحوه اداره کتابخانه ،توسط ایشان نوشته شود.

جلسه ساعت 9 شروع و حدود ساعت 12 تمام شد.

 

جند پیشنهاد:

به نظر من بهتر است که طرح پاکسازی شهر بصورت درشت همراه با چند عکس از زباله ها که در وبلاگ هم موجود است و زمان و ساعت ان بعنوان یک مقاله در وبلاگ  نوشته شود چون که پیام اس ام اسی من اماده است ولی اول باید این موضوع بصورت مستقل در وبلاگ اماده شود.چون که در متن ان نوشته شده بری اطلاعات بیشتر به وبلاگ مراجعه کنید.

لينک ثابت نوشته شده توسط مهدی شفیعی در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:38
طرز تهيه ي دال عدس

                                                                         

 


ادامه مطلب
لينک ثابت نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 22:46
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد